جمعه, ۱۵ خرداد , ۱۴۰۵
  • چگونه رجوی بعد از سرنگونی صدام حسین زنده ماند؟ 04 خرداد 1405

    رجوی بعد از صدام حسین
    چگونه رجوی بعد از سرنگونی صدام حسین زنده ماند؟

    در نگاهی اجمالی به برخی وقایع مهم در زمان حضور مجاهدین خلق در قرارگاه اشرف در عراق، ممکن است پاسخی باشد برای سوالاتی از قبیل اینکه” چگونه رجوی بعد از حملات دولت جدید عراق زنده ماند؟ چطور شد که رجوی شعار “چو اشرف نباشد تن من مباد” را نقض کرد؟ چرا رجوی مجبور شد تا […]

نامه مادری درانتظار تماس فرزنداش مجید اشگ خونی دراسارت فرقه رجوی 25 تیر 1396

نامه مادری درانتظار تماس فرزنداش مجید اشگ خونی دراسارت فرقه رجوی

بسمه تعالی سلام فرزندم مجید جان (مجید اشگ خونی) من مدارت سریه ملک لی هستم. خیلی نگرانت شدم. قبلا برای دیدار به جلو پادگان اشرف در عراق می آمدم و بوی تو را می گرفتم. شنیدم الان دریک کشور دیگر هستی. ازیک طرف پیر شدم چندان حرکتی ندارم وازطرف دیگر آنجا دور است. اگر امکان […]

نامه ای از خانواده سرخوش ساعدی 11 خرداد 1396

نامه ای از خانواده سرخوش ساعدی

باز هم سلام، سلامی که این بار با سلام های قبلی فرق دارد این بارسلامم بوی نا امیدی گرفته است. این بار سلامم هم مانند دلم گرفته است برادر عزیزتراز جانم چرا الان که دراسارت عراق نیستی با ما تماس نمی گیری چرا یادی از پدرومادر پیرت نمی کنی چرا یادی از خواهران و برادران چشم انتظارت نمی کنی آخر چرا این همه بی معرفت شدی برادرم ما هر لحظه وهر ساعت منتظر تماس و خبری از جانب تو هستیم.

از نامه ی این اسیر جدا شده استقبال میکنیم! 23 فروردین 1396

از نامه ی این اسیر جدا شده استقبال میکنیم!

ما باین جدا شده ی گرامی قول میدهیم که به توصیه های او توجه لازم رانموده وبه دوستان وهمکاران هنوز اسیر او کمک کنیم تا وضعیت بهتری پیداکرده و قدم های موثری درکسب امتیازات مرتبط باحقوق انسانی وشهروندی خود بردارند!

پیام تبریک بمناسبت فرار رسیدن نوروز ۱۳۹۶ 28 اسفند 1395

پیام تبریک بمناسبت فرار رسیدن نوروز ۱۳۹۶

بدین وسیله، فرا رسیدن عید نوروز باستانی و آغاز بهار طبیعت را خدمت یکایک شما عزیزان دردمند تبریک گفته واز صمیم قلب، سال نوی با سعادت وتوام با نشاط وشادی را برایتان آرزو میکنیم.

آیا رجویه با اصحاب دود ودم نیز، دمخوار است؟! 09 اسفند 1395

آیا رجویه با اصحاب دود ودم نیز، دمخوار است؟!

یکی از وبلاگ های باند رجوی یک فایل ویدئویی را منتشر کرده ونام آنرا” تهدید جمعی از پرسنل ارتش به جهاد در برابر حکومت” گذاشته است که من صلاح دیدم قبل از بیان نظر خودم به خبر درج شده دراین رسانه ی گروه رجویه اشاره کرده باشم:..

نامه ی خانم فاطمه شکوری به فرزند گرفتارش اسداله فیاضی در کمپ آلبانی 07 اسفند 1395

نامه ی خانم فاطمه شکوری به فرزند گرفتارش اسداله فیاضی در کمپ آلبانی

سلام اسداله جان. خوب هستی. من نگران تو پسرم هستم.سال هاست چشم انتظار دیدار با تو ماندم. چتد بار برای دیدار تو به عراق آمدم. درآنجا نتوانستم با شما دیدار کنم. بعد از آن پسر جانم. من پای تلفن نشستم که شاید برای من زنگ بزنی وموقعی که به آلبانی رفتی باخبر شدم. خوشحال بودم که مثل عراق دراسارت نخواهی بود بلکه آزاد هستی ولی چند ماه از آن موقعی که گذشت دیدم برای من زنگ نزدی نگرانی من بیشتر شده است.

نامه ی خواهر محمد علی علییار ملکی گرفتار درآلبانی 05 اسفند 1395

نامه ی خواهر محمد علی علییار ملکی گرفتار درآلبانی

خواهرت قربانت شود، فکر کردم اگر آلبانی بروی به ما حداقل زنگ میزنی ولی نمی دانم چرا زنگ نمی زنی؟ آیا آنجا هم در زندان هستی. آخر به زندانی ملاقات و تلفن نمی دهند.

نامه خانواده مجید اشک خونی به سازمان ملل 26 بهمن 1395

نامه خانواده مجید اشک خونی به سازمان ملل

از سال 1369 ملحق به سازمان مجاهدین خلق ایران شده ودراین مدت 26 سال فقط یکبار والده توانسته ملاقات کوتاهی داشته باشد. لذا والده وتمام افراد خانواده خواستار ملاقات وارتباط هستند. لذا دراین مورد نیازمند مساعدت ابواب جمعی این سازمان رئوف وانسان دوست میباشند.

نامه ی مادر رنج کشیده به فرزندانش (مهری، ناهید و محمود سعادتی) در آلبانی 17 بهمن 1395

نامه ی مادر رنج کشیده به فرزندانش (مهری، ناهید و محمود سعادتی) در آلبانی

منهم دیگر پیر شده ام و با انواع بیماری ها در گریبانم. امیدوارم رهبران شما بدانند وما مادران را درک کنند. وبدانند که جگر گوشگانی درکشور دارید ودلشان برای شماها لک زده.

نامه پدر چشم انتظار به فرزندش حسن رهنما در آلبانی 10 بهمن 1395

نامه پدر چشم انتظار به فرزندش حسن رهنما در آلبانی

من هرگز انتظار نداشتم که از اردوگاه عراق خارج شده ودوباره اردوگاهی شوی. مگر تویک اسیر ویا خلاف کار هستی که همواره باید دراردوگاه زندگی کنی؟

نامه مادر فیروز ساعدی 02 بهمن 1395

نامه مادر فیروز ساعدی

این چندمین سلام من است که بی جواب مانده است ولی من دست بردار نیستم. من چشم هایم منتظر راه است وهر لحظه امید دیدن تو را دارم. سیروس جان دیگر واقعا طاقت ندارم، دیگر این دوری امانم را بریده. تاکی صبر کنم.

نامه خانواده مجید اشک خونی – مادر در انتظار یک تماس 25 دی 1395

نامه خانواده مجید اشک خونی – مادر در انتظار یک تماس

حال این توهستی که میتوانی با تصمیم و اراده ات و با عشقی که امیدوارم درقلبت نسبت بما داشته باشی، پایان بخش این هجران باشی و ما را با بازگشت به وطن و آغوش گرم مان، خوشحال و خشنود کنی. مجید جان. دعای خیر ما همیشه و در همه جا وهمه حال پشت و پناهت و بدرقه ی راهت باشد.

blank
blank
blank