جمعه, ۱۰ بهمن , ۱۴۰۴
  • محکومیت اقدامات تروریستی عوامل مجاهدین در اتفاقات اخیر 08 بهمن 1404

    بیانیه خانواده های زنجانی
    محکومیت اقدامات تروریستی عوامل مجاهدین در اتفاقات اخیر

    برخی از خانواده های اعضای حاضر در کمپ گروه تروریستی مجاهدین از استان زنجان طی بیانیه ای اقدامات کور و تروریستی گروه مجاهدین که منجر به کشته شدن تعداد زیادی ازهم وطنان عزیز شد را به شدت محکوم کردند. در متن این بیانیه آمده است : ترور همواره یکی از ابزارها و رویکردهای ثابت گروه […]

مشتاقانه در انتظارت هستیم 07 بهمن 1404

برای برادر اسیرم اسماعیل پورحسن مشتاقانه در انتظارت هستیم

گفتگوی فواد بصری با خواهر محمد جعفر نجفی – قسمت اول 07 بهمن 1404

پادگان اشرف یک زندان بود گفتگوی فواد بصری با خواهر محمد جعفر نجفی – قسمت اول

خبر داری در نبودت چه غصه هایی خوردیم؟ 05 بهمن 1404

نامه شهین نجفی به برادرش محمد جعفر نجفی خبر داری در نبودت چه غصه هایی خوردیم؟

خانم کیانی: چه دردی بالاتر از سی سال انتظار جگر گوشه ام 04 اسفند 1392

خانم کیانی: چه دردی بالاتر از سی سال انتظار جگر گوشه ام

وقتی از او پرسیدم که مشکل چیست؟ با اندوه گفت: آیا فرزند دارید تا به شما بگویم دردم چیست؟ سی سال است که دخترم مهری از نزدم رفته ولی هنوز از او خبری ندارم. نه خبری نه نامه ای و نه تماسی، چه دردی بالاتر از سی سال انتظار جگر گوشه ام.

مسعود رجوی را مسعود لجنی خطاب می کردند 01 اسفند 1392

مسعود رجوی را مسعود لجنی خطاب می کردند

وقتی از این ایشان سئوال شد که سال ها پسرتان اسیر فرقه می باشد و شما نیز کماکان با انجمن نجات در ارتباط هستید و از طریق ماهنامه انجمن نیز پی گیر موضوع هستید، چقدر رجوی را می شناسید؟ گفت من این آقا را از سال 58- 59 می شناسم آن موقع که مردم تهران علیه او شعار می دادند و او را مسعود لجنی خطاب می کردند.

رجوی کثیف ترین و دروغگوترین فرد در دنیاست 29 بهمن 1392

رجوی کثیف ترین و دروغگوترین فرد در دنیاست

آقای خیرالله اعتدالی که تحت تاثیر صداقت گفتار اعضای انجمن قرارگرفته بود گفت واقعا تا به امروز که شما برایم توضیح دادید هیچ شناختی ازعملکرد فرقه رجوی نداشتم واقعا یک لحظه هم نمی توانم خودم را درشرایطی که شما درفرقه رجوی داشتید بگذارم، معلوم است خیلی سختی کشیده اید ومتاسفم ازاینکه برادرم فریب شعارهای دروغین موجود پست فطرتی یعنی رجوی را خورده و زندگی و عمرخود را به تباهی کشاند.

واقعا چگونه است که رجوی خیانت به مردم ایران را خدمت حساب می کند! 28 بهمن 1392

واقعا چگونه است که رجوی خیانت به مردم ایران را خدمت حساب می کند!

آقای بیرون رو درتائید توضیحات اعضای انجمن گفت واقعا رجوی وسران فرقه اش مشتی فریب کار و شیاد هستند وی ادامه داد که من درجنگ اسیرعراق شدم قبل ازاینکه اسیرعراق شوم برادرم به گروه مجاهدین درعراق پیوسته بود. بنظر اواخر سال 67 بود که روزی چند نفر به اردوگاهی که من درآن اسیربودم آمدند اول گفتند ما ازمجاهدین خلق هستیم که برای آزادی مردم ایران با رژیم ایران می جنگیم!!

استمداد کودکانه 28 بهمن 1392

استمداد کودکانه

وقتی فاطمه نوه اسیر احمد رضاعی متوجه شد که مهمانان آنها خود سال ها اسیر فرقه بودند و از دوستان سابق پدر بزرگش می باشند و از خاطرات او می گویند، دوید و با خوشحالی از اتاق خود عکس پدر بزرگش را آورد و به ما نشان داد و با حالتی که انگار استمداد می خواست گفت «پدر بزرگم اسیر دشمن است »

جوابیه خانم حبیبی به دخترش پروانه ربیعی در فرقه رجوی 26 بهمن 1392

جوابیه خانم حبیبی به دخترش پروانه ربیعی در فرقه رجوی

من هم به شما می گویم دست شما درد نکند من یک مادرم، از آن ملاقات با شما چند سال می گذرد من هم دلم می خواهد دخترم را باز در بغل بگیرم سعی و تلاش خودم را کردم سختی سفر به عراق را تحمل کردم فقط برای اینکه شما را یک بار دیگر ملاقات کنم متاسفانه به جای اینکه از من استقبال شود فحش های رکیک تحویل من دادند چه انتظاری از من داشتی انتظار داشتی که به تنهایی سفر کنم دولت عراق ویزای انفرادی نمی دهد

