سرفصلی تعیین کننده جهت آزادی اسیران درقلعه اشرف
رجوی چون جن و بسم الله از روزنامه ها و تلویزیونها و افکار عمومی هراس دارد و حضور دهها خبرنگار و صدها فعال مدنی در مقابل درب قلعه اشرف بی تردید ضربه جانانه ای است که رجوی را بیشتر به محاق فرو برده و بایست علاوه براین تمهیدات سرکوبگرانه جدیدتری را برای کنترل باز هم بیشتر اعضای خود بکار بندد چرا که وقتی موضوع به جامعه و افکار عمومی کشیده میشود آنجاست که رجوی از درون چون تنور میسوزد و راه گریزی هم ندارد.
سرکردگان گروه جندالله از سرانجام فرقه تروریستی رجوی پند بگیرند
به نتیجه سی سال تلاش بی سرانجام این گروه تروریستی نگاه کنید. آنچه اکنون از تلاش سی ساله تروریستی این فرقه بجامانده چیست؟ یک گروه منزوی ومتلاشی که سرکردگانشان تحت تعقیب پلیس بین المللی قراردارند. این گروه مورد تنفر عموم ایرانیان هستند. تعدادشان درمجموع حدود 5000 نفرند. سه هزارنفر از آنها باسابقه تروریستی مسن وبیمارند که بعد از خلع سلاح شدن دریک اسارتگاه محصورشده ودرحال جمع شدن درکشورعراق روزهای تیره وتار خود را می گذرانند
چرا سران فرقه مجاهدین در اوج درماندگی بسر می برند؟
حضور چشمگیر و تحصن 10 ماهه خانواده های محترم اسیران در قلعه رجوی در جلوی درب این اسارتگاه تنها دلیل می باشد. همانطور که می دانید در این مدت 6 تن از اسیران موفق به فرار از اسارتگاه شده اند و سران فرقه در اوج عصبانیت ابتدا سعی کردند قربانیان را وادار به توهین به خانواده هایشان کنند اما این عمل بی شرمانه جواب نداد.
نگاهی به تحصن ده ماهه خانواده ها و تهدید های توخالی سرکرده فرقه رجوی
از یاوه گویی ها وچرند بافی ها وادعای پیامبری این مزدور اجاره ای صدام و روضه خوانی های رذیلانه وداستان سرایی های مسخره وتهوع آور وبی نتیجه این موجود پست فطرت که بگذریم _ چنین پیامی تنها یک نکته مهم درخود دارد وآن چیزی نیست چون تهدید خانواده های متحصن و جداشدگان وافشاگران ومنتقدان این فرقه مذهبی تروریستی
از دیپلماسی انقلابی تا دیپلماسی سرکاری – قسمت دوم
برای نمایندگان احزاب چپ اروپائی در همان 30 ژوئن امسال مشخص شد که آنها نمی توانند در کنار جنگ طلبان آمریکائی مانند جان بولتن و دیگران قرار بگیرند. تعداد نمایندگان اروپائی که در 30 ژوئن امسال از مجاهدین حمایت کردند چند برابر بیشتراز تعداد نمایندگانی بود که در 10 آذر حضور پیدا کرده بودند. عدم حضور این تعداد در نمایش 10 آذر بسیار چشمگیر بود و نشان می دهد که مجاهدین برای پیدا کردن چهار تا آدم صاحب نام دچار چالش سیاسی شده اند.
فرقه رجوی و نخست وزیری مالکی
هر روز بین عناصر باقی مانده بعث و فرقه پیوندهای جدیدی بوجود می آمد. این پیوندها عمدتاً در اروپا و آمریکا برنامه ریزی می شد و شکل میگرفت و در عراق بصورت بحران های بیشتر بروز میکرد و تنش های بیشتری در این کشور بی ثبات بوجود می آورد. و برای فرقه مشخص بود باید مالکی را یک فرد غیر عراقی و وصله ناجور با شرایط عراق معرفی کند که دستش مدام به جانب ایران دراز است و در تمام مسایل داخلی و خارجی عراق از ایران دستور میگیرد و از خودش هیچ اراده ای ندارد.
