جمعه, ۱۵ خرداد , ۱۴۰۵
  • دیدار مسئول انجمن نجات اراک با برادر حمید رضا نوری 03 خرداد 1405

    دیدار فؤاد بصری با مجتبی نوری
    دیدار مسئول انجمن نجات اراک با برادر حمید رضا نوری

    در تاریخ 30 اردیبهشت ماه 1405 مسئول انجمن نجات استان مرکزی؛ فواد بصری با آقای مجتبی نوری برادر حمید رضا نوری دیدار کرد. در این دیدار فواد بصری مطالبی در رابطه با وضعیت فعلی کمپ آلبانی برای آقای نوری تشریح کردند. آقای نوری در ادامه گفت: سازمان مجاهدین خلق برادرم را فریب داد. بهترین دوران […]

دیدار مسئول انجمن نجات استان مرکزی با برادر مصطفی فروغی 22 اردیبهشت 1405

در ایران کسی به دنبال رجوی نیست دیدار مسئول انجمن نجات استان مرکزی با برادر مصطفی فروغی

شرکت فواد بصری و خانوادهای عضو انجمن نجات اراک در تجمعات 07 اردیبهشت 1405

تا پیروزی نهایی در خیابان شرکت فواد بصری و خانوادهای عضو انجمن نجات اراک در تجمعات

حضور مدیر عامل انجمن نجات در دفتر استان مرکزی 02 اسفند 1404

دیدار با ابراهیم خدابنده حضور مدیر عامل انجمن نجات در دفتر استان مرکزی

نامه خانواده آقای صالح به فرزندشان تقی صالح اسیر در فرقه رجوی 07 آذر 1390

نامه خانواده آقای صالح به فرزندشان تقی صالح اسیر در فرقه رجوی

من با کلی مشکلات جسمی فقط برای ملاقات با شما به عراق سفر کردم خودم را نزدیک دیوارهای قلعه مخوف و نفرین شده رساندم آرزو داشتم که شما را ملاقات کنم ولی متاسفانه با کسانی مواجه شدم که به من توهین می کردند و حریم حرمت من پیرمرد را نگه نداشتن. در مسیر پادگان اشرف با خودم فکر می کردم که بعد از چند سال تقی را می بینم و آن را در آغوش می گیرم. ولی عکس آن ثابت شد

جلسات انجمن نجات استان مرکزی با حضور خانواده ها 28 شهریور 1390

جلسات انجمن نجات استان مرکزی با حضور خانواده ها

روز یک شنبه مورخ 20/6/90 و سه شنبه 22/6/90 خانواده های درد کشیده و رنج کشیده در محل دفتر انجمن نجات اراک گرد هم آمدند. مسئول انجمن نجات ضمن خوش آمد گویی به حاضرین در جلسه شرایط فعلی در پادگان اشرف و عمل کرد فرقه نسبت به فرزندانشان را برای خانواده ها تشریح کرد. متعاقبا خانواده ها بصورت نوبه ای در رابطه با ضد انسانی بودن فرقه سخن گفتند و اعلام آمادگی خود را برای فعالیت تا آزادی فرزندانشان از فرقه را اعلام کرده

نامه خانواده گلچین، به علی نقی گلچین اسیر در فرقه رجوی 18 مرداد 1390

نامه خانواده گلچین، به علی نقی گلچین اسیر در فرقه رجوی

بابا الان من کلاس سوم هستم و محمد حسین کلاس اول دبستان دو تایی نوشتن را یاد گرفته ایم این آرزو در دلمان مانده که شبها تو به ما املاء بگویی و به سئوالات بی شمار ما پاسخ بگویی. بعضی وقتها توی کوچه و یا مدرسه وقتی پسری را می بینم که دستش تو دست پدرش است ناگهان بغض گلویم را می گیرد و ناغافل شروع به گریه می کنم

نامه خانواده عبدی به فرزندشان سعید عبدی اسیر در فرقه رجوی 09 مرداد 1390

نامه خانواده عبدی به فرزندشان سعید عبدی اسیر در فرقه رجوی

پس تکلیف دل شکسته مادرت، دستان پینه بسته پدرت، خستگی همسرت و دل تنگی دخترت سپینود چی می شود؟ دوری تو وجودمان را خورده به چه دلیل عمرت را در آن اُردوگاه برای هیچ و پوچ داری از بین می بری و دل ما خانواده ات را خون کردی؟ سعید جان خانواده ات خیلی نگران تو هستند آغوش وطن و آغوش خانواده ات برای تو باز است دخترت و همسرت خیلی دلشان برای تو تنگ شده است

نامه ای به حسن نجفی از اسیران اشرف 12 تیر 1390

نامه ای به حسن نجفی از اسیران اشرف

کم و بیش در جریان وضعیت اُردوگاهی که در آن زندگی می کنی هستم. واقعا برای چه هدفی عمرت را در آن بیابان تلف کرده ای؟ آیا تا به حال به نتیجه ای هم رسیده ای؟ کارت شده چاله بکن و چاله پُرکن؟ و خودت را قربانی یک سری آدمهای قدرت طلب کرده ای؟ آدمهایی که در ایران وجود خارجی ندارند. سر شما و امثال شما را در آن اُردوگاه حصار بسته شیره می مالند و دارند شما را به تباهی می کشند.

