بازگشت صادق خاوری به وطن و کانون پر مهر خانواده – قسمت سوم
بهروز و خود من تجربه درگیریهای ششم و هفتم مردادماه را داشتیم و فهمیده بودیم که در ورای درگیر شدن با نیروهای عراقی تشکیلات رجوی یک هدف دیگری را نابخردانه دنبال میکردند وآن اینکه میخواستند با تحریک عراقیها چند نفرقربانی بشوند وآنگاه رجوی ازخون بناحق ریخته شده اعضا موج سواری بکنند و در راستای اهداف شوم و پلیدشان نزد امریکا و سایر لابی های اروپایی سوء استفاده سیاسی بکنند. لذا برایش مهم نبود که دهها تن از اعضایش روانه قربانگاه بشوند
گفتگو با عین الله شعبانی از رها شده های اخیر فرقه رجوی – قسمت سوم
حضور خانواده ها از سال 88 در پشت درب اشرف چه پیامی برای افراد داخل اشرف داشت؟ رجوی در نیمه اول سال 88 با ایجاد درگیری با عراقی ها باعث مسئله داری بیشتر همه افراد شد که برای پاسخ به آن مجبور به فشار تشکیلاتی بیشتر شد ولی آمدن خانواده ها فشار مضاعفی به رجوی آورد و اعلام کرد اینها مزدوران اطلاعات رژیم ایران هستند یعنی خانواده ها را عوامل اطلاعات خواند اینجا بود که افراد نسبت به دیدگاه رجوی به خانواده مسئله دارتر شدند
بازگشت صادق خاوری به وطن و کانون پر مهر خانواده – قسمت دوم
آقا صادق درادامه اندر شرح فرارش از زندان رجوی توضیح داد که حقیقتا وقتی صدای مادرم را از بلندگو شنیدم به زندگی امیدوارشدم و بتدریج طرح فرار ریختم و توانستم دونفر دیگر از اعضای ناراضی را با خودم از زندان رجوی رها بکنم. الان هم حس خیلی خوبی دارم که در کنار پدر و مادر و سایراقوام و نزدیکان خودهستم واز این بابت شاکر خدا هستم و خوب است اشاره بکنم وگواهی بدهم ازوقتی که ازسیاج پادگان فرارکردم ونزد نیروهای عراقی محافظ اشرف رفتم
گفتگو با عین الله شعبانی از رها شده های اخیر فرقه رجوی – قسمت اول
از سال 1373 که بحث های زیادی در رابطه با انقلاب مریم در آنجا مطرح شد رجوی بحثی بنام حوض راه انداخت و خیلی از بچه ها زیر تیغ قرار گرفتند و به آنها تهمت نفوذی زده شد من هم از این تهمت مستثنی نبودم به همین دلیل در آنجا تصمیم به فرار گرفتم و تا سال 1390 ده بار اقدام به فرار نمودم که هر بار دستگیر و مورد ضرب و شتم قرار می گرفتم و زندانی می شدم ولی هم چنان تصمیم به فرار داشتم
سفری به عراق و جنگ با قلاب سنگ عناصر فرقه رجوی
یک روز که در کنار یکی از ضلعها بودم عکس دختر برادرم که چشم انتظار پدرش است را به همراه داشتم. مدام داد می زدم که من برادرم را می خواهم، یکی از عناصر بی رحم فرقه به من گفت برو گم شو و به سمت من سنگ پرتاب می کردند. رهبران فرقه چه بلایی بر سر انسانهای پادگان اشرف آورده اند از درون آنها را خالی کرده اند جالب این جاست که رهبران فرقه خودشان را نمایندگان مردم ایران می دانند اینها نماینده مردم هستند یا دشمن مردم ایران
بازگشت داریوش (غفار) بال افکنده به وطن و کانون خانواده – قسمت سوم
در جلسه بازگشت آقا داریوش به کانون گرم و پر مهرخانواده از جمله خانواده های حاضرخانواده اسیر اشرفی عظیم راد محمدعلیزاده بوده است که خواهر و مادرشان ازمرتبطین فعال با انجمن نجات هستند که برای رهایی عزیزشان ازهیچ فعالیتی دریغ نمی کنند.خواهرعظیم خانم حمیده راد محمدعلیزاده ضمن کسب خبرازآخرین وضعیت برادرش ازآقای بال افکنده درخصوص درگیریهای 19 فروردین فی مابین نیروهای عراقی واعضای فرقه رجوی پرسیدند که آقای بال افکنده توضیحات روشنگری ارائه دادند
