پیام رمضان سعیدی به دوستان قدیمی اش در کمپ آلبانی مجاهدین
دوستان عزیزی که سالیان سال است بدنبال سراب سرگردانید. من جوانی بودم که در دوران دفاع مقدس برای اینکه بتوانم زندگی نویی را شروع کنم و زودتر ازدواج کنم یکسال زودتر از موعد به خدمت سربازی رفتم ، از بخت بد من در منطقه پیرانشهر سازمان مجاهدین عملیات کرد و بشدت مجروح شدم و بعد […]
پیام خدابخش میریان برای اعضای حاضر در کمپ مانز مجاهدین خلق
خدابخش میریان از جمله جوانان ایران زمین است که توسط عوامل آدم ربای سازمان مجاهدین خلق، فریب خورد و نیروی جوانی اش در راه مطامع قدرت طلبانه رجوی به هدر رفت. میریان در این ویدئو توضیح می دهد که چگونه به بهانه کار و تحصیل در کشورهای اروپایی توسط عوامل سازمان مجاهدین فریب می خورد […]
یادداشت محمد جمالی برای عموی اسیرش جهانگیر جمالی در کمپ مجاهدین خلق
سلام واقعا دمت گرم و خیلی خیلی دستتون درد نکنه آقای پوراحمد عزیز با دریافت یک قطعه عکس عمویم جهانگیر از شما ، خانواده جمالی و تمام ایل و طایفه خوشحال شدن و همه دست به دعا شدن که انشالله و به امید خدا روزی خبر آمدنش به ایران عزیز و به آغوش گرم خانواده […]
چند کلامی با پاره تنم مرتضی قدیمی
خواهر مرتضی قدیمی که سال ها است در کنار مادر چشم انتظار و سایر اعضای خانواده برای لحظه ای دیدار با برادرش که در کمپ موسوم به اشرف 3 در آلبانی گرفتار است، تلاش می کند. ایشان در یادداشتی خطاب به برادرش می نویسد: بنام خدا مرتضی جان سلام برادر عزیزم قریب به 40 سال […]
نامه زهرا راهدار به برادرش منصور راهدار در کمپ آلبانی مجاهدین
منصور جان برادر اسیرم سلام بارها برایت نامه نوشتم اما پاسخی دریافت نکردم. چرا منصور جان!؟ لابد لعنتی ها اجازه نمی دهند خبری از خانواده ات داشته باشی شاید که بخواهی و بتوانی پاسخ بدهی. منصور جان الان حال و احوال خوبی ندارم. از یک طرف پسرم که در عکس می بینی بشدت دچار تشنج […]
نامه خواهران ملکی به برادرشان علی اشرف ملکی در کمپ آلبانی مجاهدین
برادر عزیز علی اشرف جان ما خواهرانت دو قلب مهربان خود را فدای سلامتی ات می کنیم و آرزوی تندرستی برایت داریم. هرچند نمی دانیم اکنون در آن وادی غریبه و بی مهر برادرمان در چه وضعیت جسمی و روحی می باشد و نمی دانیم با آن کمبود رسیدگی اعم از پزشکی و امکاناتی برای […]
نامه ولی الله گل ریزان به عباس گل ریزان در کمپ آلبانی
عباس سلام حالت خوب است؟ زمانی که در عراق بودی هر موقع به عراق سفر می کردم و در کنار پادگان اشرف می آمدم احساس می کردم در کنارم هستی. چند سال است از عراق به کشور آلبانی رفتی و راه من بسته شده. تماسی با من نمی گیری تا از وضعیت جسمی ات با […]
دلنوشته مریم نجات بخش برای پدرش حسین نجات بخش
دلنوشته مریم نجات بخش برای پدرش حسین نجات بخش که بیش از 45 سال است داغ فراق را بر دل دارد. حسین نجات بخش اهل اصفهان بیش از 45 سال پیش، به واسطه شعارهای فریبنده رجوی کشور و دیار و خانه و خانواده را رها کرد و به تشکیلات مجاهدین پیوست. او بعدها فهمید که […]
درخواست مرتضی محبی از برادرش رحمت محبی در کمپ مجاهدین خلق
آقای مرتضی محبی برادر رحمت محبی عضو گرفتار در کمپ مجاهدین خلق در آلبانی طی یادداشت کوتاهی خطاب به برادرش نوشت: رحمت جان برادر عزیزم سلام نزدیک به چهل سال است که موفق نشدیم تو را ملاقات کنیم یا حداقل با نامه ای کوتاه از وضعیت سلامتی تو مطلع شویم و این بی خبری کل […]
نامه عسگر نجف زاده به برادرش قاسم نجف زاده در کمپ آلبانی
سلام قاسم جان امیدوارم که حالت خوب باشد و بیاد خانواده ات باشی و فراموش نکرده باشی. قاسم جان همین الان آقای پوراحمد دو قطعه عکس ازتون بهم داده که خیلی خوشحال و ذوق زده شدم و با چشمانی اشکبار افسوس خوردم ای کاش مامان زنده بود و عکسهایت را میدید… آره قاسم جان مامان […]
برای نازنین برادر اسیرم اسماعیل پورحسن
سلام اسماعیل خوب و مهربانم. خوبی عزیزم از صحت و سلامتی تو متاسفانه خبر ندارم ولی امیدوارم در پناه خدا سلامت و تندرست باشید . اسماعیل جان ایام سوگواری سید الشهدا امام حسین علیه السلام را به تو تسلیت میگویم و از خدا میخواهم در مسیر انتخاب جدایی و رهایی از صف رجویها و بازگشت […]
نامه صغری پورابراهیم به برادرش هوشنگ پورابراهیم
سلام داداش گلم چطوری؟ خوبی؟ سالهاست که دوری تو خاطر ما را بسیار رنج دیده کرده داداشم. هوشنگ جان دوری تو ما رو فرسوده و پیر کرده است. عزیزدلم کجایی؟ پس کی میای تا ما روی ماهتو ببینیم. پدرمون از دوری تو اینقدر گریه کرد تا اینکه از دنیا رفت. خیلی دنبالت گشت از گرگان […]