همراهی با خانواده ها ملاقات با صبورا شعبانی خواهر محسن شعبانی در آمل
او تنها یک پیشوا نبود پیام مشترک کفایت و زهرا قلیزاده از خواهران چشم انتظار علی قلیزاده
نقطه مقابل رجوی شیاد یادداشت معصومه فرحناک از خانوادههای چشم براه گیلک
پدران و مادران قربانیان جنایات پنهان رجوی ها
هر چند حال این پدر خیلی خوب نبود اما به گفته بقیه اعضای خانواده کماکان اولین دغدغه وی و همسرش، دوری از محسن و عدم امکان ارتباط و دیدار با وی می باشد.خانم صبورا شعبانی خواهر محسن که در این ملاقات حضور داشت می گفت: چند سال پیش که پدر و مادرم برای ملاقات با محسن به اشرف رفتند، مسئولین فرقه رجوی دو روز آنها را پشت درب معطل کرده و سرانجام هم اجازه ملاقات ندادند! از آن پس حال پدرم بدتر شد
ایکاش برای سوز دل خونین نیز، چون شمع پایانی می بود
شادروان خداداد اسدان ازاعضای فعال و مرتبط با انجمن نجات گیلان با تمام توان جهت رهایی فرزندش از زندان رجوی تلاش کرد و حتی با تنی بیمار در سال 1389 برای لحظه ای دیدار با دلبندش خود را به اتفاق سایر خانواده های چشم انتظار به اسارتگاه اشرف رساند ولیکن رجوی خائن با سنگدلی مانع ملاقات پدر و فرزند شد و آقای اسدان به اتفاق همسر و فرزندش با چشمانی اشکبار به وطن و خانه و کاشانه خود بازگشت
ضرب و شتم خواهرم توسط یکی از مجاهدین در انگلیس
در پی پیگیری سرنوشت برادرانم، خواهر دیگرم به انگلیس رفت و در این سفر که 8 روز به طول انجامید، در تمام این مدت محل اسکانش توسط مجاهدین کنترل و در همه جا فردی از این گروه تروریستی وی را دنبال و حتی در برخی مکانهای خلوت به شدت او را کتک زده بودند. این گروه تروریستی برادرهایم را وادار کرده که با مادرم تماس بگیرند و از او بخواهند که دیگر به اقداماتش ادامه ندهد.
گفتگوی سایت نیم نگاه با خانم ثریا عبداللهی مادر آقای امیر اصلان ـ قسمت اول
بعد از شناخت این رجوی ملعون، وطن فروش، بی غیرت … بزرگترین انگیزه برای ماندنم در درب ورودی اشرف فقط و فقط برای افشای جنایتها و خیانتها و بولهوسی های رجوی بی غیرت بود و بعد از آن به فعالیتهای شبانه روزی خودم جهت رسوا کردن این خفاش خون آشام (رجوی) ادامه خواهم داد تا آخرین قطره خونم دست از افشاگری برنخواهم داشت.
پیام تسلیت انجمن نجات به خانواده باوی
متاسفانه با خبر شدیم که درمورخه 15/4/92 همسر آقای سکران باوی که برادرش بنام سلطان باوی سالهاست دراسارت فرقه رجوی است دارفانی را وداع گفتند. شایان ذکر است که مرحومه تاجیه معاوی همسر آقای باوی فداکارانه تا کنون چند باربه همراه همسرش سکران به امید ملاقات با سلطان باوی همراه دیگر خانواده ها به عراق و اطراف کمپ سابق اشرف رفته بود.
نامه به پدری که ۲۶ سال ندیدمش … نامه احسان قریشی به پدرش کریم قریشی
این حق من، مادرم و شما پدر عزیزم بود و هست که در کانون گرم خانواده لحظات را سپری کنیم اما متاسفانه مسعود رجوی از کمترین درک و شعور برخوردار است او باید به فردیت، علایق و رویاهای انسان ها احترام می گذاشت که نگذاشت اما چه باک، زندگی در گذر است و من به روشنی حس می کنم یک روز کانون گرم خانواده را با یاری همدیگر دوباره از نو خواهیم ساخت به امید آن روز پدر جان، شماره تلفن همراهم را جهت تماس همین جا جهت اطلاع شما قید می کنم.