جلسه ای با خانواده های عضو انجمن نجات استان مرکزی 23 خرداد 1390

جلسه ای با خانواده های عضو انجمن نجات استان مرکزی

درمورخ 10/3/90 جلسه صمیمی با تعدادی از خانواده های عضو انجمن نجات استان در فضایی صمیمانه در دفتر انجمن نجات برگزار شد. در این جلسه خانواده ها راههای موجود در جهت نجات فرزندانشان از پادگان اشرف را مورد بحث و برسی قرار دادند. مسئول انجمن نجات در رابطه با خفقان حاکم بر اُردوگاه اشرف و کنترل اعضاء توسط رهبران فرقه و سرانشان در جلسه توضیحاتی داد و خانواده ها نقش فعالانه خود را در رابطه با آزادی فرزندانشان اعلام کردند. در پایان جلسه خانواده ها بطور جد از انجمن نجات خواستند که در مسیر آزادی فرزندانشان آنها را یاری کند.

گزارشی از سفر خانواده های استان مرکزی به اشرف! 18 خرداد 1390

گزارشی از سفر خانواده های استان مرکزی به اشرف!

به سمت پادگان اشرف حرکت کردیم. به پادگان اشرف که رسیدیم در شهرک آزادی که خانواده ها آن را تاسیس کردند اسکان یافته واستراحت کردیم و صبح در مواضع مختلف پادگان اشرف برای دیدار با فرزندان و برادران و خواهرانمان مشغول فعالیت شدیم. پشت سیم خاردار با افراد سازمان مواجه شدم به ما می گفتند: مُزدور! ساندیسی! غیرت شما کجا رفته؟ این غیرت خانواده ها را نشان می دهد که یک سری با مشکلات مریضی که دارند عازم عراق می شوند که فقط فرزندانشان را ملاقات کنند.

نامه ای به محمد رضا قدس؛اسیر فرقه رجوی 29 آذر 1389

نامه ای به محمد رضا قدس؛اسیر فرقه رجوی

این غم بزرگیه که برادر عزیز و مهربانی داشته باشی که بعد از سال ها، روزی تو را در خیابان ببیند و نشناسدت و از کنار تو رد شود. می دانی که چقدر سخت است… ولی این مهم نیست، مهم این عشق و محبتی است که در خون تک تک افراد خانواده در جریان است. هیچ کس نمی تواند این عشق را سرکوب کند، چون خداوند این عشق را به انسان ها ودیعه داده و من خداوند را به همین عشق الهی که خودش هدیه داده قسم می دهم که همه جگر گوشه ها وعزیز کرده ها را در نهایت صحت و سلامت به آغوش خانواده ها ی شان برگرداند. رضا جان!! کمی فکر کن ببین درسته بعد از اینهمه فراغ و چشم انتظاری هنوز منتظر و چشم براهت باشیم. غم دوری تو روح مان را افسرده و چهره های مان را شکسته

نامه حسین رضایی به برادر اسیرش در اشرف 15 آذر 1389

نامه حسین رضایی به برادر اسیرش در اشرف

دلم برایت تنگ شده و مشتاق دیدارت هستم دوست داشتم پشت درب پادگان اشرف می آمدی و بقول خودت گردنم را می شکستی لااقل از نزدیک شما را می دیدم چندین سال است که همدیگر را ندیده ایم باید سوخت و ساخت روزگار ما هم به اینصورت سپری شده اما فراموش نکن که هر دوی ما از یک پدر و مادر هستیم. در پایان مادرم سلام شما را می رساند و می گوید بیشتر از این از تو انتظار داشتم.

واگویه های برادر دردمند تقی صالح؛ عضو اسیر در فرقه رجوی 03 آبان 1389

واگویه های برادر دردمند تقی صالح؛ عضو اسیر در فرقه رجوی

مگر خانواده ها از سازمان چیز زیادی می خواهند که سران سازمان خانواده ها را بسیجی و سپاهی نام می برد؟ این هم یکی از حقه بازی و حیله گری سران سازمان است که شما را بر علیه ما بشوراند و ما را در ذهن شما دشمن جا بیندازد.آخر مگر می شود برادر و خانواده دشمن آدم باشند؟

نامه ای به رضا زنگنه اسیر فرقه رجوی 31 مرداد 1389

نامه ای به رضا زنگنه اسیر فرقه رجوی

رضا جان شما در کجای کره زمین زندگی می کنید که الان چندین سال است هیچ تماس تلفنی با ما نداشته اید حتی یک نامه برای خانواده ات ارسال نکرده ای. در حال حاضر در ایران با دورترین نقطه ایران می توانی تماس تلفنی داشته باشی. پادگان اشرف در کجای کره زمین قرار گرفته. در آن بیابان برهوت در پادگانی بسته که ارتباطی با بیرون از پادگان ندارید برای چه هدفی عمر خودت را داری به تباهی می کشی.

زندگی آزاد و به دور از سران فرقه رجوی 13 تیر 1389

زندگی آزاد و به دور از سران فرقه رجوی

بدور از سران ظلم ستیز سازمان، و بدون اجازه تشکیلاتی با تعدادی از دوستان بازگشتی بنام طه حسینی، سعید فیروزی، فاضل فرهادی، فواد بصری جلسه ای صمیمی در دفتر انجمن نجات اراک برگزار شد. کسانی که در فرقه مخرب رجوی مجاز نبودند دو نفره با یکدیگرگفتگو کنند الان آزاد دور هم جمع شده بودند و با هم محفل می زنند و گذشته های تلخی که در فرقه رجوی داشتند را برای یکدیگر تعریف می کنند.

blank
blank
blank