نزاع پهلوی و رجوی بر سر فروش وطن سبقت در رسوایی؛ رقابت در وطنفروشی و جنایت
دارم میام، دارم میام آهنگ رجوی ها از سال ۶۰ تاکنون
مصداقی از یک مامور زبده فرقه مجاهدین
سپس با توهین به ملت ایران میگوید که:”مشکل اینجاست که ما و جامعه مان عقب مانده ایم.” وبرای این عقب ماندگان رجوی را بهترین گزینه میداند؛ او انکار نمیکند که رجوی یک فرقه را تشکیل داده است و میگوید:”طرف محدوده ی قدرتش یک سایت فکسنی است خدا را بنده نیست. والا اگر به جای رحوی بود که فداییانی داشت که حاضر بودند جانشان را به خاطرش بدهند، من و شما را از روی زمین برمی داشت.””
باند تروریست رجوی در عراق به بنبست رسید
تلاشهای پنهان باند رجوی برای قانونی کردن حضورشان در عراق که بیشتر از کانال نظامیان امریکایی دنبال میشد مطلقاً به بنبست رسیده است و هیچکس در دولت عراق با آن موافقتی ندارد، ضمن آنکه نظامیان امریکایی نیز محدودهی حفاظتی و کنترلی را سختتر از گذشته رعایت میکنند و تابع سیاستهای کلی دولت عراق دربارهی آنان میباشند.
حیلهی شیادانهی باند منزوی رجوی
اینکه جلسهی سران حکومت در کجا و کی بوده است؟ چه کسانی در آن شرکت داشتهاند، دستور آن جلسه چه بوده است و به چه منظور این تصمیمات اتخاذ شده است؟ پرسشهایی است که در میان جعل و خیالپردازیهای باند جاعل رجوی به فراموشی سپرده شده و نشان میدهد که هدف صرفاً سرهمبندی آن برای سوءاستفادههای بعدی علیه شخصیتهای و رسانههای خارجی بوده است.
تغییردرالگوی تفرقه افکنی مجاهدین
امروز اما آنها سلاحی برای جنایاتشان ندارند و مجبورند خود را به نوعی دیگر معرفی کنند. آنها باید ظاهرا از حقوق ملت عراق دفاع کنند زیرا دستاویز دیگری برای عرضه ی خود ندارند. آنها باید خود را دوستدار آرامش و امنیت مردم عراق معرفی کنند تا بتوانند عوام فریبی کنند. امروز آنها برای تداوم خط نفاقشان از حربه ی ایجاد نا امنی توسط ایران در جنوب عراق استفاده می کنند. پول خرج می کنند و امضا جمع می کنند افراد نا آگاه رابا کمترین هزینه تطمیع می کنند و کارشان را نیز موجه جلوه می دهند.
فرهنگ ضد اسلامی و ضد ایرانی مجاهدین
مصاحبه سمیه نمایش دختردرمانده ای است که با بی ادبی خاص ادبیات سیاسی مکتب مریم و مسعود ؛ حرمت پدر کارگرش و مادرش را که خطر تردد در عراق نا امن را بخود خریده اند , را می شکند. این مصاحبه، تصویری روشن از دستگاه فکری مکتب ضد انسانی و خشونت گرا ی استالیسنیی مجاهدین رجویو تبلیغات گوبلزی آن را بدست می دهد..
اظهار عجز بقایای رجوی در مقابل جداشدگان
به این ترتیب بقایای رجوی که بههمین مجالس قبیلهای با چند لرد انگلیسی دلخوش داشتهاند و مایل هستند که هر چه دلشان میخواهد بگویند و بشنوند و بعد پز پیروزی بگیرند، عجز خود را در برهم خوردن نقشهها و دروغپردازیهایشان بهوسیلهی حقایقی که توسط جداشدگان بازگو میشود اظهارمیکنند، و نشان میدهند که جداشدگانی که هیچ سلاحی جز قلم و بیان ندارند اکنون به بزرگترین مانع در مقابل ماهیت ضدانسانی فرقه بدل شدهاند.
توضیحی بر مقاله”راه حل چهارم” از آقای مسعود جابانی
البته که ایشان به اعیان اصل کلام و لب مطلب را بیان فرمود و آقای رجوی هم مطلب را تایئد و تصدیق کردند چرا که ایشان ابداع کننده، طراح ومغز مبتکر استراتژی هرم یا مثلث معروف سرنگونی بودتد و اساس و بنیاد حضور نیروهای سازمان در عراق را حول این حرم توضیح، توجیه و مشروع عنوان میکردند به این سادگی و شتاب قادر به بیان استراتژی جدید و”چرخش از هرم مثلثی به سمت استراتژی تقار” رانداشتند.”
هشدار به شهروندان در مورد سازمانهای خیریه قلابی
تحریک احساسات انسانی مردم و سپس اخاذی از آنها همواره از مشاغل پر درآمد از گذشته دور تاکنون بوده است. برخی افراد حتی زندگی خود را از این طریق تامین کرده و از این راه به مال و منال و ثروتهای هنگفت رسیده اند.
فرقه مجاهدین و” جنبش صلح طلبی” ایرانیان آزاده
سالها ست که فرقه مجاهدین همراه با خیانت و سرسپردگی به بیگانگان شعارهای مختلفی داده که خود نیز بعد از چند ی به بیهوده بودن آن پی برده و از تکرار ان خود داری نموده به عنوان نمونه از این قبیل نمایشات می توان به” بیانه ملی” و” جنبش همبستگی ملی” و شعار” رفراندوم” و” راه حل سوم” وتکرار کردن گفته بیکانگان تحت عنوان” دمکراسی از تهران تا دمشق” اشاره نمود
اعتراف به شکست توسط مجاهدین
در نگاه اول باید به این نکته اشاره نمود که این گروه سرانجام پذیرفت که ایران در برنامه ی هسته ای خود دارای اهداف نظامی نیست و به عبارتی دیگر علی رغم میل باطنی اش پذیرفت که نظرارباب خودرا قبول نماید. در طول تاریخ حیات سراسر نکبت بار مجاهدین این اولین باری است که آنها تلویحا شکست هدف گذاری های خودرا می پذیرند
مبنا و محتوای راه حل سوم خانم رجوی یعنی حمله نظامی آمریکا به ایران
در ابتدای گفتگو شنونده ای در خصوص عضویت شاهسوندی به سازمان از منظر عقل و دل سوالاتی مطرح نمود. شاهسوندی با تاکید بر تبعیت غیر عقلانی خود از سازمان و رجوی بر این مهم تاکید کرد که عموم آدم های آرمانگرا نه از راه خرد و عقل که از راه عشق به حوزه مبارزات اجتماعی وارد می شوند. وی با تصریح تقابل عقلانیت با عشق و اشاره به نمونه هایی در عرفان در تقابل این دو پدیده تصریح کرد:
مجاهدین: ما را عامل حساب کنید ولو در کادر مزدوری
این نوع نعل وارونه رهبری فرقه مجاهدین بردن ملت به سمت تسلیم و قبول ذلت و خواری است و در همین رابطه در مقابل جنبش صلح خواهی و ضد جنگ جبهه گیری هیستریک کرده و بر علیه آن تقابل کرده و هر کس که دم از صلح و مقاومت در مقابل جنگ خارجی بزند را ضد مردم جا می زنند و پاچه همه را گاز می گیرند.