آهنگ طبل پاره مجاهدین و شعارهای مسخره
این روزها سازمان علیرغم هر تلاش و بالاآوردنی در اجرای دلقک بازی در قلعه اشرف و برگزاری به اصطلاح مراسم سالگرد انتخاب مریم قجر با یک رای مسعود در جلسه شورای ملی مقاومت آنهم بیشتر از 20 سال پیش آنهم در شورایی که همه نفراتش عضو فرقه و غیر خودی بین شان نبوده مستاصل بودن جریان نفاق را بطور چشمگیری برملا می کند.
بن بست سیاسی مجاهدین
گروه موسوم به مجاهدین خلق پس از پیروزی انقلاب ضد استبدادی و ضد امپریالیستی ملت ایران در ورطه ی زیگزاگ های سیاسی افتادند. آنان در تبیین استراتژی مبتنی بر اصول و مبانی عقیدتی دچار تناقض فاحشی شدند. این تناقض اما در فهم و درک اغلب سران کلیدی مجاهدین اهمیتی نداشت. از افتادن در تور لیبرالیسم داخلی و سپس فرو رفتن در چاه بیگانگان اشغالگر و سرانجام پادو شدن برای امپریالیست های جهانی به سرکردگی امریکا!! نمایشی عینی از تفکر اپورتونیستی بود.
فرقه رجوی و سراب سرنگونی
استراتژی مسعود رجوی دیگر جواب ندارد. ای رفقا از همین جا شما را مورد خطاب قرار میدهم که گول حرفهای او را نخورید و جسارت به خرج داده و حصارهای ذهنی که مسعود رجوی برای شما ایجاد کرده است را کنار بزنید و پا به دنیای آزاد بگذارید. از هیچ چیز نترسید. از توهین و افترای مسعود رجوی که به نفراتیکه خارج میشوند میزند نترسید. هر کار و اقدامی بهای خود را دارد بنابراین به خود آئید و پا به میدان بگذارید و از زندان تشکیلات خلاص شوید و خود را باز یابید.
استقبال مردم مازندران و تو دهنی بزرگ به رجوی فریب کار
این استقبال میلیونی از رییس جمهور محبوبشان نشانگر آب شدن دروغ هایی است که سالیان سران فرقه به بهانه حمایت استان شمالی از فرقه می باشد چرا که سران فرقه همیشه این شعار دروغین را سر می دهند که ما در استان های شمالی دارای پایگاه اجتماعی زیادی هستیم ولی این استقبال هم چون آب سردی بود که بر روی سران فرقه رجوی وطن فروش ریخته شد و اکنون برای همه خانواده های استان شمالی مشخص شده که اینان وطن فروشانی هستند که فقط به فکر قدرت و نابودی مردم ایران هستند
اوجگیری بحران درونی فرقه مجاهدین خلق
فرار تعدادی از اسرای فرقه مجاهدین در ماههای اخیر و همچنین قتل ناجوانمردانه آقای احمد رازانی توسط مسئولین این تشکیلات با انگیزه زهر چشم گرفتن از سایر اعضای ناراضی درونی فرقه تحت امر رجوی، همگی نشان از افزایش بحران در درون این جریان دارد. بحرانی که سرانجام به نابودی و فروپاشی تشکیلات تحت امر رجوی منجر خواهد شد.
شکستی دیگر برای مجاهدین در عراق
اکنون که مجاهدین و ظرف استراتژیک آن ها در عراق یعنی پادگان اشرف تحت حاکمیت مطلق حکومت عراق است، سران گروه با رفتار خشن و گستاخانه خود علیه مقامات عراقی تنها آینده خود را پیچیده تر می کنند. البته غیر از این نمی توان از آن ها انتظار داشت زیرا خشونت کلامی، بحران آفرینی و تفرقه افکنی عناصر ذاتی موجودیت مجاهدین هستند.