وابستگی شناختی در ایدئولوژی بسته تمرکز قدرت، انحصار حقیقت و شکلگیری ساختار بسته ایدئولوژیک
اینترنت در تشکیلات مجاهدین چرا اعضای مجاهدین اجازه دسترسی به اینترنت ندارند؟
برگرفته از کتاب فرقه های تروریستی و مخرب فرقه ها و اصول اخلاقی مصوبه نورنبرگ
اعضایی که از کودکی و نوجوانی در تملک رجوی بوده اند
واقعیت این است که کودکان در فرقه های مخرب، در واقع متعلق به رهبر هستند. همه ی اعضای گروه،” خانواده” آن ها و رهبر فرقه” پدر” و یا” مادر” آن ها تلقی می شود. سازمان مجاهدین خلق یا فرقه ی رجوی یکی از مصادیق فرقه های مخرب کنترل ذهن و سوءاستفاده ی روانی است که کودکان را مجبور می کند که پدر و مادر خود را نادیده بگیرند، آن ها را پشت سر بگذارند و خود را تسلیم مطامع و جاه طلبی های رهبران کنند. سمیه محمدی هفده ساله بود که خانواده اش را در کانادا رها کرد و برای گرفتن آموزش های نظامی به پادگان اشرف در عراق رفت و دیگر هرگز نزد خانواده اش بازنگشت.
بیگاری در اشرف در راستای شستشوی مغزی
پروژه نوسازی چیفتن ها در سال هفتادو هفت. نزدیک به پنجاه تانک چیفتن راسازمان از صدام هدیه گرفت. کمرشکن های مجاهدین رفتند به تاجی مقر سپاه یکم عراق در فلوجه و از دپوی آنها این تانکها را برداشتند آوردند بعد ما شروع کردیم به آموزش دیدن تانک چیفتن بعد از اتمام آموزشها چون این تانکها کار نمیکردند به مدت شش ماه هر روز بیش از چهل نفر به معمل تاجی در فلوجه میرفتیم و از انبارها و زباله ها قطعات به غنیمت شده چیفتن ها را جمع آوری میکردیم بعد از پایان این شش ماه زمان نو سازی چیفتن ها شروع شد اولا سازمان با اینکه ما خودمان قطعات را جمع آوری کرده بودیم و میدانیستیم قطعه کافی داریم قطعات را در اختیار ما نمیگذاشت و بدروغ میگفتند نداریم و ما را مجبور میکرد تا همه چیز را تعمیر کنیم
فرقه رجوی و بحث های صد من یک غاز…
میکروفنی هم از قبل آماده گذاشته شده بودکه پیدا بود کاملا صحنه از قبل طراحی شده است! نسرین یا همان مهوش سپهری که به گنده لات زنان سازمان معروف بودهم مقابل میکروفن ایستاده بود. بعد رجوی بعد از کلی ناز و عشوه و تعریف کردن از مواضع مسئولیت مهوش سپهری که شما جانشین فرمانده کل ارتش آزادیبخش هستید و شما مسئول اول سازمان مجاهدین خلق هستید و چه و چه وچه دست آخر از او پرسید بنظر شما٬رده تشکیلاتی شما چیست؟ نسرین هم بایک قیافه مغموم و بغض کرده گفت؟”کا2″
شناخت خطرات فرقه حاج مسعود رجوی و فرقه گرایی
حاج مسعود رجوی و فرقه اش شورای تقلبی و درون فرقه ای تشکیل داده اند و به دروغ اسمش را «شورای ملی مقاومت» گذاشته اند و تلویزیون و رادیویی بر پا کرده اند که درون فرقه ای است و اخبار را بطور غیر واقعی و وارونه در جهت منافع اعضای اسیر در فرقه سانسور، تعبیر و تفسیر میکنند و اسمش را «رادیو و یا تلویزیون ملی مقاومت» گذاشته اند و یا حاج مسعود رجوی به خودش …
” کنیزان” و” نوکران” رجوی!