اوج کینه و نفرت خانواده ها به رجوی 26 بهمن 1392

اوج کینه و نفرت خانواده ها به رجوی

در مجموع وقتی پای درد دل خانواده های اعضای اسیر در چنگال رجوی می نشینیم چه آنهایی که فرزندانشان هنوز در فرقه اسیر هستند و چه آنهایی که بستگانشان چه فرزند و چه پدر و مادرشان را در ترفندهای تروریستی رجوی باخته اند یک وجه مشترک و اتفاق نظر وجود دارد این وجه مشترک این طرف و آن طرف ایران هم ندارد.

رجوی خانواده ها را با اقدامات خائنانه خود متلاشی کرد 20 بهمن 1392

رجوی خانواده ها را با اقدامات خائنانه خود متلاشی کرد

طبق معمول هرخانواده ای که دیدار با اعضای انجمن دارد مشتاق است تا اخباردقیقی ازسلامتی عزیزان اسیر خود درفرقه رجوی و روند انتقالشان به کشورهای ثالث را بشنود. اینبار هم اعضای انجمن ابتدا گزارش مختصری از وضعیت خواهر ایشان و آخرین تلاش های صورت گرفته در مورد انتقال همه اسیران دربند فرقه رجوی به کشورهای ثالث را به اطلاع ایشان رساندند.

ملاقات با خانم صدیقه بازرگانی در دفتر انجمن نجات گیلان 20 بهمن 1392

ملاقات با خانم صدیقه بازرگانی در دفتر انجمن نجات گیلان

خواهرم روبی جان. سالهای زیادی است که تلاش میکنم تا تو را از دست مسعود رجوی خونخوار و خودپرست نجات بدهم. اینجا درگیلان با هم بندیهای شما در انجمن نجات گیلان آشنا شدم و چندین بار سعی کردم مادر(یوما جون) را به عراق به دیدار شما بیاورم ولی متاسفانه به علت بیماری وضعف جسمی نتوانست به دیدارشما بیاید و متاسفانه با چشمانی اشکبار و در انتظار دیدارر وی زیبای عزیزش که توباشی ؛ درسحرگاه روز 23/9/1392 به دیدارباقی شتافت

دیدار با خانواده هدایت محمدی از اسیران دربند فرقه رجوی در شهرستان بهبهان 19 بهمن 1392

دیدار با خانواده هدایت محمدی از اسیران دربند فرقه رجوی در شهرستان بهبهان

اعضای انجمن در پاسخ به صحبت های آقای محمدی گفتند رجوی برای رسیدن به اهداف فرقه ای خود بعد ازجمع کردن اعضا در عراق و در کمپ های خود اول با کشیدن حصارهای ذهنی و فیزیکی ارتباط آنها را با دنیای بیرون قطع کرد وبا تهدید و فشارکم کم تلاش کرد تا هر آن چه خداوند در ذهن و ضمیر انسان اعم از عاطفه،عشق به پدر، مادر، همسر، فرزند وانسانیت نهاده بود درآنها ازبین ببرد تا بتواند افکارفرقه خود را درذهن ومغز آنها پیاده کند رجوی حتی قدرت اختیار و اراده را هم ازآنها سلب کرد.

کی کابوس رجوی برای ما تمام می شود!؟ 15 بهمن 1392

کی کابوس رجوی برای ما تمام می شود!؟

. ابتدا مادرغلامعلی که با پای شکسته جلوی درب منزل نشسته و منتظر رسیدن اعضای انجمن بود از جای خود بلند شد و گفت خوش آمدید منتظر رسیدن شما بودم، چون با دیدن شما روحیه می گیرم، وامیدوار می شوم که روزی پسر من هم مثل شما نجات پیداکند تا یکبار دیگر او را درآغوش بگیرم.مادرغلامعلی ادامه داد؛ هر بار سر نماز دعا می کنم و از خداوند می خواهم که بگذارد قبل از مرگم غلامعلی را ببینم و به رجوی نفرین می فرستم و از خدا می خواهم که هرچه زودتر اورا به جهنم بفرستد

خانم معصومه بازرگانی گلشن در حسرت دیدار دخترش در گذشت 14 بهمن 1392

خانم معصومه بازرگانی گلشن در حسرت دیدار دخترش در گذشت

مصیبت وارده برای دست اندرکاران انجمن نجات گیلان و خانواده های مرتبط با آن بسیار سخت و جانکاه بود چرا که عزیزی محترم وگرامی ازاعضای بسیارفعال انجمن را ازدست دادیم وبه سوگ نشستیم. طی سالیان گذشته مرحومه بازرگانی گلشن به همراه دخترش صدیقه (سوری) بمنظور دیدار و رهایی فرزندش از چنگال رجوی با دفتر انجمن ارتباط مستمر و لاینقطع داشت و بارها نامه نوشت شاید که بدست طاهره عضواسیرتشکیلات مافیایی رجوی برسد.

blank
blank
blank