چهارشنبه, ۲۰ خرداد , ۱۴۰۵
دزد پر رو یقه صاحب خانه را می گیرد 21 اسفند 1386

دزد پر رو یقه صاحب خانه را می گیرد

رهبران فرقه و تحلیل گران آنان که موشکافانه در رسانه های غربی به دنبال مسائل حقوق بشری و هسته ای و سیاسی ایران و عراق و…. می باشند تا مبادا حقی به حساب ملت ایران و کشورهای منطقه رود، این بار چشم خود را به روی جنایت های اسرائیل در غزه بسته است که تا کنون حتی یکبار در اخبار و موضعگیریهایشان هنوز نامی از مردم مظلوم فلسطین به میان نیاورده وجالبتر اینکه مقاومت مردمی آنان و رهبران شان را از اقدامات تروریستی می داند حتی دوستان خارجه نشین آنها هم چشم خود را به روی این جنایت اسرائیل بستند.

ما همگی چشم به راه تو هستیم 21 اسفند 1386

ما همگی چشم به راه تو هستیم

اگر از احوال خواهرانت خواسته باشی همه بچه ها سر حال و سرزنده می باشند. خواهر بزرگ مان رعنا و خواهر دیگرمان ختایی نزدیک ده سال است که ازدواج کرده مشغول زندگی خودشان هستند و من هم در سال 1378 با دختر فرخ علیزاده که (اسم عروستان کفایت می باشد) ازدواج کرده ام و دارای یک فرزند پسر به نام افشین می باشم که همگی از راه دور دست بوس شما هستند. جهانگیر جان امیدوارم با رسیدن این نامه به دست شما هر چه زودتر تصمیم

نامه برادر جهانگیر جمالی 21 اسفند 1386

نامه برادر جهانگیر جمالی

به خدمت برادر عزیزم و بهتر از جانم آقای جهانگیر جمالی سلام. بعد از عرض سلام و آرزوی سلامتی امیدوارم که کاملاً صحیح و سالم و کامیاب باشید. برادر جان نزدیک بیست سال است که ما و خانواده چشم به راه شما هستیم تا شما را از نزدیک زیارت کنیم. جهانگیر جان دلمان برایت خیلی […]

دزد پر رو یقه صاحب خانه را می گیرد!! 21 اسفند 1386

دزد پر رو یقه صاحب خانه را می گیرد!!

هادی شبانی – انجمن نجات دفتر مازندران بعد از سفر آقای احمدی نژاد به بغداد لرزه شدیدی به پیکره فرقه افتاده است چرا که آنها هنوز در رویای سرنگونی توسط آمریکا بسر می برند و از درک شرایط منطقه ای و جهانی عاجز هستند مانند مورچگانی که آب به لانه شان افتاده باشد دست بکار […]

تبریک به خانم بتول سلطانی 20 اسفند 1386

تبریک به خانم بتول سلطانی

خانم سلطانی با وجود عدم دیدار فرزندانش و شاهد نبودن رشد و نمو آنها، همچنان در عراق مانده و رسیدگی به وضعیت دیگر جداشدگان و از جمله وضعیت شوهرش را، مهمتر دانسته و به این مسئله می پردازد. من شخصاً به خانم سلطانی، ترکِ این تشکیلات هیولایی، و همفکری و همدردی با دیگر جداشدگان را تبریک می گویم و برایشان موفقیت در ساختن یک زندگی جدید همراه با همسر و فرزندانش را آرزو می کنم.

تاملی بر خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت یازدهم 20 اسفند 1386

تاملی بر خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت یازدهم

همه به خاطر خلع سلاح به وسیله آمریکائیها بی آنکه تیری شلیک گردد ناراحت و افسرده شده بودند. اغلب بچه ها می گفتند چرا سلاح را دادیم؟ فرماندهانمان در پاسخ می گفتند: شما نمی فهمید!! ولی رهبری می داند چکار می کند. لایه به لایه بر سر موضوع خلع سلاح، و اینکه مسعود پیام داده بود کسی حق شلیک حتی یک تیر را نیز ندارد، مسئله دار بودند و کسی توجیه فرماندهان قرارگاه اشرف را نمی پذیرفت.

برای عزیزان مفقود شده چه کار کنیم 20 اسفند 1386

برای عزیزان مفقود شده چه کار کنیم

در هرکشوری که زندگی میکنند به نزدیکترین دفتر صلیب سرخ بین المللی مراجعه کرده و فرم مخصوص افراد گمشده را پر کنند این فرم در تمامی این دفاتر وجود دارد و صلیب سرخ هم ملزم به پیگیری است، در این فرم باید قید شود که آخرین خبر از فرد گمشده قرارگاه مجاهدین و کمپ اشرف در عراق میباشد؛ به همراه فرم هم در محل خاصی که در همین فرم وجود دارد ؛ میتوان چند خط نامه برای فرد مفقود شده نوشت ؛ صلیب سرخ ظرف دو تا سه هفته به این فرم پیگیری پاسخ خواهد داد و سازمان مجاهدین خلق هم برای این سازمان بین المللی کمتر میتواند مانع تراشی کند. در صورت وجود فرد گمشده در کمپ اشرف و نیز پاسخ او ؛ خانواده ها میتوانند برای دیدار با این عزیزان اقدام کننند. با امید موفقیت و دیدار عزیزانتان خواهشمندم بعد از پیگیری از صلیب سرخ همچنان مرا در جریان قرار دهید.