بازگشت داریوش (غفار) بال افکنده به وطن و کانون خانواده – قسمت دوم
آقا داریوش بسیار زیاد مورد مهر و محبت و استقبال خانواده اش قرار گرفت طوریکه ایشان از اینهمه عواطف خانوادگی که به پایش ریخته شده بود بشدت در حیرت ماند و گفت واقعا شرمنده هستم و ماندم که چه بگویم چرا که فرقه رجوی درمناسبات مرگبارخود مدام دروغ تحویل ما میداد ازجمله درارتباط با خانواده خصوصا پدر و مادرمان اخبار کذب و دروغ می بافت
فرار دو تن از اعضا از جهنم رجوی و بازگشت به آغوش پر مهر خانواده
آقایان اسکاردی و شعبانی ضمن بیان خوشحالی خود از بازگشت به آغوش خانواده به شرح مختصری از مناسبات فرقه و وضعیت روحی بد افراد قرارگاه اشرف پرداختند و خطاب به خانواده ها گفتند که عزیزان تان در اسارتگاه اشرف شدیدا چشم انتظار و نیازمند کمک شما می باشند و از آنها خواستند که در زمان باقی مانده تا ضرب الاجل دولت عراق برای برچیدن اشرف، جهت جلوگیری از فاجعه ای دیگر که رجوی ها خواهان آن هستند هر چه زودتر به کمک این بستگان اسیر خود بشتابند.
بازگشت داریوش (غفار) بال افکنده به وطن و کانون خانواده
چهره خانواده ونزدیکان آقا داریوش تک به تک چه تماشایی بود خصوصا وقتی که مادرچشم انتظار و رنجدیده ازظلم و جور رجوی بغض کرده و با چشمانی اشکبار با شدت تمام عزیزرها شده ازچنگال رجوی را بغل گرفت و بوسید و بسیار دردمند گفت خدا رجوی را لعنت کند که ده سال تمام از درآغوش گرفتن و بوسیدن فرزند دلبندم محروم شده بودم وشکرخدا که قبل ازمرگم به آرزوی دیرینه ام رسیدم
معرفی وب لاگ طبرستان
به منظور افشای هر چه بیشتر ماهیت فرقه ای – تروریستی رجوی وطن فروش که تاکنون باعث خسارت های جبران ناپذیر جانی و مالی علیه ملت ایران گشته است و هم چنین آگاهی بخشی خانواده های اسرای زندان اشرف و آزادی هر چه زودتر فرزندان آنان از چنگال رجوی دیکتاتور، ما جمعی از اعضای جدا شده این گروه تروریستی از استان مازندران اقدام به راه اندازی وب لاگ « طبرستان » نموده ایم که علاقمندان می توانند جهت دسترسی به مطالب آن به آدرس: http://tabarestan89.blogfa.com مراجعه نمایند.
تاملاتی بر نقطه نظرات جدا شدگان مجاهدین پس از سفر به اشرف – قسمت پنجم
همانطور که دوستان توضیح دادند رهبران مجاهدین با زدن تهمت و انگ به ما جدا شدگان در واقع ترس خود را به نمایش گذاشتند وقتی ما از طریق بلندگوها با دوستان خودمان که در اشرف محبوس هستند حرف میزدیم آنها را راهنمایی کرده و راه چاره را به آنها می گفتیم در باره ی واقعیت هایی که در بازگشت به ایران با آن مواجه شدیم سخن گفتیم مطمئن بودیم ذهن نفرات درگیر شده به فکر فرو خواهند رفت
تاملی بر نقطه نظرات جدا شدگان مجاهدین پس از سفر به اشرف
متاسفانه روز اول خیلی سخت بود چون خاطرات بد و تلخ سالیان دراز که در اشرف زندانی بودیم را برایمان زنده می کرد ولی چون هدف و مقصود داشتیم رفته رفته سختی ها دور ریخته می شد، بی تابی می کردیم که هر چه زودتر بچه های اسیر نیز مثل ما از نعمتها و شیرینی های پشت سیاج اشرف بهره مند شوند و ما شادیهای خود را با آنها تقسیم کنیم چون به معنای واقعی کلمه ما جدا شده های مجاهدین بهتر از هر کس دیگر می دانستیم که فرق این طرف سیاج و سیم خاردارها با آن طرف (درون اشرف) چیست.