جمعه, ۱۰ بهمن , ۱۴۰۴
  • محکومیت اقدامات تروریستی عوامل مجاهدین در اتفاقات اخیر 08 بهمن 1404

    بیانیه خانواده های زنجانی
    محکومیت اقدامات تروریستی عوامل مجاهدین در اتفاقات اخیر

    برخی از خانواده های اعضای حاضر در کمپ گروه تروریستی مجاهدین از استان زنجان طی بیانیه ای اقدامات کور و تروریستی گروه مجاهدین که منجر به کشته شدن تعداد زیادی ازهم وطنان عزیز شد را به شدت محکوم کردند. در متن این بیانیه آمده است : ترور همواره یکی از ابزارها و رویکردهای ثابت گروه […]

مشتاقانه در انتظارت هستیم 07 بهمن 1404

برای برادر اسیرم اسماعیل پورحسن مشتاقانه در انتظارت هستیم

گفتگوی فواد بصری با خواهر محمد جعفر نجفی – قسمت اول 07 بهمن 1404

پادگان اشرف یک زندان بود گفتگوی فواد بصری با خواهر محمد جعفر نجفی – قسمت اول

خبر داری در نبودت چه غصه هایی خوردیم؟ 05 بهمن 1404

نامه شهین نجفی به برادرش محمد جعفر نجفی خبر داری در نبودت چه غصه هایی خوردیم؟

جلسه صمیمی خانواده های استان مرکزی در دفتر انجمن نجات 01 تیر 1391

جلسه صمیمی خانواده های استان مرکزی در دفتر انجمن نجات

در روز 21/3/91 جلسه صمیمی با خانواده های استان مرکزی در دفتر انجمن برگزار شد. خانواده های حاضر در جلسه از اینکه پادگان اشرف در آستانه نابودی است ابراز خوشحالی کردند به این امید که فرزندانشان بعد از چندین سال از چنگال رجوی آزاد شوند. مادران تقی صالح، مصطفی فروغی، پروانه عباسی و سعید عبدی که هر کدام از این مادران چندین سال است که از فرزندان خود محروم بودند در جلسه حاضر بودند در خواست این را داشتند که جهت ملاقات با فرزندانشان به کمپ موقت اعزام شوند.

رجوی پدرم را دق مرگ کرد، خدا او را لعنت کند 31 خرداد 1391

رجوی پدرم را دق مرگ کرد، خدا او را لعنت کند

خانم حیدرزاده (خواهر پرویز) می گفت « پدرم سه سال پیش آرزو به دل مُرد، رجوی پدرم را دق مرگ کرد. ما دست از تلاش نمی کشیم تا مادرمان، برادرم را ببیند، مادرمان مریض است و ما نگران هستیم».خانم حیدرزاده از ما درخواست داشت که حتما به ملاقات مادرش برویم چرا که او بدلیل بیماری نتوانست از ییلاق به شهر بیاید و می گفت او منتظر دیدار با شماست و می خواهد از زبان شما و خصوصا آقای شعبانی که اخیرا از جهنم اشرف فرار کرده درباره برادرمان حرفی بشنود.

رجوی فاجعه بشریت است 27 خرداد 1391

رجوی فاجعه بشریت است

آقای ناصر حسینی مطلق، درون باغ مرکبات خود منتظر ما بود و وقتی به مقصد رسیدیم به استقبالمان آمد. چهره اش شباهت زیادی به برادر اسیرش کاظم داشت. اما حالا او کجا و کاظم کجا؟ یکی در حال کشت و آبادانی در یک منطقه سر سبز و خوش آب و هوا، با یک برنامه ریزی چند ساله و دیگری اسیر در یک بیابان بی آب و علف با سرنوشتی که توسط رجوی های ملعون رقم خورده و اجازه برنامه ریزی، برای چند ساعت خود را نیز ندارد.آقای حسینی بعد از شنیدن آنچه در مناسبات جهنمی فرقه بر اعضای اسیر می گذرد، گفت «ما خانواده ها از این چیزها که شما می گویید خبر نداشتیم و نمی دانیم درون اشرف چه میگذرد. رجوی فاجعه بشریت است، اگر حکومت را می گرفت بدتر از هیتلر می کرد »

