پنجشنبه, ۲۱ خرداد , ۱۴۰۵
دادخواستی علیه سران مجاهدین 02 آذر 1391

دادخواستی علیه سران مجاهدین

برادر اینجانب حتی از حقوق بدیهی افراد زندانی نیز دراین مدت طولانی محروم بوده و سران مجاهدین عمداٌ با قطع هرگونه امکان ارتباطی برای ایشان و سایر افراد دربند، آنان را در دنیای بی خبری و بدور از مهر و محبت خانواده هایشان نگاه داشته اند، لذا اینجانب صراحتاٌ اعلام میدارم که در صورت ادامه کارشکنی سران مجاهدین در برقراری ارتباط و دیدار اسرای دربند با خانواده هایشان که یکی از آنها برادر اینجانب می باشد، بنده مصمم به ارائه دادخواستی به سازمانهای حقوق بشر، عفو بین الملل و سایر مجامع جهانی می باشم

دیدار با آقای بشیری در دفتر انجمن نجات خوزستان 30 آبان 1391

دیدار با آقای بشیری در دفتر انجمن نجات خوزستان

امید و تلاش دوعنصری است که آقای علیرضا بشیری(ازاسیران سابق فرقه رجوی که در حال حاضر در نروژ زندگی می کند) همواره بکارگرفته تا بتواند همسرش راضیه خبازان را که در اسارت ذهنی و عینی فرقه رجوی است نجات دهد. وی که برای یک دیدار چند روزه ازخانواده اش به ایران و شهر اهواز آمده بود سری هم به دفتر انجمن نجات شاخه خوزستان زد تا دیداری را با اعضای انجمن داشته باشند. بنابراین فرصتی دست داد تا با ایشان گفتگویی داشته باشیم.

تقاضای اجازۀ دیدار برای دو خواهر که هنوز همدیگر را ندیده اند 28 آبان 1391

تقاضای اجازۀ دیدار برای دو خواهر که هنوز همدیگر را ندیده اند

مونا حسین نژاد (30 ساله) که در ایران زندگی می کند برای ملاقات با خواهر بزرگترش زینب که هنوز همدیگر را ندیده اند به بغداد آمده است، لذا از شما به عنوان بالاترین مقام جهانی حافظ حقوق انسانها و از کمیتۀ بین المللی صلیب سرخ جهانی و دولت عراق و مسئولین یونامی و کمیساریای عالی پناهندگان در عراق خواستارم اکنون که این دو خواهر در یک شهر و در کمترین فاصله از همدیگر قرار گرفته اند با فشار بر رهبران و مسئولین MEK در کمپ لیبرتی در بغداد ترتیب ملاقات این دو خواهر با همدیگر را بدهند.

درد دل دختری چشم انتظار که برای رهایی پدرش لحظه شماری می کند 28 آبان 1391

درد دل دختری چشم انتظار که برای رهایی پدرش لحظه شماری می کند

خانم کله جویی ضمن تشکر از احساس مسئولیت کلیه اعضای انجمن نجات درهمیاری و کمک به خانواده ها برای نجات عزیزانشان ازاسارتگاه رجوی ها، گفتند وقتی که پدرم درجنگ تحمیلی اسیرصدام شد من وبرادرانم کوچک بودیم مادرم مارا با سختی بزرگ کرد پدرم ازاردوگاه اسیران برایمان نامه می فرستاد و می گفت طاقت دوری ازشما را ندارم طوری که حتی درنامه ای که فرستاده بود از ما خواست که به صلیب سرخ مراجعه کنیم و با بیان شرح سن و سالش از آنها بخواهید که برای آزادیش به دولت عراق فشار بیاورند

تلاش خانم فروزنده برای دیدار با برادرش 21 آبان 1391

تلاش خانم فروزنده برای دیدار با برادرش

آن شب سرما خیلی شدید بود ولی تمام خانواده ها که حالا تعدادمان نزدیک به پانزده خانواده شده بود این سرما را تحمل کردند وهمه منتظر جواب بودیم در این فاصله خانواده ها تمام سوغاتی هایی را که از ایران برای بچه هایشان آورده بودند جمع آوری کردند و به پشت درب اصلی آوردند. شوق را در تک تک چشم ها به وضوح می دیدم همه مثل هم ساکت و بی صدا منتظر بچه ها بودیم.

نشست مشترک خانواده ها با بازگشتی ها – قسمت اول 18 آبان 1391

نشست مشترک خانواده ها با بازگشتی ها – قسمت اول

آقای مجید محمدی با شرح کلی از مناسبات فرقه و تلاش رجوی برای ابقای اشرف که منجر به کشته شدن تعدادی از بچه ها شد برای خانواده های حاضر بیان داشت: از سال 88 که مسئله اخراج مجاهدین از اشرف از طرف دولت عراق جدی شد و برای کنترل آنان دولت عراق سعی در ایجاد پاسگاه پلیس در اشرف نمود، رجوی مذبوحانه تلاش کرد تا با ناموس خواندن اشرف، این انگیزه را در افراد و اعضا ایجاد نماید تا در مقابل نیروهای عراقی بایستاند و سعی داشت با به کشتن دادن اعضا در اشرف و جنجال سیاسی به خیال خام خود اشرف را ابقا کند.

