در جهت به بند کشیدن افراد باز هم رجوی تاریخ داد
مجاهدین و خیانت رجوی، تجسم عینی خیانت در همه زمینه ها – قسمت اول
پرواز تاریخساز یا خزیدن به آغوش دشمن ۱۷ خرداد ۱۳۶۵، نقطه عطف سیر خیانت های رجوی
دیگر حنایت بی رنگ شده مسعود خان رجوی!
حال از مسعودخان جای سوال دارد که یک جو شرافت و صداقت داشته باش و بگواصلا برای چه منظوری به پیشگاه بقول خودت سیدالرئیس حضور به هم رساندی!؟فرض محال که قبول کردیم که شما با صدام رابطه دولت با دولت داشتید آخه مشنگ جان منفعت سیدالرئیس درچه بود که همه جانبه تحت الحمایه اش بودیم!؟ در دنیای روابط دیپلماتیک هم سران دو دولت که به ملاقات هم میروند سرمنافع طرفین امضاء مشترک دارند وبه تفافق میرسند. انصافا غیرازاین هست!؟
نقدی بر پیام ۲۶ شهریور مسعود رجوی
بنظر میرسد سازمان در یک سراشیبی نزول و ازهم پاشیدگی تشکیلات سعی دارد با تمام دغلکاری ها اعضای خود را در بستری از ناآگاهی ها در خصوص مسائلی ساده همچون پناهجو شدن بفریبد. ولی شاید فرقه درمقابل اجتماع بیرون از اشرف جرات چنین اظهارنظرهایی نداشته باشد. که بگوید مشکلات ما تمام شد و کیفا و کیفا عراقی ها جرات نه گفتن به شما را بعد از این نخواهند داشت.
رجوی پناهندگی را قبول کرد
در پیام ویدیویی 26 شهریورسال جاری مسعود رجوی به ساکنان کمپ اشرف وی که پیروزیهای پی در پی مریم و خود را به رخ زندانیها و زندانبانان می کشید و مبارک باد می گفت واضافه می کرد که تلاش این 8 سال است که نتیجه داده و دروغ می گفت که همه ما در تلاش هستیم شما را به عنوان پناهنده سیاسی وآن هم به عنوان یک سازمان قبول کنند و پناهندگی بدهند.
این دیوار بالا بلند، قد و قواره برادر مسعود نیست
شخص رجوی درموضع مسئول جلسات مغزشویی ضمن مظلوم نمایی احمقانه ودجالگری مدرن! با بیان اینکه آب ندارم. خانه ندارم . خاک ندارم. قدرت ندارم. سلاح وتجهیزات آنچنانی ندارم وچی وچی های دیگررا ندارم با نشان دادن عکس شخصی که با تقلای زیاد و با جون کندن بی ثمراصرار بر بالا رفتن ازدیواری را داشت که مدام با دو دستانش لبه دیواررا میگرفت وبا دوپایش تلاش میکرد که خودرا بالای دیواربکشاند ولیکن هربار به طرز ناگوار و دلخراشی نقش برزمین میشد
به بهانه چهل و ششمین سالگرد تاسیس سازمان مجاهدین
فرصت طلبی به نام مسعود رجوی که از همان بدو ورود به سازمان درصدد از دور خارج نمودن رقبای تشکیلاتی و مسئولین سازمان بود که با لو دادن بنیانگذاران و کادرهای دیگر و نهایتا تیرباران آنها سکان سازمان را بدست گرفت و با تدوین خط و خطوط جدید تلاش نمود تا هژمونی سازمان مجاهدین را بدست بیاورد و به همین منظور با افکار بسیار پیچیده و خزنده، موذیانه درصدد کمرنگ کردن و زیر پا گذاشتن اصول تشکیلاتی سازمان شد
از فدا و صداقت تا دروغ و تظاهر در فرقه رجوی!
