پنجشنبه, ۹ بهمن , ۱۴۰۴
چند کلام کوتاه با برادرم رضا زنگنه 16 شهریور 1404

چند کلام کوتاه با برادرم رضا زنگنه

برادر عزیزم رضا سلام چشمانم به در خیره مانده و هر کسی زنگ خانه را می زند فکر می کنم تو هستی! وقتی گوشی ام زنگ می خورد و شماره در مخاطبینم نباشد با خودم می گویم احتمالا رضا زنگ زده. ای کاش بزودی می توانستم ببینمت. وقتی به عکس هایت نگاه می کنم بغض […]

رامین جان مادر چشم انتظار توست 29 مرداد 1404

رامین جان مادر چشم انتظار توست

مادر تکیه گاه است. همه انسان ها در هر کجای دنیا که باشند، بر این امر اذعان دارند که مادر نمادی و استوره ای از عشق  عاطفهو عاطفه محض است. تمام درد و رنج فرزندان را به دوش میکشد بدون آنکه خم به ابرو بیاورد، بدون آنکه خسته شود. فرزند هر چقدر هم که به […]

پیام تصویری عبدالرضا شیخ منصوری رامهرمزی برای برادرش نصار 29 مرداد 1404

پیام تصویری عبدالرضا شیخ منصوری رامهرمزی برای برادرش نصار

در حاشیه دیدار اخیر اعضای انجمن نجات خوزستان با خانواده نصار شیخ منصوری رامهرمزی، برادر ایشان عبدالرضا شیخ منصوری پیامی تصویری برای برادرش آماده کرد تا در سایت نجات و در شبکه های اجتماعی منتشر شود شاید به طریقی به دست او برسد. نصار شیخ منصوری رامهرمزی سال 62 در جنگ تحمیلی اسیر و در […]

پروانه جانم تا کی چشم انتظارت بمانم؟! 29 مرداد 1404

پروانه جانم تا کی چشم انتظارت بمانم؟!

پروانه سلام خوبی مادر؟ سلامتی؟ چرا تماسی با من نمی گیری احوالی از مادرت بگیری؟ من مادرتم چرا مرا فراموش کردی؟ من به لحاظ جسمی وضعیت خوبی ندارم دلم می خواهد هر چه زودتر تو را در آغوش بگیرم. من تو را فراموش نخواهم کرد زمانی که در عراق بودی تلاش زیادی کردم با تو […]

نامه ای برای آزاده عزیزم که سالهاست ندیدمش 29 مرداد 1404

نامه ای برای آزاده عزیزم که سالهاست ندیدمش

دختر عزیزم آزاده جان، باز هم قلم در دست می‌گیرم و می‌نویسم؛ همچنان که بارها نوشتم و باز هم تا زمانی که نفسی در سینه دارم خواهم نوشت. برای مادری مثل من، نوشتن یعنی گفت ‌و گوی قلبی با تو؛ تویی که همه‌ لحظه‌های زندگی‌ام با یادت معنا گرفته است. آزاده‌ نازنینم، هنوز در خاطر […]

نامه ای برای پدرم حمیدرضا نوری در کمپ مجاهدین 28 مرداد 1404

نامه ای برای پدرم حمیدرضا نوری در کمپ مجاهدین

پدر جان سلام حالت چطور است نمی دانم در کمپ آلبانی در چه وضعیتی هستی؟ به لحاظ جسمی سالمی یا نه؟ خبری از شما ندارم دلم خیلی برای شما تنگ شده! یادی از دخترت نمی کنی گویی که هیچکس را در این دنیا نداری. منتظر تماست هستم ولی تماسی نمی گیری پدر جان واقعا در […]

نامه‌ای به برادر اسیرم علی قلیزاده 26 مرداد 1404

نامه‌ای به برادر اسیرم علی قلیزاده

علی جانم سلام ماه مرداد باز هم آمد. با همان گرمای سوزان و خاطرات تلخ که هنوز در قلبم سنگینی میکند. بیست‌ و پنجم مرداد روزی که مادر عزیزمان را از ما گرفت و تو همچنان در چنگال فرقهٔ سیاه و منفور رجویها اسیر هستی. علی جانم سال‌هاست که مادر زیر خاک است و تو […]

مادر مهدی حمیدفر: می خواهم یک بار دیگر صدایت را بشنوم فرزندم 19 مرداد 1404

مادر مهدی حمیدفر: می خواهم یک بار دیگر صدایت را بشنوم فرزندم

تاج الدوله حیدریان مادری است عضو انجمن نجات کرمانشاه و از جمله مادرانی است که قریب به 25 سال است که در فراق پسرش مهدی حمیدفر شب و روز ندارد و بارها و بارها به عراق سفر کرده است و مدت های زیادی در انتظار دیدار پسرس در ورودی کمپ اسارتگاه اشرف در عراق ایستاد […]

پیام حمید حاجی پور برای دوست اسیرش اسماعیل پورحسن 19 مرداد 1404

پیام حمید حاجی پور برای دوست اسیرش اسماعیل پورحسن

با سلام خدمت دوستان و عزیزان اسیر در اسارتگاه مانز آلبانی و بطور خاص برادر بزرگوارم اسماعیل پور حسن که بتازگی سیمای آزادی مجاهدین نمایشی تحت عنوان مصاحبه با اسماعیل پورحسن داشته است که با دیدنش بیشتر از تشکیلات فروبرنده رجوی انزجار پیدا کردم که چگونه از وجود اعضای نگون بخت بهره برداری ناجوانمردانه میکند. […]

علی جانم، سال‌هاست که نگاهم به در است 14 مرداد 1404

علی جانم، سال‌هاست که نگاهم به در است

پسر عزیزم سلام علی جانم سلامتی عزیز دل بابا ؟ از خدای بزرگ همیشه خواستم اول سلامت باشی و دوم اینکه تو را به من برساند. همیشه تو این سالها از خدا خواستم این چشم انتظاری و این دوری قبل از مرگم هر چه زودتر تمام شود تا من علی جانم را حتی برای یک […]

نامه مرتضی پورحسن به دنبال مشاهده تصویر برادرش در تلویزیون مجاهدین 12 مرداد 1404

نامه مرتضی پورحسن به دنبال مشاهده تصویر برادرش در تلویزیون مجاهدین

اسماعیل جان سلام بالاخره فعالیتهای انسانی و خداپسندانه ما و انجمن نجات گیلان در کارزار با رجوی وطن فروش در خصوص رهایی اسیران رجوی خصوصا آزادی تو از چنگال رجوی به بار نشست و به بهانه سالگرد اسارتت در عملیات خرابکارانه مهران در خرداد سال ۱۳۶۷ تو را به تلویزیون نفاق کشاندند و با یک […]

پیام تبریک تولد مادر سعادت به دخترش مهری سعادت در کمپ آلبانی 12 مرداد 1404

پیام تبریک تولد مادر سعادت به دخترش مهری سعادت در کمپ آلبانی

مرداد ماه را در حالی پشت سر می گذارم که در 14 مرداد 1344 ، خدا به من دختری مهربان عطا کرد. الان مهری من 60 سال دارد، اگر به موقع ازدواج می کرد الان باید نوه دار هم می شد، اما رهبران این سازمان هرگز اجازه ندادند، فرزندان من زندگی کنند و آنان را […]

blank
blank
blank