یکشنبه, ۱۴ تیر , ۱۴۰۵
رنج و اندوه انسانهای بیگناه ، شادی و هلهله تروریست های رجوی در قرارگاه اشرف 21 شهریور 1386

رنج و اندوه انسانهای بیگناه ، شادی و هلهله تروریست های رجوی در قرارگاه اشرف

به نام خدای مهربانیازده سپتامبررنج و اندوه انسانهای بیگناه ، شادی و هلهله تروریست های رجوی در قرارگاه اشرف  آن چه که مسلم است خشونت و ترور با عقلانیت و خردورزی در تضادی آشکار است.آدمی با دستهای آلوده به خون هیچوقت با ارزشهای انسانی و دموکراتیک ، آزادی و دموکراسی چفت نخواهد شد. آرمان انسانی […]

نقض حقوق بشر در مناسبات فرقه تروریستی رجوی – قسمت ۶ 20 شهریور 1386

نقض حقوق بشر در مناسبات فرقه تروریستی رجوی – قسمت ۶

خود مسعود و مریم از این مورد مستثنا نبودند و دقیقا به خاطر همین ارضا نیاز طبیعی شان بود که سعی می کردند ازدواج خودشان را توجیه کنند و همدیگر را طلاق ندهند. اینکه مسئولین قرارگاه اشرف می خواستند در بحث غسل هفتگی جلوی طغیان افراد را بگیرند و تا آنجا پیش می رفتند که افراد را از تماس فیزیکی با همدیگر منع می کردند در واقع سعی داشتند موضوع را لاپوشانی کنند

کنکاش و بررسی نقض حقوق بشر در مناسبات درونی فرقه تروریستی رجوی (قسمت ششم) 20 شهریور 1386

کنکاش و بررسی نقض حقوق بشر در مناسبات درونی فرقه تروریستی رجوی (قسمت ششم)

کنکاش و بررسی نقض حقوق بشر در مناسبات درونی فرقه تروریستی رجوی (قسمت ششم) مکان گفتگو انجمن نجات دفتر آذربایجانغربی سرکوب عواطف و امیال جنسیآرش رضایی: آقای تنهایی شما چه تحلیلی در رابطه با معضل رفتارهای غیراخلاقی پدید آمده در مناسبات سازمان دارید ؟ که دوستان به موارد و فاکت های زیادی اشاره کردند ؟منصور […]

خانه عنکبوتی مجاهدین 14 شهریور 1386

خانه عنکبوتی مجاهدین

اکبر جان یک سوال از تو و سازمانت دارم، که امیدوارم پاسخ قانع کننده داشته باشید که چرا نیروهای سازمان که برای جان دادن آمده بودند و میخواستند همه چیز خود را فدای آن بکنند، او را ترک کردند، آیا سازمان لیاقت و صلاحیت آن را نداشت که نیروهایش را حفظ بکند؟ اگر یک یا دو نفر بودند هیچ مشکلی نبود و کسی سوالی نمیکرد ولی وقتی بیش از پانصد 500 نفر یکباره آن را ترک میکنند آیا جای سوال نیست؟

نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت ۱۶ 13 شهریور 1386

نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت ۱۶

ما صدای شلیک شنیدیم، چه اتفاقی افتاده؟ تو نشنیدی؟ گفتم: ما صدای یک تیر شنیدیم بعد دیگه صدایی نشنیدیم. لحظاتی بعد از آنکه به مقر رفتیم مشاهده کردم بچه ها اغلب دارند گریه می کنند و اشک می ریزند. گفتم چی شده؟ هیچکس از فرط ناراحتی جواب مرا نداد. هنگام غروب آفتاب مهوش سپهری (نسرین) به مقر ما آمد و نشست گذاشت همه خانم ها را در آن نشست جمع کرده بودند. نسرین گفت:

میز گرد نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف (قسمت شانزدهم) 13 شهریور 1386

میز گرد نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف (قسمت شانزدهم)

