رنج بیماری در تشکیلات رجوی قصه پرغصه کاظم نعمت اللهی در قرارگاه مجاهدین خلق
حذف یکی از شاهدین سرنوشت مهدی افتخاری، کسی که رجوی را از تهران فرار داد
شنوندگان اجباری خلاصه ای از نشست های یکی از سران مجاهدین به نام نسرین
آیا ابریشمچی، در تحلیل جنگ، رجوی را هدف گرفته است؟
پر واضح است که بیان چنین وضعیتی با اشاره به سیاستی که رجوی برگزید بسیار معنادار است، به گونهای که بزرگترین ضربه به مجاهدین را جدایی بنی صدر و نتیجه بلافصل اقدام رجوی در همدستی با رژیم صدام می داند، باید توجه داشت که این همان بنی صدری است که مجاهدین با سرمایه گذاری استراتژیک بروی آن قرار بود با جداکردن وی از حاکمیت بزرگترین ضربه را به جمهوری اسلامی …
در خصوص کشته شدن مسعود دلیلی
بعد از اینکه خبر کشته شدن مسعود دلیلی را شنیدم٬حس کردم که چند نقطه در ذهنم٬به خطی تبدیل شدند که شاید جواب همان حس قدیمی ای بود که باو داشتم! دیده شدن گاه و بی گاه مسعود دلیلی شاید معنی اش این بوده که او بدلیل زاویه پیدا کردن با خطوط سازمان٬اساسا دیگر در تیم حفاظتی رجوی نبوده است و بعد از اینکه قرارگاه اشرف فرو پاشیده شد و خواه ناخواه سازمان دیگر آن کنترل قبلی را روی نیروها نداشت٬باعث شد او توسط خود سازمان بصورتی غیر عادی کشته شود
چند کلامی در خصوص محمد اقبال
محمد اقبال٬در یک کلام فقط حرف میزد.یعنی درنشستها نگاه میکرد که سمت وسوی بحث به کدام طرف میرود٬بعد بلند میشد در راستای حرفهای مسئول نشست٬یکسری حرفها وتحلیلها از خودش در میآورد و میگفت! در بین بچه ها بدلیل تن پروری و اینکه اکثر روزها در آسایشگاه افتاده بود٬ هیچ جایگاهی نداشت!
چهره واقعی فردی که کنترل مالی سازمان مجاهدین در دست اوست
از همان سال ها مسئول اجرایی امور مالی سازمان است، یعنی مسئولیت و کنترل تمام مالی دست وی است. یکی از مهمترین کارهایش گرفتن دلار های که کشور های خارجی مانند صدام حسین، عربستان سعودی، اسرائیل و…قسمت دیگرتحویل گرفتن کوپنهای نفتی اهدایی صدام حسین بوده. یعنی حاصل گفتگوهای رجوی با صدام از وزارت نفت عراق، تحویل گرفتن دلارهای حاصل از فروش این کوپنها و نگهداری حسابهای آنها در زونکنهای مربوط به قسمت فروش نفت در بخش مالی سازمان بود. در شهریور سال ۸۱ یعنی شش ماه مانده به شروع جنگ یک نامۀ نامبرده که با دیکته کردن مسعود رجوی بود، وی برای وزارت نفت عراق نوشته بود برای گرفتن کوپن های ۱۸ میلیون بشکه نفت بابت سهمیۀ شش ماه به علت خطر شروع جنگ و بسته شدن راه و نوسان قیمتها نوشت
دروغ گویی های مهدی ابریشمچی
اکنون روی صحبتم با مهدی ابریشمچی است. واقعا ننگ و نفرین و شرم برای تو٬ کمترین است! تو و اربابت مسعود و مریم تا خرخره در لجن زار وابستگی و نوکری فرو رفته بودید٬ دیگر چرا و از کی دفاع میکنی؟! اکنون که دست شما برای همه رو شده است و فیلمهای شما در حال دریافت چمدان های پر ازپول بدست همه افتاده است٬ دیگر اکنون چرا این مزخرفات بهم میبافی؟! ای ملیجک!خوب گوش کن! تو و سازمان تو و ارباب وطن فروش تو همین الان هم تا خرخره وابسته هستید و نان شب تان را از همان پولی میخورید که بخاطرش وطن فروشی کرده اید و میکنید! آنزمان برای عراقی ها اطلاعات جمع میکردید و پول میگرفتید٬ الان برای اسراییل این کار را میکنید!
رجوی مدافع مرگ می باشد نه زندگی، آقای طوسی بخش!!.