دو هفته تلاش خستگی ناپذیر خانواده های استان مرکزی در عراق 21 خرداد 1391

دو هفته تلاش خستگی ناپذیر خانواده های استان مرکزی در عراق

خانواده های استان مرکزی با عزم جزم و دو هفته تلاش خستگی ناپذیر با فرقه شکست خورده رجوی به سلامت به ایران باز گشتند.ماهیت ضد بشری رهبری فرقه و سرانش آنقدر غلیظ است که خانواده های درد کشیده را دشمن خود محسوب می کنند و توسط عناصر توجیح شده فحش های رکیک به خانواده ها می دهند. در مقابل پادگان اشرف که روزهای آخر عمرش را به پایان می رساند خانواده های استان دست بردار نبودند و شعارشان این بود”تا آزادی فرزندانمان تا به آخر ایستاده ایم”

رجوی ها با مغز شویی اعضا را در دنیای بی خبری نگه می دارند 21 خرداد 1391

رجوی ها با مغز شویی اعضا را در دنیای بی خبری نگه می دارند

آقای احمد ردائی برادر اردشیر ردائی می گوید نزدیک سه دهه است که برادرم به مناسبات فرقه در اشرف پیوسته است ولی تاکنون هیچ اطلاعی از او نداریم و نه خود اجازه تماس داشته است و نه مسئولین فرقه رجوی از سلامتی او به ما اطلاع داده اند فقط از طریق بچه های جدا شده متوجه حضور او در مناسبات جهنم رجوی شدیم.آقای ردایی که از روحیات برادرش از زمان انقلاب با خبر بود از دوستان جدا شده می پرسید چطور برادرم قبول کرده است که رجوی آنها را در دنیای بی خبری نگه دارد و یا هر گونه ارتباطات آنها با دنیای بیرون را قطع کند.

تسلیت به دوست عزیزمان جناب آقای علیرضا مقدمی 21 خرداد 1391

تسلیت به دوست عزیزمان جناب آقای علیرضا مقدمی

مطلع شدیم پدربزرگوار دوست عزیزمان آقای علیرضا مقدمی از اعضای انجمن استان آذربایجان شرقی دارفانی را وداع و به دیدار حق تعالی شتافته است. بدینوسیله صمیمانه ترین تسلیت ها را به ایشان ابراز و سرسلامتی و صبر برای خود و خانواده محترم شان آرزومندیم.

ما به رجوی ها اجازه نمی دهیم از ما خانواده ها سوء استفاده کند 20 خرداد 1391

ما به رجوی ها اجازه نمی دهیم از ما خانواده ها سوء استفاده کند

خانم فکریان پس از شنیدن اخبار مربوط به اشرف و انتقال دو سوم افراد اسیر به کمپ موقت ترانزیت، از دردهایی که بر سر خودش و خانواده اش در این سالیان بر اثر اسیر شدن خواهرش در عراق، بر سرشان رفته گفت و در ادامه به رجوی ها لعنت فرستاد که اجازه نمی دهند خواهرش برای رسیدگی به فرزند و نوه بیمارش به ایران بازگشته یا حداقل با آنان تماس بگیرد. او می گفت نوه خواهرش بیمار است و فرقه در حالی که به خواهرش اجازه نداد تا با خانواده تماس بگیرد

