پنجشنبه, ۹ بهمن , ۱۴۰۴
نامه خانم اقدس رضائی به فرزند اسیرش در فرقه رجوی 04 آبان 1394

نامه خانم اقدس رضائی به فرزند اسیرش در فرقه رجوی

چطوری جویای احوالی باشم که دراین مدت طولانی، بی خبری ودوری تمام نشده ونمی شود. با این حال ازپسرم، نوردیده ام خواهش میکنم دراین آخر عمر ی لااقل با صحبت کردن تلفنی امتناع نکرده ودلم را شاد کند. چندین بار شماره تلفن ها عوض شده ولی من هنوز تلفن قدیم را دارم وچگونه ازحالم ترا باخبر کنم که رسم نامه نگاری را بجا آورده باشم. نمی دانم. واین چندمین نامه است که مینویسم وازتو خبری نیست. نمیدانم.

نامه فواد بصری به مریم نقدی اسیر در کمپ لیبرتی 17 اردیبهشت 1394

نامه فواد بصری به مریم نقدی اسیر در کمپ لیبرتی

تازگی پسرت مسعود موفق شده است که از آلبانی پناهندگی آمریکا را بگیرد و به آمریکا سفر کند. و اما شما تا کی می خواهید عمر خودتان را در لیبرتی فدای قدرت طلبی رجوی و دارودسته اش بکنید دنیا در زندان لیبرتی خلاصه نمی شود بیرون از مناسبات جهل و فریب رجوی زندگی شیرین است رجوی دیکتاتور زندگی غار نشینی برای شما در زندان لیبرتی درست کرده رجوی در فریبکاری و شیادی استاد است دست شیطان را از پشت بسته است واقعیت این است که رجوی به شما اجازه نمی دهد با واقعیت های بیرون از خودتان آشنا شوید چون به آن پشت پا می زنید.

نامه ای به دخترم شکوه قاسمی اسیر در کمپ لیبرتی 17 اردیبهشت 1394

نامه ای به دخترم شکوه قاسمی اسیر در کمپ لیبرتی

در دام کسانی افتاده ای که حتی به تو اجازه نمی دهند برای خودت تصمیم بگیری آنقدر شما را شستشوی مغزی داده اند عواطف در شما خشک شده است شما را تبدیل کرده اند به چوب خشک. خدا لعنت کند کسانی که شما را به اسارت گرفته اند و ما پدر و مادران را داغ دار کردند شما از زندانی هم بد تر هستید زندانی حق و حقوقی برای خودش دارد حق تماس دارد حق مرخصی دارد و… شما در دام کسانی افتاده اید که شما را از انسانیت بدور کرده اند و برای منافع خودشان فقط از شما سوء استفاده می کنند امیدوارم روزی این را فهم کنی که بهترین دوران زندگی خودت را برای هیچ و پوچ به باد دادی یک مقدار به خودت بیا و چشمانت را باز کن ببین در چه دامی خودت را اسیر کردی

نامه یک خواهر چشم انتظار به برادراش یوسف خوب زمانی در کمپ لیبرتی 10 فروردین 1394

نامه یک خواهر چشم انتظار به برادراش یوسف خوب زمانی در کمپ لیبرتی

برادرجان نمی دانم این نامه هم مثل بقیه نامه ها بدستت می رسد یا نه ولی حداقل کاری که از دستمان برمیآد همین نامه نگاری است که امیدوارم سازمان ملل وکسانی که دم از حقوق بشر میزنند صدای ما را به گوش شما برسانند. برادرعزیزم تمام خانواده وفامیل نگرانت هستند واگر فکر می کنی سالهای زیادی گذشته وما فراموشت میکنیم سخت در اشتباهی، شما همان برادرعزیز دل تمام خانواده ای. تعجب می کنیم رجوی با شما چکار کرده؟ کسی که تا مادرش کنارش نبود لب به غذا نمیبرد وقتی به خاطرات گذشته برمی گردم قلبم به درد میاید.

دل نوشته محمدجواد یکتا به برادر اسیرش در آلبانی 27 اسفند 1393

دل نوشته محمدجواد یکتا به برادر اسیرش در آلبانی

آقای یکتا درادامه افزودند” خیلی نگران برادرنازنینم هستم که نکند که درکشورآلبانی نیزکمافی السابق دراسارت رجوی باقی بماند ونتواند به زندگی آرام ولذت بخش خود به دورازتشکیلات مافیایی رجوی برسد وشخصا ازاین جور و جفای رجوی نسبت به برادرم وخانواده ام ازتمام وجدانهای بیداربشری استمداد می طلبم وخود نیز ولو ضروری باشد با اعزام به آلبانی درخصوص رهایی برادرم ازهیچ کوششی فروگزار نخواهم کرد.”