اوج آزادی و دموکراسی درمناسبات مجاهدین 17 آبان 1391

اوج آزادی و دموکراسی درمناسبات مجاهدین

در مناسبات فرقه ی رجوی در یک مقطع برای ظاهر سازی و یا اجبار و از سر استیصال مجبور بود به تعدادی انگشت شمار یک ساعت ملاقات به افراد جهت دیدار با بستگان درجه یک خود که اغلب از اروپا به بغداد آمده بودند می داد البته این ملاقاتها مربوط به افرادی می شد که خانواده های آنها هوادار امکاناتی فرقه رجوی درخارج کشور بودند.سازمان و رهبری بسیار حقوق بشری مجاهدین به قول خودشان برای واکسینه کردن تشکیلات و تضمین امنیت بقیه ی افراد قانونی وضع کرده بود که هر فرد که به ملاقات پدریا مادرش حتی برای یک ساعت و تحت الحفظ گشتاپوی رجوی هم که می روند بایستی ابتدا حکم اخراج بدون تاریخ خود را از طرف سازمان امضا کنند.

مجاهدین برای تردد در اشرف ویزا میگرفتند! 08 آبان 1391

مجاهدین برای تردد در اشرف ویزا میگرفتند!

علی‌رغم اینکه سرکردگان مجاهدین سعی می‌کردند اشرف را به عنوان یک شهر! معرفی کنند، زندگی فرقه‌ای با محدودیت‌های تشکیلاتی در پادگان اشرف چه سختی‌‌ها و محدودیت‌هایی داشته است.بر اساس این خبر، سند دیگر پیدا شده در اشرف، دفترچه بسیار کوچکی است که یکی از اعضای مجاهدین خاطرات خود را در آن می‌نوشته است.در قسمت‌هایی از این دفتر خاطرات، از شکنجه یکی از اعضای مجاهدین سخن گفته شده که به قول نویسنده، جرم وی ملاقات چند دقیقه‌ای او با همسر سابقش در همان پادگان اشرف بوده است.

چشم به راه یک دیدار 08 آبان 1391

چشم به راه یک دیدار

خانم امینی در هر بار سفر خود به عراق سختی هایی را متحمل شدند سرما وگرمای عراق را، گرد و خاک و طوفان های شدید بیابان های عراق را هم تحمل کردند؛ به این امید که شاید صدایش به گوش فرزندش برسد و او را از این خواب غفلت بیدار کند و به یاد آورد که مادری دارد چشم انتظار که برای دیدن روی فرزندش از جان و مال و زندگی خودش هم گذشته است. در این سالیان در فراق دوری فرزندش چه شب ها که تا صبح چشمان اشک آلودش را به در دوخته شاید فرزند عزیزش از راه برسد و او را درآغوش بگیرد.

مصاحبه با آقای حسن حمادی برادر مرحوم محمد حمادی – قسمت چهارم 08 آبان 1391

مصاحبه با آقای حسن حمادی برادر مرحوم محمد حمادی – قسمت چهارم

چند رو زبعد شنیدیم که محمد را به همراه احسان به ترکیه فرستادند. احسان به ما زنگ زد که حال برادرتان خوب نیست و خودتان را برسانید. وی حتی قادر نیست به تنهایی غذا بخورد.این بود که یکی از برادرانم خودش را به ترکیه رساند. وقتی می بیند که محمد قادر نیست حتی روی تخت بنشیند وحتی نمی تواند به درستی حرف بزندو لازم است که یکی به او رسیدگی کند،تصمیم می گیرد او را برای مداوا به ایران بیاورد و هم این که خانواده بتوانند به او رسیدگی کنند. به همین خاطر بدون این که به صلیب سرخ وحتی به دولت ایران اطلاع دهد او را با خود به ایران می آورد.

ملاقات با خانواده خورسندی آستانه در دفتر انجمن نجات گیلان 07 آبان 1391

ملاقات با خانواده خورسندی آستانه در دفتر انجمن نجات گیلان

خانم سهیلا خورسندی وکیل دادگستری و مشاورحقوقی قوه قضائیه ازخواهران مجید و جلال ازاعضای فعال انجمن نجات مصرانه پیگیر وضعیت اسرای دربند اشرف و لیبرتی ازجمله برادرانش هستند و درملاقات اخیر با مسول انجمن نجات مصرانه خواستار اعزام به عراق وکمپ موقت لیبرتی شدند و داوطلبانه خواستار شدند که بتوانند وکالت نه تنها برادرانش بلکه تمام اعضای ناراضی حاضر درکمپ موقت لیبرتی را بعهده بگیرند

مجید محمدی از مناسبات فرقه در لیبرتی می گوید – قسمت اول 02 آبان 1391

مجید محمدی از مناسبات فرقه در لیبرتی می گوید – قسمت اول

بعد از درگیری سال 88 در اشرف، رجوی اعلام کرد که این خانواده ها بودند که باعث درگیری و کشته شدن بچه ها گشته اند ولی واقعیت های موجود در اشرف و موضع گیری رهبران فرقه در رابطه با ماندن در عراق مرا بار دیگر متناقض کرد و برایم جای سئوال بود که چگونه رجوی خانواده را کانون فساد اعلام می کند در حالی که همان موقع شاهد آن بودیم پدر و مادرهای پیر با عصا آنطرف سیم خاردار اشرف فقط نام عزیزان خود را می آوردند و خواهان یک لحظه دیدار آنها بودند.

blank
blank
blank