ما از نفراتی که فرقه جدا شدند بطور مثال آقای رضا رجب زاده کاملا به وضعیت مسئله داری شما اشراف داریم که چگونه برای دیدن فرزندانت لحظه شماری می کنی. گفتن جمله سرنگونی وظیفه نسل ماست این حرفها به شما نمی خورد چرا که وقتی فرزندانت با نفرات جدا شده در باره وضعیت شما حرف می زدند برایشان کاملا روشن شد که اگر ملاقاتی در کار باشد حتما شما آنها را انتخاب خواهید کرد و در ثانی به همسر خود بسیار بدهکار می باشید که در نبود شما این گونه فرزندان خوب به این جامعه تحویل داده است و باعث سربلندی مادرشان شدند. آقای مسعود طوسی بخش می خواهم به شما بگویم که فرزندانت مهران و میلاد قول دادند که تا رهایی پدرشان از چنگال فرقه رجوی ها او را تنها نگذارند و مطمئن هستند که این آرزو روزی بر آورده خواهد شد.
سیروس غضنفری: واقعا هم آقای مسعود طوسی بخش بدنبال زندگی خصوصی اش بود!
مسعود جان توازچه زمانی وزارت اطلاعات شناس شده ای که ادعا میکنی زمام امور خانواده ها درهنگام مراجعه به ملاقات های شما ها دردست آنست! من وتو محققا میدانیم که اکثریت قریب به یقین خانواده ها بطور جمعی به کمپ های ما مراجعه میکردند و اگر ملاقاتی هم اتفاق میافتاد، کسی ازایران آمدگان، درفکر تعریف وتوصیف دولت و… نبود وآزادانه محبت هایشان بود فقط که نثار ما می شد!
در پاسخ به پرسش مسعود طوسی بخش – گروگان فرقه رجوی
رجوی با به اسارت کشیدنت دریک دستگاه مخرب کنترل ذهن تورا ازهمه چیزت دورکردند ازجمله کانون گرم وپرمهرخانواده ات. با توجه به شناختی که ازتودارم برایم بوضوح مشخص است که می فهمی رجوی مدافع زندگی نیست بل مخالف است با یک زندگی شرافتمندانه وهرآنچه مهرومحبت وعشق وجاودانگیست.
ننگ و نفرین بر شما و فرقه کثیفتان!
تو که میخواهی رهبر شوی و جای زبل خان بنشینی٬ باید شجاعتر از این حرفها باشی! راستی در مصاحبه ات٬ حتما در خصوص وطن فروشی های سازمان٬ در خصوص فروختن اطلاعات سربازان ایرانی به ارتش صدام٬ در رابطه با اینکه چه میگرفتید که حاضر به مزدوری میشدید حتما توضیح بده! چون قطعا٬ (خلق قهرمان ایران) مشتاق شنیدن شاهکارهای شما خواهد بود!
مهدی ابریشمچی را بیشتر بشناسیم! – قسمت دوم
وی که پس از اشغال خاک عراق توسط آمریکا مخفیانه به فرانسه اعزام شد. نقشی که امروزه ابریشمچی بدان مشغول است برگزاری کنفرانس های خبری و ارایه اطلاعاتی است که دولت های غربی با پوش اپوزیسیون در اختیار این فرقه قرار می دهند که نمونه بارز آن جاسوسی علیه فعالیت های نیروگاههای هسته یی و همچنین همکاری با سرویس های جاسوسی آمریکا « سیا » و اسرائیل « موساد » برای ترور دانشمندان هسته ای کشور است.
مهدی ابریشمچی را بیشتر بشناسیم!- قسمت اول
زمانی که اولین ملاقات فرماندهان امریکایی با مسئولین سازمان در قرارگاه اشرف برگزار شد مهدی ابریشم چی با حالتی نزار و بسیار از موضع پایین کنار یکی از فرمانده هان امریکایی راه می رفت و با انگلیسی دست و پا شکسته باو التماس می کرد که ما از ابتدا مخالف صدام بودیم و به نیروهایش دستور دهد که به ما حمله نکنند! همان لحظه چیزی که از ذهن گذشت این بود که نگاه (برادر شریف)!!! و بعد از اینکه قبول کرده بودند که تمامی سلاحها را تحویل دهند همین مهدی ابریشمچی در نشستی گفت که سر امریکایی ها کلاه گذاشتیم و با آنها توافق کردیم!
شاکیان خصوصی مهدی ابریشم چی
ابریشم چی با ارسال نشریات وسایر جراید فرقه اش به داخل کمپ اسرا شروع به تبلیغات دروغین مبنی بر اینکه او قصد دارد آنها (اسرا)را آزاد کند کرد واز این طریق با فشار ماموران عراقی عده ای از اسرا را مجاب و مجبور به مطا لعه اجباری نمود همین سناریو موجب شد صدام را متقاعد سازد که آنها سمپات او هستند و آمار قابل توجهی را به سرقت برد. البته این فروش اسیر از جانب صدام در قبال اطلاعات دهی وجاسوسی رجوی برای صدام محقق شد.

