سیانور، ترور، انفجار ... خوانش مفهومی عملکرد سازمان تروریستی مجاهدین خلق در جامعه ایران دهه ۶۰
یادداشت هایی از درون مناسبات مجاهدین ۱۲ سال حضورم در تشکیلات – قسمت دوم
افشاگری جدا شده ها تأثیرگذار بوده سازمان مسعود هر روز رسواتر از قبل
بعد از شکست های اخیر داعش، رجوی دوباره به سراغ” عشایر انقلابی” رفته!
کمپ لیبرتی محل اقامت دائمی اسرای رجوی نیست و ما اعضای خانواده ها، بدانجهت بر قانونی نبودن این کمپ اصرار نداشتیم که فرزندان مان ازاین کمپ بعنوان تخته پرشی جهت انتقال به خارج ازعراق استفاده کنند وگرنه ما ابدا میلی به اقامت بیش ازاین عزیزان مان دراین محل خطرناک نداریم وتمامی اقدامات وبازی های رنگارنگ رجوی را حفظ دائمی این پایگاه برای خود و تداوم اسارت فرزندانمان دانسته وآنرا جدا محکوم نموده و مقصر هر حادثه ی خدای نکرده سوئی دراین مورد را شخص مسعود رجوی اعلام میکنیم.
باوجود جلوگیری از ملاقات ها، حضور صرف خانواده ها، رجوی را جان بسر کرده!
اینکه فرد مورد اتهام به چه دلیل ومدرک مزدوراست، معلوم نیست وچرا باید مراجعه ی او به ملاقات شکنجه تلقی شود بازهم معلوم نیست وتنها موضوع روشن عبارت ازاین است که رجوی تداوم حاکمیت بلامنازع بر جان ومال ناموس این اسرا را درمنزوی کردن آنها وقطع هرگونه ارتباط عاطفی میداند ومردانه؟؟ برروی حرفش ایستاده است!!
بهتر بود آقای محمدرضا ایران پور، این نامه را به رجوی مینوشت!
اختلاف فکری احیانا موجود بین شما وخواهرتان، سبب قطع دیدار نمیشود و درضمن خواهرتان قادر نبود که دریک ملاقات کوتاه، شما را ازمسیر راه راستی؟! که انتخاب کرده اید منحرف کند وبنابراین موضوع چیز دیگری است و” صورتی درزیر دارد آنچه دربالاستی”! ضمنا، خواهر شما دارای تحصیلات عالیه است و هرقدر هم که دارای محدودیت ازطرف شوهر و… باشد، دارای آزادی طبعا بیشتری در مقایسه با شما بوده و وضع ایران طوری است که کسی را بدون تمایل قلبی اش، نمیتوان به مسافرتی واداشت و…
شعائر فرقه رجوی در ماه رمضان
اما جالب اینجاست که او از افطار تا سحر وراجی می کرد و آنتراکتی برای نماز صبح نمی داد و من نمی دانم که این چه نوع مسلمانی است که یک فرد باید مشخص کند دیگران چگونه و چقدر خداپرست باشند و یا تا چه حد عبادات و شعائر دینی را به جا آورند و یا اصلا آن فرد مجاز است هروقت دلش خواست تحت عنوان مصلحت، خداپرستی و انجام شعائر را کنسل و منتفی کند یعنی به زبان ساده یک حائل بین انسان و خدایش که مثل فیلتر عمل می کند و بنا به خواست خود افراد را شل و سفت اعتقادی نماید. دقیقأ من یک شیطان مجسم در رجوی دیدم و شاید هم او خود شیطان باشد.
رجوی اثر ضربه ی خانواده هایی مانند ایران پور را دیرتر دریافت!
خانم ماه منیر ایران پور دارای دوبرادر جوان درکمپ حادثه خیز عراق است ودلیلی برای به کشته شدن دادن برادران جوانش ندارد وبرعکس، تلاش او برای حفظ جان عزیزانش وکمک به اعاده ی حقوق ابتدائی آنهاست! تنها گناهی را که برای این خانم برومند و فداکار میتوان متصور شد، تعهدی است که نسبت به عزیزان وهمنوعان خود دارد که البته گناه کوچکی دردید باند ضد بشری رجوی نیست!