بعد از تیرباران بنیانگذاران و مرکزیت سازمان توسط شاه مسئولیت سازمان بطورخاص از فردای 22 بهمن و انقلاب ایران با مسعود رجوی شد.او که به هیچ عنوان صلاحیت بودن در این موضع را نداشت رفته رفته با گرفتن تصمیمات غلط سازمان را بکل از اهداف اولیه اش دور کرد و به منجلابی کشاند که نه را پس دارد و نه را پیش! این تصمیمات اشتباه در تمامی عرصه ها بود. چه بلحاظ سیاسی با جدا کردن خود از حاکمیت و تشکیل شورای ملی مقاومت و جذب نیروهای جدا شده از مردم ایران
در دوران تعیین تکلیف نهایی، رجوی کجاست؟
استفاده رجوی از این شرایط مشغول نگاه داشتن نیروها و انگیزه دادن به نفرات قرارگاه برای ماندن در عراق و برای نیروهای خارج از کشور هم چه مالی و چه سیاسی خارج کردن سازمان از لیست است. بنابراین شاید رجوی حساب میکند که سالی سی چهل نفر را که بایستی در درگیری و فعالیتهای ترور از دست میداد الان به نوعی در راه فعالیت سیاسی از دست بدهد، فرقی ندارد. ولی منظور و هدف او از این راه تامین میشود. چون مساله را در بقای خودش میبیند.
نگاهی به آخرین پیام مسعود رجوی در مورد سرنگونی هم رزمش قذافی
باز هم باید بگویم که رجوی دچار اشتباه محاسبه است مثل همیشه نمی خواهد از الاغ استراتژی ورشکسته و تاریخ گذشته اش پائین بیاید او باید بداند که مردم ایران با لیبی تفاوت دارند و این مراحل را گذرانده اند آنها دیگر دنبال خشونت و سلاح و آدمکشی نیستند و برای خواسته هایشان حاضرند کشته شوند اما دست به سلاح نمی برند مگر رجوی در دهه 60 دست به سلاح نبرد و کم کشت از مردم بیگناه کوچه و خیابان مردمی که تازه انقلاب کرده بودند. استراتژی خشونت و سلاح یک استراتژی ورشکسته است.
غار مجاهدین
رهبری با ساختن غار برای خود و اعضایش، کار را برای خود آسان کرد. پیروانش که در تاریکی نشسته اند، نمی توانند ببینند و بدانند که رهبر در زیر زمین مشغول چه بازی و چه کارهای نامشروعی است. پیروانی که نمی توانند ببینند و بدانند که بیرون از غار، دنیا به کجا رسیده و به کدام سمت در حرکت است. پیروانی ناآگاه و جاهل و عادت کرده به تاریکی، که تنها راه نجات خود را منوط به نجات دیگران می دانند.
مسعود رجوی، آخر پلیدی و فساد اخلاقی
نکته درست و به حقی که در صحبتهای خانم بتول سلطانی خیلی توجه مرا جلب کرد اینبود که: آن روی دیگر فساد اخلاقی و کثافات درون ذهن و اندیشه مسعود رجوی، فشار روحی و روانی بود که بدستور وی بروی کادرها و نیروهای خود خصوصا کادرهای مرد در مقر اشرف وارد میشد. او حتی نگاه کردن و صحبت کردن مردان با زنان را بصورت تکی ممنوع اعلام کرده بود ولی در پشت پرده، خود مشغول انجام کثیف ترین و زننده ترین کارهایی بود که در هیچ دین و آیینی و در هیچ جامعه ای پذیر فته و مشروع شمرده نیمشود!
مسعود رجوی «کجا» است؟
او در هر کجا که اقامت گزیده باشد مهم نیست. مهم اینست که فرقه او فعلا در حال متلاشی شدن است و او در چنین موقعیت خطیری از صحنه غایب بوده و خود را پنهان کرده است. برخی میگویند که او منتظر است تا نام سازمان از لیست تروریستی آمریکا خارج شود تا خود را نشان دهد. در آن صورت البته می بایست جواب سی سال جنایت و خیانت خود را هم بدهد. در آن صورت او در قبال سؤالاتی قرار میگیرد که جواب به آنها بسا مشکل تر از پاسخ به”رجوی کجاست” می باشد
شناخت شخصیت و سرانجام مسعود رجوی خائن و جنایتکار
آنچه مسلم است وجای هیچگونه تردیدی درآن وجود ندارد اینست که امریکا طی این سالها از مسعود رجوی حمایت وحفاظت کرده است _ این فرد شیاد درآخرین نوشته که به او نسبت داده اند درکنار روضه خوانی برای بهمن عتیقی که به دستور خود او درتصفیه 19 فروردین کشته شده است اشاره ای می کند به: حصرخانگی هشت ساله!خود _ چنین ادعایی از آن جهت قابل توجه است که نشان می دهد نگاهداری وحفاظت از این فرد طی این سالها مشروط بوده وبه دلایلی نمی توانسته بطورزنده سخن بگوید ویا تصویرش پخش گردد.

