خاطره محمد رضا مبین از اولین دیدار با خانواده – قسمت ۷
در قسمت ششم توضیح دادم که من درحالی خانواده ام را در اشرف می گرداندم و حقایق را نمی گفتم که درونم می سوخت، اما این اولین بار بود که من می توانستم به بهانه ی آمدن خانواده ام در پادگان جهنمی اشرف ، آزادانه بچرخم و از دور زندان هایی را نظاره کنم که […]
عملیاتی درکار نبود – می خواستند داریوش دهقان را سربه نیست کنند
گناه داریوش این بود که به سران فرقه رجوی گفته بود مبارزه شما خیلی طولانی شده و ما مستهلک شدیم. داریوش با انگیزه خودش به فرقه پیوسته بود و به مرور زمان ماهیت فرقه برای او روشن شده بود. داریوش در مقر موزرمی بود، همان مقری که من هم بودم. در هر نشستی داریوش را […]
روز تلخ ورود به زندان ابوغریب
روزی روزگاری در سال 58 در عنفوان جوانی و در حالی که هنوز شور و هیجانات دوران پیروزی انقلاب اسلامی در سر داشتم تحت تاثیر صحبت های مسعود رجوی که با سو استفاده از نام و مکتب حسینی فریاد عدالت خواهی سر می داد و ادعای آوردن رفاه و خوشبختی برای مردم ایران را داشت، […]
ارزشمندترین دستاورد من بعد از رهایی از مناسبات فرقه
قبل از پیوستنم به فرقه رجوی، سران فرقه رجوی در رابطه با تشکیلات و مناسبات فرقه تبلیغات زیادی می کردند و وعده های زیادی می دادند. وقتی وارد مناسبات فرقه شدم بعد از چند ماه ماهیت شیاد رجوی و سرانش برای من روشن شد. چندین بار درخواست جدایی از فرقه را دادم و مرا شکنجه […]
طعم شیرین آزادی بعد از بیست سال اسارت در فرقه مدعی آزادیخواهی
وقتی در سال 83 از مناسبات سازمان مجاهدین فرار کرده و خودم را به نیروهای آمریکایی معرفی نمودم، یکی از بهترین روزهای زندگی من بود و احساس می کردم که دوباره تولد یافتم و آن شب به همراه دوستانی که با هم فرار کرده بودیم تا صبح حرف زدیم و خندیدیم و ادای رجوی و […]
خاطرات بخشعلی علیزاده – قسمت ۸
بخشعلی علیزاده صحبت های خود را با موضوع مصاحبه با آمریکایی ها در عراق و آلبانی آغاز کرد و در این خصوص نکات جالبی را مطرح کرد. در این زمینه گفت : در اثناء مصاحبه هایی که دولت امریکا به صورت موردی با اعضا در کمپ لیبرتی انجام می داد، نماینده کمیساریا سوال واحدی را […]
انجمن نجات نقطه امید و اعتماد خانواده های اسیران در گذر زمان – قسمت دوم
در قسمت قبل از خاطره علی اکرامی گفته شد که برخی از اعضا خبرهایی را از شروع بکار رادیویی بنام نجات دادند که بعضا نفرات در نیمه های شب از سنگرها خارج می شدند و در پناه درختان به صدای این رادیو که از فرکانس موج کوتاه پخش می شد گوش میدادند. *** بعد از […]
انجمن نجات نقطه امید و اعتماد خانواده های اسیران در گذر زمان – قسمت اول
29 اسفندماه 1381 حمله ائتلاف بین الملی به رهبری آمریکا به عراق آغاز شد. علیرغم اینکه پرچم های سفید و آرم های سازمانی در تمامی قرارگاهها افراشته شده بود، چندین قرارگاه مورد هدف هواپیماهای ائتلاف قرار گرفت و تعدادی کشته شدند. مدتی قبل از تهاجم نظامی آمریکا، رهبری مجاهدین خلق با این توجیه که شرایط […]
خاطره محمد رضا مبین از اولین دیدار با خانواده – قسمت ۶
در قسمت پنجم توضیح دادم که بعد از قضایای مزار مروارید در اشرف، از یکی از خیابان های اشرف به همراه خانواده ام که عبور می کردیم تعدادی از بچه ها مشغول علف کنی بودند، توقف کردم و …… *** معمولا در حاشیه ی خیابان های اشرف، همه ساله علف های زیادی رشد می کرد […]
خاطره محمد رضا مبین از اولین دیدار با خانواده – قسمت ۵
در قسمت چهارم توضیح دادم که روز دوم بنا به توصیه ی هوشنگ دودکانی، آنها را به گورستان اشرف بردم تا مزار مروارید را ببینند و انگیزه بگیرند! وقتی به مسیر ورودی گورستان اشرف رسیدم و مادرم قبرها را دید، خیلی تعجب کرد که چرا من آنها را به مزار مروارید بردم و گفت: … […]
خاطره محمد رضا مبین از اولین دیدار با خانواده – قسمت ۴
در قسمت سوم توضیح دادم که جواد کاشانی مرا به کناری کشید و گفت الان شما را به اتاقی خواهند بود و دو یا سه روز با خانواده ات خواهی بود، شب ها اما برای عملیات جاری به قرارگاه بر خواهی گشت و بعد از نوشتن گزارش و فاکت های انتقادی از خودت، دوباره پیش […]
به ایوان گفته بودند اگر بار دیگر روسریت را برداری زنده زنده آتشت می زنیم
سازمان مجاهدین ادعای آزادی و برابری دارد و مریم قجر در سخنرانی ها چنان از آزادی زنان سخن می گوید که اگر زنی از درون مناسبات آنها خبر نداشته باشد با خودش می گوید رهبران فرقه چقدر به فکر آزادی زنان هستند! در ظاهر سخن از آزادی زن می گویند اما در باطن ضد آزادی […]