میز گرد نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف (قسمت شانزدهم) مکان گفتگو : انجمن نجات دفتر آذربایجانغربی خودکشی افراد قرارگاه اشرفسعید باقری دربندی: خانم مرضیه داستان آلان محمدی را توضیح می دهید؟ مرضیه قرصی: بله ، من خودم شاهد ماجرای آلان بودم. در آن ماجرای وحشتناک آلان محمدی داخل برج بود من نیز آن […]

خاطرات قلعه اشرف – قسمت سیزدهم 12 شهریور 1386

خاطرات قلعه اشرف – قسمت سیزدهم

اکثر آنان برای رسیدن به کشورهای اروپائی و غربی و استفاده از امکانات اقتصادی آن کشورها از ایران راهی کشورهای خارجی شدند در حالیکه به لحاظ مالی در مضیقه بودند و از تحصیلات عالی نیز برخوردار نبودند، در نتیجه طعمه و شکار مناسبی برای سازمان بودند و سران سازمان نیز با استفاده از مشکلات خاص این افراد به شکلی زیرکانه و غیر انسانی و ناصادقانه سعی داشتند آنان را صید کرده و با دروغ و فریب و وعده زندگی بهتر در کشورهای غربی به دام و تله سازمان بیاندازند

مجاهدین ، آماج حملات انتقادی 06 شهریور 1386

مجاهدین ، آماج حملات انتقادی

مجاهدین ، آماج حملات انتقادی آرمان شهری که فرقه رجوی در پی آن است بی نیاز از هر گونه صداقت و رفتار معقول و شفاف تبیین می شود. ، فریب و اغواگری شیوه ای متعارف و غالب بشمار می رود زیرا در مناسبات توتالیتاریستی حاکم بر تشکیلات رجوی همه افراد انسانی در راه ارضای امیال […]

پیام تسلیت به سعید باقری دربندی 05 شهریور 1386

پیام تسلیت به سعید باقری دربندی

مطلع شدیم آقای سعید باقری دربندی از اعضای جداشده فرقه رجوی که در سال 1383 به آغوش خانواده اش بازگشت در غم از دست دادن مادرعزیز و فداکارشان در سوگ نشسته است. انجمن نجات دفتر آذربایجانغربی ضمن عرض تسلیت و اعلام همدردی با خانواده محترم سعید باقری دربندی ؛ از خداوند مهربان برای آن مرحوم […]

تاملی بر خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت پنجم 01 شهریور 1386

تاملی بر خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت پنجم

مسئولین به این خاطر سعی داشتند گاه و بیگاه به اصطلاح خودشان به من روحیه بدهند و اینگونه به من تلقین می کردند که به زودی رژیم ایران سرنگون خواهد شد و ما به ایران خواهیم رفت. حتی یکی از روزها معصومه پیرهادی مرا به اتاقش احضار کرد و گفت:” بهترین موقع به ارتش آمدی زیرا بزودی به ایران می رویم و رژیم ایران را سرنگون می کنیم.”

تاملی بر خاطرات خانم مرضیه قرصی ( قسمت پنجم ) 01 شهریور 1386

تاملی بر خاطرات خانم مرضیه قرصی ( قسمت پنجم )

تاملی بر خاطرات خانم مرضیه قرصی ( قسمت پنجم ) زنان قرارگاه اشرف در معرض خشونت سیستماتیک سال 76 – ارتش آزادیبخش ملی پروانه شهابی فرمانده ما در محور 3 زنی خسته کننده بود او مرتب نق می زد ، خاطره خوبی ازاو ندارم چون به عواطف زنانه ما توجهی نداشت و همه هم و […]

نقض حقوق بشر در مناسبات فرقه تروریستی رجوی – قسمت ۵ 29 مرداد 1386

نقض حقوق بشر در مناسبات فرقه تروریستی رجوی – قسمت ۵

آفرین داری حرف های ذهن و دلت را می زنی. ولی واقعیت جور دیگری بود یعنی تاثیرات این نشست ها واقعا تهوع آور بود در یکی از نشست ها واقعا حالم به هم خورد چرا چون یکی از بچه ها را وادار کردند به مسائلی اشاره کند که صرفا برای شیرینکاری بود تا مسئول نشست را راضی کند و او واقعا بیگناه بود

blank
blank
blank