عملکرد سازمان مجاهدین خلق

التماس های عاجزانه مجاهدین از مقامات سابق و جنگ طلب آمریکایی

هر روز که میگذرد خوشبختانه سازمان مجاهدین خود پرده ها را کنار زده و عمق وابستگی و مزدوری اش را با برنامه های متنوع عیان می سازد و از این جهت دست منتقدان و ناراضیان خود را که سالهاست از مزدوری این جریان وابسته خبر میدهند پر کرده و مهر تایید دوباره بر آن میزند. کنفرانس خبری هفته گذشته این سازمان در پاریس به ریاست "مریم رجوی" همسر سوم رهبر مادالعمر این سازمان "مسعود رجوی" با همراهی چهار تن از سرشناس ترین جنگ طلبان آمریکایی شامل "رادولف جولیانی" شهردار اسبق نیویورک، "تام ریج " وزیر کشور اسبق آمریکا، "فرانسس تاونسند " مشاور سابق امنیت ملی کاخ سفید و "مایکل موکاسی " دادستان کل سابق آمریکا به اجرا درآمد. جلساتی از این نوع نشان میدهد این جریان ضد ملی و ضد ایرانی بواقع تا به کجا در مسیر وابستگی سقوط کرده و به ته خط رسیده است و نومیدانه تلاش میکند با اجرای نمایشاتی از این نوع وانمود سازد که هنوز حیات سیاسی داشته و میتواند به عنوان مزدوران اجاره ای در خدمت عوامل سازمان اطلاعاتی سیا و جنگ طلبان آمریکایی قرار گیرد. البته سازمان مجاهدین کاملا از عواقب مخرب چنین نمایشاتی بخوبی مطلع و مطمئنا میداند این حرکات چه عواقب جبران ناپذیری را به لحاظ سیاسی بخصوص در افکار مردم ایران و جامعه سیاسی و انزجار صدها هزار ایرانی آزاده خواهد داشت ولی از آنجاییکه دندان هایش از سال 2003 با خلع سلاح اجباری! ولی موقت! به هنگام اشغال عراق کشیده شده و دیگر امکان مانور نظامی ندارد تلاش میکند برای سرپا نگاه داشتن خود و بیان اینکه هنوز از نفس نیفتاده به چنین اقداماتی بطور علنی دست بزند و پیشاپیش میتوان حدس زد که این جریان خشونت طلب و ضد ملی تا به کجا در خفا و پنهان با انواع ضمانت های سازمانی و قول و قرارهایی پنهانی بدنبال شرایطی است که یک بار دیگر شانس تسلیح مجدد خود را بدست آورد چرا که هر آنچه که این سازمان از سال 1361با ورود غیر علنی به عراق و ایجاد ایستگاه رادیویی به نام " رادیو مجاهد" تا سال 1382 که به انواع سلاح های سنگین ار جمله توپ و تانک و نفربرهای زرهی توسط حکومت صدام حسین مجهز شده و به مدت بیست سال در عراق کاشته و روی آن سرمایه گذاری کرده بود به یک باره با طوفان های سیاسی که در عراق وزیدن گرفت وبا خلع سلاح اجباری از دست داد وتمامی تصوراتش برای رسیدن به قدرت در تهران بطورعملی دود شده و به هوا رفت و جالب است که اکنون رهبر مادالعمر این سازمان صحبت از وصیت نامه میکند و به تحقیق میداند که از گندم ری در زمان حیات اش نخواهد خورد. این سازمان اکنون مجبور است با انواع شیوه ها خود را به محفل های مشکوک پیشکش وعرضه کند تا توسط غربیان و کشورهای استعماری به رسمیت شناخته و بکار گرفته شود و صد البته به چنین نمایشات تهوع آور سیاسی دست زده و نیروهای شبه نظامی خود در عراق را پیش خرید و پیشمرگ چنین تصمیمات سیاسی سازد. در تاریخ ایران هرگز سابقه نداشته است که یک جریان سیاسی وابسته این چنین خود را به آب وآتش بزند تا از طرف نیروهای بیگانه رسمیت پیدا کرده و مهمتر از همه از جانب "عموسام" مورد قبول واقع شود. پیدایش این جریان سیاسی که در ا بتدا رنگ غلیظ مذهبی داشت ابتدا با ترور نمایندگان و مستشاران آمریکایی در ایران پا گرفت ولی اکنون با گذشت نزدیک به چهل سال و اشتباهات وحشتناک سیاسی و نظامی قدم در ورطه وابستگی گذاشت و این راه بی بازگشت را از عراق آغاز و تا به امروز با سرعتی شتاب آور ادامه میدهد و در این مسیر به انواع جنایات ضد انسانی بویژه در مورد اعضا و افراد خودش متوسل شد وبه نظر میرسد رجوی انتقام نرسیدن خود به تهران را پیش از همه از اعضای خود میگیرد و از اجساد آنان نیز در نمیگذرد. از دید نگارنده این وقایع بسیار بسیار مغتنم بوده و بسا برای مردم ایران تجربه آموز است و بی تردید بخشی از تاریخچه سیر نابودی و اضمحلال جریانات ضد ملی و ضد ایرانی است. در زمانه ای که "جوفروشان گندم نما" بیداد میکنند و جوانان این سرزمین را با انواع فریب و حیله ها به دام خود میکشند و به اسم آزادی وعدالت آنان را وسیله و سرمایه زندگی سلطنت گونه خود میسازند. آری در زمانه ای پر نیرنگ و فریب هستند کسانی که تنعم زندگی خویش را اینگونه با خون دیگران رنگین میکنند و با جنایت بارترین شیوه ها اعتماد آنان را به یغما وعمرشان را به تاراج میبرند ولی در پس این همه خدایی هست که شاهد و ناظر اعمال آنان بوده و درهمین دنیا بخشی از نتایج اعمال و کارهایشان را کف دست شان گذاشته و آبروی آنان را نزد خلق قهرمان به باد نیستی دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا