سلام رمضان جان. امیدوارم حالت خوب باشد. حتما یادت هست با همدیگر به عراق رفتیم، آن موقع من و تو و بقیه هیچ شناخت درستی از حرفهای رجوی نداشتیم و فکر می کردیم او می تواند به حرفهایی که زده جامه عمل بپوشاند. اما من بعد از چندین سال متوجه دروغهای رجوی شدم. شاید ندانی […]
سلام رمضان جان. امیدوارم حالت خوب باشد. حتما یادت هست با همدیگر به عراق رفتیم، آن موقع من و تو و بقیه هیچ شناخت درستی از حرفهای رجوی نداشتیم و فکر می کردیم او می تواند به حرفهایی که زده جامه عمل بپوشاند. اما من بعد از چندین سال متوجه دروغهای رجوی شدم. شاید ندانی که وقتی مرا به اردوگاه رمادی بردند روزگار بسیار سختی داشتم و به زندان های مختلفی در عراق منتقل شدم. ولی مقاومت کردم چون تصمیم گرفته بودم زنده بمانم و خودم را به خانواده ام برسانم و در نهایت بعد از یک سال و چند ماه توانستم خودم را به ایران برسانم .
همین سازمانی که تو از آن دم می زنی جان انسانها برایش هیچ ارزشی ندارد. من به عینه دیدم که چگونه به افسران اردوگاه توصیه می کردند به افرادی مانند من فشار بیاورند تا دوباره به اشرف بگردم. ولی من فشارهای ماموران عراقی را تحمل کردم و در نهایت خودم را به کنار مرزهای ایران رساندم و وارد ایران شدم. اکنون بعد از سالهای سختی معنی زندگی کردن را درک می کنم.
رمضان جان من با خواهرت صغری حرف زدم و او خیلی دلتنگ تو بود. او همیشه به من می گوید ای کاش رمضان هم از سازمان مجاهدین جدا می شد و در کنار من و بقیه اعضای خانواده بود. ولی متاسفانه رجوی با مغزشویی روی افراد قدرت فکر کردن را از آنها گرفته است. ولی بدان هیچ وقت برای جدا شدن و تولد دوباره دیر نیست. من و بقیه دوستان سابقت وقتی در کنار هم حضور داریم از تو و خاطراتت یاد می کنیم و خیلی دلتنگ تو می شویم .
اکنون هم با توجه به حمله جنایت کارانه آمریکایی – صهیونی به خاک کشورمان و سکوت رجوی، برای همه مشخص شده آنان هیچ ارزشی برای جان مردم ایران قائل نیستند و در این شرایط تنها دم از سرنگونی می زنند. اما این سرابی بیش نیست و نمی توانند روی خون مردم ایران به قدرت برسند.
رمضان جان امیدوارم روزی شاهد رهایی تو از مناسباتی باشم که سالها عمرمان را از بین برده است .
محمد فرحی
مازندران – شهرستان جویبار