مریم هم با یک نگاه عاقل اندرسفیه وغمزه خاص خودش اشاره می کند به سوسن که همان جلو جلوس کرده است. مسعود بازکوتاه نمی آید انگاردنبال لاس زدن آنچنانی دیگری است طوریکه با شدت تمام می خندد ومیگوید” منو باش گمان کردم خواهرنسرین ازدلتنگی وعشق به من می گرید!؟ نگوکه نگران انقلاب مریم است وازنامردی کسانی دلش به درد آمده و زارزار گریسته است.”دوربین می چرخد وتمام قد سوسن را نشان میدهد که سرش پایین است و…
فرقه رجوی و دورویی
فرقه مخرب رجوی دارای سیستم اخلاقی دوگانه بوده و همواره از اعضا خواسته درداخل تشکیلات ذره ای دروغ نگویند و در نشست های مغز شویی به همه چیز اعتراف کنند همچنین همان افراد تشویق می شوند افراد عادی مستعد جذب را گول زده واز آنها سوء استفاده نمایند. کلمه لیبرالیسم در تشکیلات عین دیدن شیطان بود ولی همین سازمان ودر راس آن «مریم رجوی» در یکی از جلوه های بارز این اخلاقیات دوگانه با تمسک و تظاهر به ویژ گی های لیبرالیسم از جمله دمکراسی غربی و آزادی های اجتماعی و فردی، آزادی زنان، انتخابات آزاد به یک فریب بین المللی دست می یازد.
یک خاطره, اسمش اخراج بود
گویا اصغر خیر اندیش پادرمیانی کرده تا محمد رضا را از زندان مجاهدین به مرکز برگردانند و در نشست حوض برادرمحمد رضا با دادن گناهان و دیدن خودش در آینه خواهر مریم دوباره غسل گرفته و تطهیر شد به جمع رزمندگان برگشت آنجا در نشست محمد رضا اعتراف کرد که در بخش اسکان قرارگاه اشرف مدتها تنها در یک اتاق نگهداری میشد و بجز زندانبانها با هیچ کس دیگری تماس نداشت و اگر حوض برادر نبود معلوم نبود از کدام ناکجا آباد سر در میآورد.
فرقه رجوی از اعضا نامه های سفید امضا میگیرد
یکی از عجایبی که در این چندسال جدای از ماهیت فرقه ای رجوی سئوال برانگیز است، این است که مستمرا از طرف صلیب سرخ و کمیساریا می شنیدیم – درخواست دیدارهای خانواده ها به بستگان اسیرشان در سازمان – مورد قبول فرزندانشان در لیبرتی نمی باشد و نمی خواهند دیداری بین آنها صورت گیرد.
اعتراض نه به حق پناهندگی، که اسیر شدن دردست رجوی است!
اگر این فریب خوردگان رجوی ازآگاهی زیر متوسطی هم برخوردار بودند، بدون برخورداری ازحق انتخاب شدن وانتخاب کردن، زمام امور- زندگی و…- را باین سادگی دردست بوالهوسی مانند مسعود رجوی قرار نمیدادند که علاوه برجان ومال وناموس شان، دوگرم غشای مغزی شان را هم به رجوی بدهکار باشند.
رجوی در باتلاق طرح تفکیک فرقه ای
آیا انسانهایی با میانگین سنی بالای 50 سال را که در تمام 30 سال گذشته تحت فشارهای خرد کننده جریانی مغزشویی فرقه ای رجوی بوده اند، و بیماریهای متعددی را تجربه می کنند را می توان به عنوان نیروی در سایه در نظر گرفت؟ بنابراین فرقه تروریستی رجوی که با طرح مناسبات فرقه ای خود انسانها را به ماشین تبدیل کرده است، با چه معیاری نظر پراکنی می کند؟
نمایش بازی کردن در فرقه رجوی
در فرقه رجوی بخاطر سر گرم کردن افراد در مناسبت های مختلف برنامه های جمعی راه اندازی می شود.مهمترین این برنامه ها در روز 30 مهر، چهارشنبه سوری، عید نوروز می باشد که با تمام قوا برای تهیه برنامه برای آن وقت می گذارند و از افرادی که دنبال این کار هستند می خواهند با تمام انرژی تلاش کند و مسخره تر از همه اینکه مسئولین میایند و می گویند فرق نمی کند این کار ما هم در راستای سرنگونی هست.آدمهای رجوی هر کاری را ربط به سرنگونی می دهند.
توطئه کثیف رجوی در فرقه بنام پروسه خوانی
در فرقه ها این روشهای رایج در مناسبات وجود دارد بخصوص در مناسبات مجاهدین به صرف کمترین اطلاعات در خصوص جایگاه طبقاتی فرد با کمترین احساس و تعارض بین فرد و مناسبات اقدام به کوبیدن شخص به بهانه پیشینه می کنند و تمام وابستگی وی را ناشی از دستگاه ارزشی بورژوازی و یا خوده بورژوازی می گذارند در این شرایط فرد بین خود و مناسبات به چالش کشیده می شود و با انتقادهایی که دارد به مناسبات پاسیو برخورد می نماید و تلاش می کند بر عکس در مناسبات خود را فعال و در ماموریت ها اکتیو تر نشان دهد. رجوی که از قبل این تئوری را در ذهن خود داشته و برای رسیدن به آن با شیادی و با نام و القاب متفاوت افراد را مغز شویی می کند.

