خیانت به وطن رجوی، تجسم عینی خیانت در همه زمینه ها – قسمت دوم
مزرعه ترول مجاهدین خلق مجاهدین و جنگ سایبری سازمانیافته در فضای مجازی
اختناق در سازمان مجاهدین خاطره بازی رجوی چه سودی برای تشکیلاتش دارد؟ – قسمت سوم
دلایل اصلی وضعیت فلاکت بار فرقه رجوی
عدم برخورداری این سازمان از یک ایدئولوژی منسجم و پایدار و به خاطر ما شاهد هستیم که رجوی با افکار فرقه گرایانه اش سازمان را به صورت التقاطی اداره می کند و در این رابطه ما شاهد هستیم که رجوی از هر کجا نکته ای که نفع پیشبرد اهداف شوم و مقاصد سیاسی خاص خودش بوده برداشته و با ذهن بیمار خودش تجزیه و تحلیل و تفسیر نموده
ذات بد نیکو نگردد آن که بنیادش بد است
بعد از سی سال الان هم سایت های فرقه را باز می کنم خبرهایی که منعکس می کند با سی سال پیش اش هیچ تفاوتی ندارد و دستگاه تبلیغاتی فرقه همچنان در طی این سالیان هیچ پیشرفتی نداشته است. به راستی اگر کسی برای اولین بار خبرهای فرقه را بخواند و گوش کند فکر می کند همین روزها است که این نظام ایران واژگون گردد چرا که در سایت های فرقه همواره از تجمعات اعتراضی و تحصن ها، اعتصابها از سوی اقشار مختلف علیه جمهوری اسلامی را انعکاس می دهد واقعاً اگر کسی این فرقه را نشناسد فکر می کند همین روزها است که نظام از سوی مردم ایران زیر و رو شود.
پیروزی های خیالی فرقه رجوی در مقاطع مختلف!!!
بعد از اخراج از اشرف، این سران فرقه بودند که گلوهایشان را پاره می نمودند که دیدید به جای یک اشرف هزار اشرف درست کردیم!!! شعار مسخره ای که بیشتر سرکاری بوده تا بتوانند باز هم با عوامفریبی جلوی ریزش نیرو در مناسبات بگیرند. و همچنین با اخراج کامل از عراق و رفتن به کشور آلبانی، سران فرقه در بوق و کرنا کردند که دیدید ما پیروز شدیم
سکوت فرقه رجوی در مورد کشتار مردم بی گناه و بیدفاع یمن
چقدر در نوکری و غلام حلقه بگوشی فرو رفتید که حتی حاضر هستید شرافت نداشته خودتان را هم بفروشید؟ چقدر مریم قجر باید بدبخت و ذلیل باشد که دیگر جان انسانهای بی گناه هم برایش ارزش ندارد؟ چقدر باید بی غیرت تشریف داشته باشید که این گونه خودتان را بفروشید؟ البته از ماهیت جنایت کارانه رجوی جز این هم متصور نیست
ناهید همت آبادی، مسعود رجوی را عزل کرد!
این فرار مذبوحانه که شما آنرا غرور آمیز وققنوس بار معرفی کرده اید، اگر برنده وقهرمانی داشته باشد، کسی جز خانواده های این اسرا و نجات یافتگان از اسارت رجوی نبوده و بنابراین نمی شود هم آنها را که قهرمان واقعی این نبرد 13ساله هستند، قهرمان نامید وهم خانم مریم رجوی را که با شرکت موثر خود درقلع وقمع خانواده ها به دشمن خونخوار انها تبدیل شد!
تسلیم و انهدام تشکیلات فرقه رجوی در صحنه بورژوازی
بعد از اخراج از عراق دیگر شعار مبارزه با بورژوازی به پایان کار خود رسید و اکنون اعضای نگون بخت فرقه باید در کنار بورژوازی به زندگی خود ادامه دهند و رجوی گور به گور شده به جای انتقاد از خود و نقد گذشته فرقه به دستور مریم قجر باز هم بعد از اخراج از عراق نعره پیروزی سر می دهد.
آیا با اخراج از عراق و اعلام پیروزی، ماهیت فرقه ای رجوی عوض می شود؟
اگر اخراج از عراق و رفتن به کشور آلبانی پیروزی بزرگ محسوب می شود پس چرا طی این 14 سال وقتی نفراتی که خواهان انتقال هر چه سریعتر افراد از عراق می شدند مورد حمله قرار داده و به آنان مزدور و انگ اطلاعاتی می زدید؟
سرلوحه مکتب مجاهدین بی اعتمادی است و بی اعتمادی
در تشکیلات فرقه رجوی برخی موارد وفاکت هایی که بی اعتمادی از بالا به پایین را عملی میکرد بطور خلاصه به شرح زیر می باشد البته این بی اعتمادی ها واجرای آنها راندمان منفی و پنهان از پایین به بالا داشته که در تقابل ها و نهایت در اعتراض علنی و جدایی ها و ریزش نیرو و خلاصه شکست استراتژی های رهبری فرقه بوده است.
اگر مجاهدین بر سر کار می آمدند…
در رد صلاحیت سرکردگان این گروه برای حاکمیت همین بس که آن ها حتی نتوانستند سرنوشت کمتر از 5000نفر اعضای زیر سلطه شان را بدون دغدغه رقم بزنند و ضعف صلابت و البته جهل مسعود رجوی سالهای پر مخاطره و دردناکی برای این عده فریب خورده رقم زد که خاطرات و افشاگری جداشدگان از این گروه مصداق بارز بی کفایتی دیوانه ایست که ادعای حاکمیت دارد.
سازمان مجاهدین، سازمانی فراتر از فرقه گری
همانطور که می دانید فرقه توسط یک پیشوا و رهبری که خود را قدیس و عاری از هرگونه گناه میداند تاسیس و با جذب نیرو و کنترل ذهن و مانیپوله کردن مطلق افراد به حیات خود ادامه می دهد، رهبر فرقه یا فرقه ها اکثر بدون هدایت کسی عقاید و اهداف شخصی شوم و پلید خود را با ساختن چهرۀ مجذوب و کاریزماتیک از خود به نیروهای خود القاء می نماید و با شعارهای فریب دهندۀ مذهبی، سیاسی و اجتماعی به عضوگیری گسترده ای جهت اثبات عقاید و حفظ جایگاه خود می پردازند
با این حساب، تمامی زندگی باند رجوی شده نقطه ی عطف!
واقعیت این است که فشار خانواده ها مانند آوار سنگین برسر شما فرود آمد و ترسیدید که این فشارها منجر به انجام ملاقات ها شده و صحبت کردن خانواده ها با این اسرای ازهمه چیز بی خبر، آنها را به عدم تمکین ازرهبری شما وادارد وآنها با ترک سازمان ودست زدن به افشاگری، نشانی ازتاک وتاکستان (رجوی وباندش) نگذارند.
شکست مفتضحانه و خیمه شبازی مجاهدین
در سال 2003 تاریخ سرنوشت مجاهدین به گونه ای رقم خورد که شاید هیچ وقت سران وافراد اسیر در اسارتگاه مجاهدین به ذهنشان چنین روزی خطور نمی کرد. قبل از سرنگون شدن صدام مریم رجوی به همراه تعدای از افراد رده بالا به فرانسه فرار کرد و تماهی افراد اسیر در اشرف را زیر بمب باران عراق وآمریکا به امان خدا رها کرد.