دیدار انجمن نجات گیلان با آقای علی آلفته
بتدریج برخودم مسلط شدم و توضیح دادم که پدرجان حضور چندباره شما و سایر خانواده ها در مقابل اسارتگاه اشرف ثمر داد تا رجوی تن به خواست به حق مشروع شما و دولت عراق و سازمان ملل بدهد تا اعضایش ازاشرف به لیبرتی منتقل شوند و باز برغم کارشکنیهای رجوی درب لیبرتی شکاف برداشت و هرچند عده ای محدود توانستند به کشور آلبانی رهنمون شوند و انشاء الله که این روند سرعت بیشتری به خود بگیرد
حضور برادر مجید مهدوی از اسیران فرقه رجوی در دفتر انجمن نجات
آقای عزیز مهدوی که برادرش مجید سالهاست اسیر ذهنی وعینی تشکیلات منفور رجویهاست در دفتر انجمن نجات حضور یافت تا نگرانی خود و خانواده اش ازسرنوشتی که رجوی برای برادرش رقم زده و باعث رنج وعذاب خانواده و پدرومادرش شده ابراز دارد.آقای مهدوی بیان کردند که پدرم پیر و تقریبا ناشنوا شده است واین روزها بیشتر بیاد فرزندش افتاده ومرتب گریه میکند ومن برای اینکه او را تسکین دهم هر روز او را به بیرون می برم تا شاید از حال وهوای گریه خارج شود
ملاقات با خانواده رضا حسن زاده در دفتر انجمن نجات گیلان
آقای جعفر حسن زاده در ادامه صحبت برادرش حسن افزود که حق مشروع ما خانواده ها است که بدانیم چه کسانی از لیبرتی به آلبانی رفتند تا بتوانیم به سهولت با آنان درتماس و ارتباط باشیم و کمکشان بکنیم که بتوانند درآن کشورغریب نمانند وچه بسا مجددا طعمه گماشته های رجوی درآلبانی نشوند واین درخواست را ازآقای کوبلر و دولت عراق داریم که بی اعتنا به جو شانتاژ و کارشکنیهای رجوی هرچه سریعتراسامی منتقلین به کشور آلبانی را بیرونی و منتشربکنند.
پیام تسلیت انجمن نجات گیلان به خانواده صالح
افسوس و صد افسوس. ضایعه سنگینی بود و هنوز درد آن تمام وجودم را به سختی میفشارد. آخر دیگر خانم دکتر را در دفترانجمن نخواهم دید ویا صدایش را نخواهم شنید چرا که او در اثر بیماری و کهولت سن جان به جان آفرینان تسلیم نمود و با آرزویی در دل و با چشمانی منتظر با ما وداع کرد. خودم و سایرهمکاران و همچنین از طرف خانواده بزرگ انجمن نجات گیلان و مردمان شهر برای آن مرحومه رحمت واسعه و برای خانواده محترم صالح و دایی مژدهی صبر و شکیبایی مسئلت دارم.
آمریکاییها میدانستند در پادگان اشرف گروه تروریستی خطرناکی وجود دارد
مادر اسیر دربند گروه تروریستی مجاهدین گفت: در هر صورت ما ۴ سال در شهرک آزادی در کنار پادگان اشرف ماندیم و دولتهایی حامی این جنایتکاران دشمن جمهوری اسلامی ایران بودند، یعنی همانهایی که با پیشرفت ایران و جوانان غیور و قهرمان کشورمان مخالف بودند و اینها به یقین حامی و طرفدارهای بزرگ رجوی خائن بودند؛ این حامیان در طول این ۳۰ سال حاضر نشدند که در مورد این جنایتها اظهارنظر کنند.
نامه شماری از خانواده های چشم انتظار گیلک به مارتین کوبلر
هر چند تاکنون از بابت اقدامات موثر و خیرخواهانه ای که در راستای رهایی فرزندانمان بعنوان اعضای ناراضی و گرفتار در فرقه رجوی انجام داده اید تقدیر و تشکر کرده ایم ولیکن حرف دل مان این است که ماموریت شما نیمه تمام مانده است و خواهش داریم در صورت انتخاب شخصی دیگر به جای شما ؛ ما خانواده های رنجدیده از ظلم و جور رجوی را فراموش نکرده و سفارشات لازم درخصوص رهایی فرزاندان اسیرمان در چنگال رجوی و انتقالشان به کشور ثالث و دنیای آزاد را بکنید.