استمداد خانواده‌های گیلانی از مجامع بین المللی 20 اسفند 1386

استمداد خانواده‌های گیلانی از مجامع بین المللی

خانواده‌های گیلانی عضو انجمن نجات که عزیزانشان دربند فرقه رجوی اسیر هستند، در جریان همایشی که اخیراً در رشت برگزار شد. از مجامع بین‌المللی، طی بیانیه ای خواستار کمک به آزادی فرزندان خود که در بند گروه مجاهدین در عراق هستند، شدند.

تاملی بر خاطرات خانم مرضیه قرصی ( قسمت یازدهم ) 20 اسفند 1386

تاملی بر خاطرات خانم مرضیه قرصی ( قسمت یازدهم )

زنان قرارگاه اشرف در معرض خشونت سیستماتیک روزهای سرنوشت ساز جنگ امریکا و عراق چند روز بعد به ما گفتند مسعود به نیروها پیام داده است. پیام مسعود را یکی از مسئولین فرمانده مقر خواند. مسعود در پیام خودش گفته بود : هیچ کس حق شلیک ندارد حتی اگر به شما حمله شود و یا […]

سرنوشت مبهم فرقه مجاهدین در عراق 20 اسفند 1386

سرنوشت مبهم فرقه مجاهدین در عراق

اما نه گذشت زمان و نه اتفاقاتی که دراطراف این فرقه در حال وقوع است آنها را به فکر چاره نمی اندازد هرچند که هیچ چاره ای بجز از بین رفتن تور اختناق و بساط برده داری نوین وجود ندارد و مطمئنا فرقه مجاهدین تا آخر خط در مسیر خیانت پیش خواهد رفت و در پیام مسعود رجوی از مخفیگاه در مورد جاسوسی بی شرمانه حتی ذکر شده است که: بجای انتظاراز سپاسگزای بین المللی مجاهدین بهتراست به آزاد سازی نیروهایی بپردازند که سالهاست آنها را به بیگاری کشیده ودر سراب سرنگونی و سوار بر تانک ها! برای بردن مهر تابان! به میدان آزادی!…. در بیابانهای عراق سرگردان کرده است.

خائنین به وطن و دشمنان شکست خورده ملت ایران 20 اسفند 1386

خائنین به وطن و دشمنان شکست خورده ملت ایران

آری حالا که کمی گذشته را برایتان تشریح کردم بخود بیائید و بلند شوید و خود را بتکانید و به عاقبت خود بیندیشید. شما و دیگر همپیاله هایتان که از این قعطنامه ها استقبال میکنید در میان ملت ایران و در خاک ایران زمین هیچ جایی ندارید و ول معطلید و روزی خواهد رسید که دست از پا درازتر با خفت و خاری در برابر ملت ایران به خاک بیفتید و مردم شما را نفرین خواهند کرد حال هرچه میخواهید به استقبال این قبیل قعطنامه های شوم و خانمان برانداز بروید.

حکایت بایرامقلی خان در پاریس 20 اسفند 1386

حکایت بایرامقلی خان در پاریس

موقع خدا حافظی حرف رو عوض کرد،گفت چند تا ایستگاه قبل تر باید پیاده میشد.وقتی رفت،دیدم که سوار مترو نشد.منم که قرار نبود سوار مترو بشم!فروشگاه های مجموعه ای”لدیفانس” و راهروهای عبورخیلی شلوغ بود.همه جور آدمی پیدا میشد.دختر پسر های فرانسوی و فروشگاه های رنگ و وارنگ… عجیب نبود که کسی به فکر حرف های ما نباشه! یا اینکه کسی چیزی فهمیده باشه و من در بین این همه شلوغی مثل قطره آبی بودم که از چشم ها پنهان میشد! یه چند هفته ای از زمان این قرار اتفاقی میگذره که دارم مطلب اش رو مینویسم.این تاخیر بی علت نبود.میخواستم ببینم بایرامقلی خان، میتونه دوباره بصورت اتفاقی توی یک مترو یا جای دیگه منو ببینه یا نه!؟؟؟؟…اون بایرامقلی رو دیگه تو این مدت ندیدم.ولی بایرامقلی خان های دیگه ای بودن که میدیدمشون.اونا هم منو میدیدن.ولی دیگه قرار اتفاقی باهام نداشتن!

blank
blank
blank