از هفدهم ژوئن ۲۰۰۳ تا هفدهم ژوئن ۲۰۱۶
در هفدهم ژوئن ۲۰۱۶همه دیدند که چطور فرقه رجوی بدون سر و بی دنباله شده است و رجوی هم خود که همواره فرار را بر قرار ترجیح داده و میدهد تا مبادا سر سوزنی پاسخگوی اعمال ننگینش باشد و در صحنه سیاسی این مریم قجر هست که یک تنه خودش را برای احیاء فرقه به آب و آتش میزند و اما در اوج شکست و بن بست گرفتار شده است و راه پس و پیش ندارد. آری هر روز و هر ماه و هر سال که میگذرد در درون خودشان فریاد میکشند دریغ از پار سال و این خود بیانگر شکست و خفت و خواری رجوی در صحنه حاضر می باشد.
برنامه ده ماده ای رجوی فریبکار، یا سرکار گذاشتن مردم؟!
رجوی فریبکار معتقد است که همه این ده ماده را در تشکیلات و اشرف کذایی خود در عراق پیاده نموده است و عنوان می کند که پایه های یک حکومت و نظم نوین در آنجا (اشرف) پیاده شده است، حال بعد از خواندن مطلب و عملکرد فرقه رجوی خودتان آنرا مورد قضاوت قرار دهید.
۳۵ سال بعد از وعده سرنگونی ۶ ماهه رجوی
رفتن به عراق وتشکیل یک جبهه نظامی با دشمن متجاوز به خاک میهن ادامه و اوج تکامل این خیانت ها بود فردی که اهداف خود را مبارزه برای آزادی و منافع خلق اعلام کرده بود درکسوت ارتش پیاده نظام دشمن دستش به خون جوانان همین خلق که گناهی جز دفاع از سرزمین پدری و دفع تجاوز دشمن نداشتند آلوده شد و بدین ترتیب مورد لعن ونفرین خلق قرارگرفت
سی و پنج سال بعد از سی خرداد سال شصت فرقه رجوی در چه نقطه ای هست؟
رجوی در سی خرداد سال شصت استارت مبارزه مسلحانه را زد و حاصل این به اصطلاح مبارزه که در حقیقت اقدامات تروریستی علیه مردم ایران بوده است ؛ نه تنها سرنگونی نبوده است بلکه هزاران کشته و مجروح نیروهای سازمان و کشته شدن تعداد زیادی از هموطنان بیگناه بوده است. و اکنون بعد از سی و پنج سال نه تنها این فرقه تروریستی هیچ پیشرفتی نداشته است بلکه هم اینک به دلیل وضعیت اسف باری که دارد در آستانه فروپاشی کامل قرار گرفته است.
مجاهدین در ۳۵ مین سال، با رهبری فراری و اعضای از هم پاشیده و استراتژی منهدم شده
در فردای آتش بس، مسعود رجوی در یک تصمیم غیر سیاسی و استراتژیک، اقدام به حمله تمام عیار به ایران کرد. او تمام توان خود را گذاشت تا از این فرصت استفاده بکند تا رژیم ایران را سرنگون بکند. اما واقعیت بسیار متفاوت از آن بود، چنان که مجاهدین بجز شکست نظامی کمر شکن آنها به لحاظ استراتژیک و ایدئولوژیک شکست خوردند که این به معنی خودکشی سیاسی مجاهدین بود. از طرف دیگر اعدام زندانیان سیاسی، ریشه مجاهدین در ایران را بطور تاریخی سوزاند.
سازمان مجاهدین خلق، سازمانی فاقد هویت فرهنگی و مردمی
فراموش نشدن گذشته فرقه ازسوی آمریکا و اصرار برانتقال افراد بصورت گروهی وتشکیلاتی به آلبانی همه و همه بیانگرتقابل بین سیاست آمریکا وتشکیلات رجوی بود تقابلی که درآن به قدری آمریکا ازخواسته خود کوتاه آمده است (جداشدن اعضا وانتقال آنها).دراینجا آمریکا برای تسهیل درامر انتقال راه تعامل را درپیش گرفت تعامل تروریست و تروریست پرور برای حذف دیگری!
تصمیم ۳۰ خردادی رجوی ضربه ی کاری بر خود سازمان مجاهدین در ایران بود!
به برکت انقلاب بهمن 1357، که درتاریخ ایران بی سابقه بود و از نظر کمیت شرکت مردم ایران درآن نظیر خارجی هم درقرن بیستم نداشت، ده ها حزب وجریان سیاسی کوچک وبزرگ – ولو اینکه بعضی ازاین احزاب شامل اعضای تنها یک خانواده!! بودند- میدان مناسبی برای تبلیغ ایده های خود وانتشار نشریات و اتیکت های میلیونی شان یافتند و ایران درتاریخ خود ازنظر حضور بی سابقه ی جریانات مربوط به هرخط فکری ممکن، به رکوردی بی نظیر دست یافت.

