تئوری انقلاب ایدئولوژیک مریم – قسمت چهاردهم
مریم رجوی و بازی سالیانه حقوق بشر همه ساله در چنین روزهایی مباحث حقوق بشری سازمان مجاهدین به اوج می رسد و مریم رجوی دست به اقدام گسترده تبلیغی پیرامون شکنجه در زندان های جمهوری اسلامی و اعدام های تابستان 67 می زند که البته سایر جریانات سیاسی نیز روی آن مانور می دهند بدون […]
روزی که تلویزیون ایران را تماشا کردم
وقتی می گوییم خاطره ای از فرقه رجوی .. ما خاطرات خوبی در فرقه رجوی به یاد نمی آوریم. کل سالیانی که در فرقه رجوی بودیم خاطرات تلخ و سیاهی داشتیم. این خاطره که دارم می نویسم عقب ماندگی فرقه رجوی را نشان می هد که فرقه رجوی تحمل نمی کند یکی از نفرات تلویزیون […]
تورهای مختلف فریبکاری فرقه رجوی برای به دام انداختن افراد
در اردوگاه اسرای جنگی عراق شرایط سختی سپری می کردیم ، چشم اندازی هم برای آزادی زودرس نمی دیدیم مرتب دعا می کردیم که هرچه زودتر دوران سخت اسارت به پایان برسد گذشت تا اینکه روزی مسئول اردوگاه همه ما را صدا زد و گفت مسئولی از طرف سازمان مجاهدین خلق به اردوگاه آمده ومی […]
انتقال به اروپا – دستمزد چسباندن عکس رجوی روی دیوار!
در دفتر انجمن نجات گیلان مشغول دیدار با یک خانواده دردمند و چشم انتظار بودم که شخص ناشناسی مراجعه کرد و گفت: ” من فرزاد فاضل متین از جداشده های فرقه رجوی هستم ومیخواستم علیه رجوی افشاگری و حتی شکایت کنم .” شخصا نامبرده را بعنوان جداشده به خاطر نیاوردم. از وی پوزش خواستم ما […]
خاطرات عبدالرحمان محمدیان از اسارت در زندان های صدام و رجوی – قسمت ۳
نقطه عطف در پیروزی انقلاب بهمن 1357 این چند ماه کاروحشرونشر بامردم مرا دردمند و خشمگین کرده بود، در این مدت با چه دردها یی که آشنا نشدم! در هر خانه دردی بود و زخمی. بعض اوقات بغض می کردم، به گریه می افتادم از طرفی ترحم مرا برمی انگیخت و ازطرفی خشمی در درون […]
طلوع و غروب یک زندگی – قسمت هشتم
رجوی با انقلاب ایدئولوژیک در سال ۱۳۶۴ دو هدف را دنبال می کرد؛ تثبیت هژمونی خود بر تشکیلات به منظور انتقال بدنه سازمان از فرانسه به کشورعراق و اعزام نیروی هرچه بیشتر به منطقه برای کمک به صدام حسین. از سوی دیگر با توجه به اینکه جنگ در سال ششم خود قرار داشت و توازن […]
خاطرات غلامرضا شکری از زندان سازمان مجاهدین خلق، روزهای سیاه ـ قسمت دوم
بله در قسمت اول تا آنجایی رفتیم که به روز موعود رسیدیم در اواسط دیماه بود روز پنج شنبه در نزدیکی محل ورودی اف ام هشتم زمین فوتبال بود که آنهایی که دوست داشتند برای بازی میرفتیم. این با هوشنگ دود کانی که از فرماندهان کثیف فرقه هست بود برایم عجیب بود که چرا آمده! […]
خاطرات غلامرضا شکری از زندان سازمان مجاهدین خلق – روزهای سیاه – قسمت اول
زندانی که هیچ وقت باور نمی کردم دیماه سال ۱۳۷۳ تا ۱۷ اردیبهشت ۱۳۷۴ خاطرات زندان رجوی خائن تا کنون شاید خیلی ها به دنبال این بودند که یک مستندی از زندان رجوی بسازند و یا بازگو بکنند اما تا کنون کسی به دنبال آن نبوده و تمام این موضوعاتی که میگویم حاضرم در هر […]
خاطرات سعید باقری دربندی از شکنجه گاه اشرف در خاک عراق – قسمت دوم
توضیح: آقای سعید دربندی اهل شهرستان نقده از استان آذربایجان غربی، عضو پیشین مجاهدین است. وی در سال ۱۳۷۰ بطور غیر قانونی از مرزهای غربی کشورمان خارج و به مجاهدین در قرارگاه اشرف در خاک عراق پیوست. آقای دربندی بمدت ۱۳ سال از عمرش را در فرقه رجوی گذراند و نهایتا در سال ۱۳۸۳ تصمیم […]
اولین بیدادگاهی که در فرقه رجوی شاهدش بودم
سایت های خبری و ارگان های تبلیغاتی فرقه رجوی با استناد به این گفته گوبلز که دروغ هرچه بزرگ تر باشد باورش ساده تر است درطی هفته های اخیر به میدان آمده و به فحاشی واتهام زدن به ایرج مصداقی واسماعیل وفا یغمایی یکسره مشغولند و تا آنجا که برایشان امکان داشته تمامی اعضاء و […]
خاطرات غلامعلی میرزایی ـ قسمت هفدهم
در قسمت خاطرات 16 که در پایان آن خاطر نشان کرده بودم ما را به قسمتی که بعد متوجه شدیم لشکر 27 به اصطلاح گفته می شد بردند .در بدوورود یک تعداد زن ومرد که از قبل آن بدبخت ها را هم براساس برنامه ریزی قبلی آنجا منتظر گذاشته بودند تا زمانی که ما برسیم-همان […]
خاطره ای از حسین شهیدزاده
مجاهدین در نهایت یک سنگ قبر مرمر هدیه می دهند سایت فرقه رجوی را رصد می کردم با عکس حسین شهیدزاده ( حسام ) مواجه شدم که در آلبانی در تاریخ 23 خرداد، فوت شده است. خاطره ای از حسام داشتم که مناسب دیدم بیان کنم. ما به او می گفتیم کاک حسام… من در […]