نامه محمد سلامی نیا به خواهرش که در اسارت فرقه رجوی است 24 اسفند 1393

نامه محمد سلامی نیا به خواهرش که در اسارت فرقه رجوی است

ماننـد پـــرنده بـاش که روی شاخه می نشینـد و احســاس می کند که شـــاخه می لــرزد ولی به آواز خود ادامه می دهـد… چـرا که مطمئن هست بــال وپـر دارد.

نامه خانواده جلیلیان به فرزند اسیرشان در فرقه رجوی 15 تیر 1393

نامه خانواده جلیلیان به فرزند اسیرشان در فرقه رجوی

پس عاجزانه از تو می خواهم که راه رفته را برگردی و این آخر عمری مرا از درد و رنج این حسرت و بیخبری برهانی. فرزندم با تمام وجود دوستت دارم و مشتاقانه چشم به راه بازگشتت هستم. تو را به خدا می سپارم و هر لحظه آزادی و رهاییت را از خداوند رحمان عاجزانه طلب می کنم. قربان تو مادرت

نامه کاظم شهیدی به برادرش لفته اسیر در فرقه رجوی 14 تیر 1393

نامه کاظم شهیدی به برادرش لفته اسیر در فرقه رجوی

برادرجان باور کن دراین سالیان هروقت اتفاقی درکشور بحران زده ی عراق افتاده ما با دلشوره شب را به صبح رساندیم بخصوص این روزها که اوضاع عراق با حملات گروه کثیف داعش بحرانی ترشده، نگرانی ما هم ازبابت سرنوشت وسلامتی تو بیشتر شده. که نمی دانم چگونه مسئولین سازمان وشخص رجوی می خواهد جواب این همه نگرانی های مارا بدهند!!.لفته جان هنوز نگذاشتیم مادرمتوجه اوضاع بد عراق شود وگرنه نمی توانستیم یک لحظه هم اورا آرام کنیم.

جبارجان، دلت برای ماسوله تنگ نشده!؟ 04 تیر 1393

جبارجان، دلت برای ماسوله تنگ نشده!؟

جبارجان. آن روزگاران که درزندان اشرف بودید شاید برایمان پذیرفتنی بود که به دلایل گستره سیطره اوباشان رجوی امکان فرارنداشتی. قربونت برم الان که باهمت خانواده ها وفشاری که رجوی را واداربه عقب نشینی کرد توانستی به لیبرتی بروی و خیلی راحت میتوانی ازآنجا فرارکنی چونکه امثال توچنین کردند وهمین هفته پیش رضا رجب زاده که مدتی پیشترفرارکرده بود به ایران ونزد خانواده اش بازگشت وخانواده اش را خیلی خوشحال کرد یعنی تونمی خواهی پدرومادرپیرت را ببینی

نامه خانم شهلا کله جوی به پدر اسیرش در فرقه رجوی 07 خرداد 1393

نامه خانم شهلا کله جوی به پدر اسیرش در فرقه رجوی

پدر، نمی دانم الان درچه وضعیتی بسر می بری اما می دانم پیر وخسته هستی و بیشتر از هر زمان دیگر به مراقبت احتیاج داری. باورکن وقتی این روزها هربار خبرفوت یکی ازشما را براثر بیماری می شنوم من وبقیه خانواده خیلی نگران سلامتی تو می شویم ومی دانیم که اگر خدای ناکرده بیمار شوی کسی نیست که ازتو مراقبت کند چه کسی دست نوازش برسرت بکشد و تو را تیمار کند؟

چرا رهبری مجاهدین از تماس و ملاقات خانواده ها با ساکنین لیبرتی ترس و واهمه شدید دارند؟ 23 فروردین 1393

چرا رهبری مجاهدین از تماس و ملاقات خانواده ها با ساکنین لیبرتی ترس و واهمه شدید دارند؟

باید به مسئولین مجاهدین گوشزد کنم بیش از ۲۵ سال است که پدر و مادر چشم انتظار، پیر و بیمارم و نیز خواهران و برادران مظفر برای یک تماس تلفنی و شنیدن صدای وی لحظه شماری می کنند و انصاف نیست شما رهبران مجاهدین به تقاضای ما و سایر خانواده هایی همچون ما که سالهای طولانی است در انتظار تماس و ملاقات با عزیزانشان در قرارگاه اشرف بوده و حال در کمپ لیبرتی هستند

نامه ای به برادرم سعید عبدی 14 اسفند 1392

نامه ای به برادرم سعید عبدی

هر چه فکرش را می کنم که به چه دلیل در فرقه ماندگار شدی عقلم به جایی قد نمی دهد دخترت مستمر سراغ تو را می گیرد جوابی نداریم به آن بدهیم تنها جوابی که به آن می دهیم نگران پدرت نباش بر می گردد در نبود تو تمام خانواده به لحاظ روحی شکسته شده اند. لعنت خدا بر سران فرقه رجوی که تو را به اسارت گرفته اند

blank
blank
blank