روایت های شنیدنی از ابراهیم خدابنده مدیر عامل انجمن نجات و علی اکرامی عضو سابق فرقه رجوی
به گزارش روابط عمومی حوزه هنری خراسان شمالی، چهل و یکمین شب خاطره موجهای بیقراری با عنوان «تاریکخانههای سازمان» در حالی در مجتمع فرهنگی و هنری گلشن بجنورد برگزار شد که ابراهیم خدابنده و علی اکرامی دو تن از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق به تبیین و تشریع جذب افراد به سازمان و پیوستن خود […]
تماسی که به لحاظ عاطفی من را به خانواده ام پیوند زد – قسمت سوم
در قسمت قبلی خاطراتم تا جایی گفتم که برای اولین بار با خواهرم از طریق تلفن صحبت کردم: آن طرف خط کوچک ترین خواهرم بود که در اصطلاح فرهنگ رایج جامعه ته تغاری خانواده ما بود. وقتی خانواده را ترک میکردم 10 سال داشت. هنوز همان چهره با همان سن و سال در نظرم تداعی […]
تماسی که به لحاظ عاطفی من را به خانواده ام پیوند زد – قسمت دوم
در قسمت قبلی خاطرات خود تا آنجا گفتم که به تیف رفته بودم و دوستانی که با هم در یک چادر بودیم خیلی با من صحبت می کردند تا من را قانع کنند که با خانواده ام تماس بگیرم. مسئولین تشکیلات سالیان در توجیه ممنوعیت تماس با خانواده ها، بحث امنیت جانی خانواده های ما […]
تماسی که به لحاظ عاطفی من را به خانواده ام پیوند زد – قسمت اول
بزرگ ترین تحولی که کمپ آمریکایی (تیف) را غرق در شادی و شور و شعف کرد، خبر برقراری ارتباط تلفنی اعضا با خانواده هایشان در ایران بود. بعد از سالها اعضا به لحاظ عاطفی با خانواده هایشان پیوند می خوردند. برخی مانند من بیش از 20 سال بود که کوچک ترین خبری از خانواده نداشتم. […]
حمایت های گسترده اجتماعی از اهداف و فعالیت های خانواده های اسیران دربند فرقه رجوی – قسمت دوم
در قسمت اول به این نکته اشاره کردم که قشر عظیمی از لایه اجتماعی مردم ایران بدلیل عملکرد جنایت کارانه و خیانت آمیز فرقه رجوی و بخصوص ترورهای کور و انفجارهای وحشتناک دهه 60 و همکاری با صدام دشمن متجاوز به خاک ایران تنفر و انزجار شدیدی از این فرقه و سرکرده آن داشتند و […]
حمایت های گسترده اجتماعی از اهداف و فعالیت های خانواده های اسیران دربند فرقه رجوی
حضور در برنامه دعوت ویژه ماه مبارک رمضان شبکه یک که از پر بیننده ترین برنامه های شبکه یک در این ماه بود برای اولین بار این فرصت را فراهم کرد که خانواده هایی که سالیان درد و رنج فراق و جدایی عزیزانشان را فریاد می زدند به گسترده ترین شکل و برای اولین بار […]
فرار از اشرف – از اتاقک نگهبانی تا مقر آمریکایی ها
“…در یک نیمه شب بامدادی که مشغول نگهبانی در یکی از برج های نگهبانی در ضلع شرقی اشرف بودم به جمع بندی پروسه گذشته و پیدا کردن راه برون رفتی از آن وضعیت رسیدم. آن شب برخلاف سال های قبل، دیگر سلاحی برای حفاظت از خود و قرارگاه نداشتم. به دسته چوبی که به دستم […]
بازتاب صحبت های علی اکرامی در شبکه یک سیما – قسمت دوم
بعد از اتمام برنامه دعوت و صحبت های آقای اکرامی با مجری محترم برنامه “دعوت” که از شبکه یک سیما از طرف برخی از دوستان جدا شده، همشهریهای آقای اکرامی و بخصوص بستگان وی که به نوعی تا قبل از انجام مصاحبه وی در این برنامه به دلایل مختلف دل نگرانی هایی برای خود او […]
پیام علی اکرامی برای همسرش
آقای علی اکرامی که در برنامه “دعوت” شبکه ملی برای معرفی کتابش “قصه ای ناتمام برای دخترم” همراه با همسرش و همچنین دخترش نیایش شرکت نمود پیام زیر را خطاب به همسرش داده است: همسر ارجمند و دلسوز و مهربانم. می خواستم یک تشکر ویژه بابت تمامی همراهی هایت طی این سالیان داشته باشم. در […]
علی اکرامی : راوی قصه پردرد و ناتمام نسلی بودم که قربانی شد
آقای علی اکرامی بعد از شرکت موفقیت آمیز در برنامه “دعوت” ویژه شب های ماه مبارک رمضان شبکه ملی، پیامی به شرح زیر خطاب به همکاران خود در انجمن نجات منتشر نمود: خیلی خوشحالم و خدا را شکر می کنم که بعد از سالیان تلاش توانستم بالاخره در قاب شبکه یک و در برنامه پر […]
باور داشتم مادرم باید در راه اهداف سازمان مجاهدین خلق فدا شود
..خودم را روی سنگ مزار انداختم و با تمام وجودم گریستم. اشک های چشم هایم سنگ مرمر مزار مادر را شستشو می داد. برادران و خواهرانم خیلی تلاش می کردند که من را از سر مزار مادر بلند کنند، ولی دلتنگی های سالیان و احساس شرم نسبت به ظلمی که در حق او کرده بودم […]
بازتاب صحبت های علی اکرامی در شبکه یک سیما – قسمت اول
شبکه یک سیما در ویژه برنامه ” دعوت ” با محوریت کتاب که میزبان شخصیت هایی است که خاطرات زندگیشان را درقالب کتاب به رشته تحریر درآورده اند گفتگویی با آقای علی اکرامی نویسنده کتاب ” قصه ای ناتمام برای دخترم ” داشت . دراین برنامه که دوشنبه 5 اردیبهشت ماه روی انتن رفت همسرآقای […]