حمید رضا خودت بگو چقدر صبر داشته باشم؟
پسرم سلام خوبی سلامتی؟ می دانی از زمانی که فرزند بدنیا می آید و تا زمانی که بزرگ شود و خودش را بشناسد پدر چه زحمت ها و چه سختی ها برای بزرگ کردن فرزندش می کشد و همینطور مادر هم نقش بسیار مهمی در بزرگ کردن فرزند دارد. حمید رضا پسرم من دیگر مثل […]
من فقط خواهری هستم دل نگران برادر اسیرش در کمپ مجاهدین
سلام عزیز دل خواهر، پاره تنم امیدوارم حال دلت این روزها خوب باشه. خواهرت آمنه هستم داداش گلم خودم و بچه هایم خوبیم. اصلا نگران ما نباش اینجا همه چیز امن و امانه. هارت و پورت وطن فروشانه رجویهاست. فقط بابا مریض احوال است و چشم انتظار تماست داداش عزیزم. حقیقت خیلی از دستت عصبانی […]
نامه محمد نجفی به برادرش حسن نجفی در کمپ آلبانی
حسن جان سلام امیدوارم حالت خوب باشد. چندین سال است شما را ندیدم و طبیعی است که به خاطر حس برادری دل تنگ شما شوم. برادرم حسن جان من نگران شما هستم و نمی دانم به لحاظ جسمی در چه وضعیتی بسر می بری . چند روز پیش عکست را دیدم و خیلی خوشحال شدم […]
پیام تبریک زهرا قلیزاده به برادر اسیرش علی قلیزاده
سلام و درود به داداش قشنگم روز مرد مبارک تان باشد علی جان عزیز خانواده خیلی دوستت داریم و منتظر دیدار تو هستیم که روبه روی هم این روز فرخنده رو به تو تبریک بگوییم. میدانم که تصمیم بازگشت جسورانه ترین انتخاب زندگیات است. این قدم اول تصمیم جدایی تو از تشکیلات مجاهدین پایان راه […]
نامه ای به برادرم حمید رضا نوری در کمپ آلبانی
حمید رضا جان سلام کجایی برادر پاک ما را فراموش کردی. دوریت برای ما خیلی سخت است بخصوص برای پدر . خبر داری پدر چشم انتظار شماست؟ پدر می گوید تا در قید حیات هستم می خواهم حمیدرضا را ببینم. ما چندین نامه برای شما ارسال کردیم شاید جوابی به ما بدهی ولی از شما […]
پیامی برای هم استانی خوبم محسن شجاعی
دوست خوبم محسن امیدوارم که سلامت و قبراق باشید. گاهی وقت ها که خاطرات زمانی که در سازمان بسر میبردم را در ذهنم مرور میکنم به خاطراتی فکر می کنم که ذهن مرا مشغول می کند و حسرت میخورم که چرا شما در آنجا مانده و خود را رها نکرده اید و در دنیای آزاد […]
نامه رضا حمزه ای به عباس گل ریزان در کمپ آلبانی
سلام برادر زن عزیزم خوبی عباس سلامتی در چه حالی؟ من شما را همچون برادر خودم می دانم و از خداوند می خواهم همیشه سالم باشی. من و خواهرت فاطمه همیشه به یاد شما هستیم. از رفتنت چندین سال می گذرد و من و خواهرت نگران شما هستیم. کاش می دانستیم در چه وضعیتی هستی. […]
نامه مادر مرتضی قدیمی به فرزندش در کمپ آلبانی
خانم فاطمه پیکانی مادر چشم انتظار مرتضی قدیمی یکی از مادران مقاوم و خستگی ناپذیری است که علیرغم شرایط سنی و بیماری سال ها است در پی دیدار فرزندش مرتضی که بیش از 38 سال در کمپ گروه رجوی گرفتار است در کنار سایر مادران خانواده بزرگ نجات برای لحظه دیدار تلاش می کند. ایشان […]
نامه یلدایی زهرا قلیزاده به علی قلیزاده عضو اسیر رجوی
سلام علی جان. سلامتی داداشی جان؟ امشب شب یلدا است و جایت در جمع خانواده خالی است. امشب شبی هست که همه خانواده ها دور هم جمع می شوند اما در خانواده ما جای تو خالی است. به رسم کهن در شب یلدا همه دور هم جمع می شوند و فال حافظ میگیرند، هندوانه میخورند […]
چند کلامی به برادر اسیرم علی قلیزاده
برادرم علی عزیز سلام و درود فراوان به داداش قشنگم. امیدوارم حال تو خوب باشد و در آرامش باشی. چند روز پیش در جلسه انجمن نجات گیلان به اتفاق شمار دیگری از خانواده های چشم انتظار شرکت داشتم و پیام تصویری برایت ضبط کردم و گفتم که اگر نمیخواهی به ایران بیایی نیا وهر کشوری […]
درد دل خودمان را به چه کسی بگوییم؟
دست نیازمان به سوی هر فرد و نهاد حقوق بشری که بتواند داد ما را از رجوی و تشکیلات ضد بشری اش بستند، دراز است. ما مادران و خواهران اعضای گرفتار در مناسبات جهنمی مجاهدین خلق، سالهاست در انتظار دیداری، تماسی و یا پیامی و حتی خبری از عزیزان مان هستیم که رجوی در حصار […]
پیام غلامعلی میرزایی به دوست سابقش مرتضی قدیمی
با سلامی گرم به دوست عزیزم مرتضی قدیمی مرتضی جان دوست گرامی و خوبم امیدوارم که احوالت خوب و تندرست باشی . چند روزی است که یاد تو افتادم و به خانواده میگویم مرتضی در کارهای فنی و بخصوص هنری سرآمد و بهترین بود و کارهایش قابل ستایش و اعجوبه ای بود که هنر و […]