هشدار احسان بیدی به خانواده ها 16 خرداد 1391

هشدار احسان بیدی به خانواده ها

لازم میبینم در چند سطر آنچه که در دیدار با خانواده ام دریافته ام – کلاشی و اخاذی مسئولین این فرقه که از مهر و عطوفت خانواده ام برای رسیدن به امیال پست خود سوء استفاده کرده و دست به اعمال غیر انسانی زده اند – را برای شما باز گو کنم تا شاید چکیده ای جزئی از حربه های غیر انسانی این فرقه را گفته باشم. اخیرا مطلع شدم که چند سال پیش از طرف سازمان به خانواده من مراجعه شده و عنوان نموده اند که جهت اعزام من به خارج ازعراق و گرفتن وکیل برای من نیاز به پنجاه میلیون تومان میباشد که خانواده من می بایست آن را پرداخت کنند

دیگه وقتش رسیده حاصل رزم و تلاشمان را درو کنیم 09 خرداد 1391

دیگه وقتش رسیده حاصل رزم و تلاشمان را درو کنیم

امروزهم باز به اتفاق دخترم به دفترانجمن مراجعه کردیم تا سایر خانواده های متحصن مقابل کمپ اشرف تنها نمانند ولیکن این دفعه مقابل کمپ موقت لیبرتی بست می نشینیم تا عزیزمان را درآغوش بکشیم وبا خود به خانه وکاشانه خود بازگردانیم وازاین حیث وجدانهای بیدار بشری و نهادهای حقوق بشری و خصوصا دولت مردمی عراق را به استمداد می طلبیم. خدایا برچشم انتظاری واضطراب ما خانواده های دردمند پایانی نیست

خانواده رمضانی: زمینه ملاقات با عزیزان مان را در کمپ جدید فراهم کنید 09 خرداد 1391

خانواده رمضانی: زمینه ملاقات با عزیزان مان را در کمپ جدید فراهم کنید

آقای رمضانی که در سال 1390 برای ملاقات و رهایی خواهرش به جلوی درب اشرف مراجعه نمود ولی مسئولین اشرف اجازه ملاقات به او ندادند در این رابطه اظهار داشت با شور و شوق و انگیزه بالا برای ملاقات خواهرم رفتم و همه خانواده نیز خوشحال بودند که بعد از سالها با او ملاقات می کنم و از سلامتی او مطلع می شوم ولی رجوی دیکتاتور این اجازه را نداد وقتی از ماشین پیاده شدم مادرم با شور و شوق پرسید موفق شدی؟ که وقتی جواب منفی گرفت آهی کشید و گفت خدا لعنت کند رجوی ها

استقامت خانواده محمدی برای رهایی فرزندش به ثمر نشست 07 خرداد 1391

استقامت خانواده محمدی برای رهایی فرزندش به ثمر نشست

خانم محمدی که مدتها از فراغ و دوری پسرش از بیماری قلبی رنج می برد سرحالتر از همیشه با ابراز خوشحالی غیر قابل وصف و ضمن قدردانی از افشاگری و کمک افراد بازگشته، از خدای بزرگ می خواست که همه اسرای دست رجوی هر چه زودتر رها شده تا قلب همه پدر و مادر و بستگان چشم انتظار این افراد شاد شود تا درد بی کسی بر دل مسعود و مریم بنشیند. سماجت و اصرار پدر و مادر مجید محمدی برای اعزام به اشرف در دو سال گذشته قابل تحسین بود.

برادرم وصله ناچسبی در درون فرقه رجوی است 06 خرداد 1391

برادرم وصله ناچسبی در درون فرقه رجوی است

ایکاش علی قلیزاده عضو اسیراشرفی میدانست که مادرش درچشم انتظاری با آرزوی در آغوش کشیدنش در یک سانحه رانندگی به ابدیت پیوست وپدرش درحسرت دیدن یار و فرزند دلبندش دوچشم بینایش را از دست داده است ولیکن کماکان با مراجعه به دفترانجمن دنبال فرزندش را میگیرد و با امیدواری تمام تلاش دارد به اتفاق دختران و پسرانش در مقابل کمپ اشرف و لیبرتی به بست بنشیند و برای رهایی علی قلیزاده ازچنگال رجوی از مجامع بین المللی و دیگر نهادهای حقوق بشری و دولت عراق استمداد بطلبد.

blank
blank
blank