ابر فرقه – قسمت هفدهم
فرمان قتل اعضاء نیز از اختیارات رهبر یک فرقه محسوب می شود. فرمان قتل و بقول مسعود رجوی اعدام انقلابی عضوی که از گروه فرار کرده است و بقول او به رهبری خیانت کرده، در موارد متعددی ثابت ومحرز شده است و شما فرض کنید وقتی بصورت علنی چنین حکمی را رهبر فرقه در حضور هزاران پیرو خود صادر می کند چه انعکاسی در جمع و اعضاء ایجاد می کند. و قطعا در نشست های محرمانه و پشت پرده همه کسانی که جدا می شوند و سرنوشت خود را از چنین فرقه وحشتناکی جدا می سازند باید به مرگ محکوم شوند.
سازمان مجاهدین خلق؛ توهم قدرت – شکست در استراتژی – قسمت اول
آنچه روشن است این که مفهوم”قدرت” در کانون و مرکز ثقل هدف اصلی سازمان یعنی مبارزه نهفته است. قبل از انقلاب، سازمان مبارزه برای سرنگونی رژیم شاه به روش مسلحانه را آغاز کرد و پس از انقلاب نیز سرنگونی نظام جمهوری اسلامی، مجدداً با همین روش در کانون تفکرات و رفتارهای سازمان قرار گرفت. استراتژی خاصی برای این هدف، از سوی سازمان در دو مرحله و در سال60 و سال 65 تدوین شد. این اندیشه و رفتار سازمان پس از انقلاب- فارغ از حواشی بسیار زیادی که قابل مشاهده است- در چارچوب مفهوم”مبارزه برای براندازی و کسب قدرت در چارچوب”سرنگونی جانشینی” قابل تبیین است.**
شما چه راه حلی برای برخورد با قاچاقچیان و… دارید؟
مسئله ی دیگر این است که وفور قاچاقچیان درایرانی با آن شرایط، بطور طبیعی برآمار زندانیان و اعدامی ها خواهد افزود که بهانه ای خواهد بود برای گروه های برانداز و مخربی مانند باند رجوی تا به کمک اربابان خود، پرونده های حقوق بشری برعلیه ایران درست نمایند وبا جنجال سازی دراین مورد، عربستانی را که برای استخدام 800جلاد آگهی رسمی منتشر کرده، ازانظار پنهان نمایند!
سیروس غضنفری: واقعیت ها و خیانت ها ازسی خرداد ۶۰ تا سی خرداد۹۴
رهبران سازمان میخواستند با کمک صدام درداخل انقلابی دیگر بکنند و با این هدف بود که به صدام کمک کردند و هر روز در کشور یک تظاهرات یا انفجار ویا ترور شروع شد، واین کمک دیگر رجوی به صدام بود که حکومت نتواند تمام عیار فکرش به جهبه ها باشد وبعداً رجوی دید که شرایط اینطورکه هست نخواهد بود وهمه چیز لو خواهد رفت
شما هنوز هم در” دیروزهای” اصحاب کهف زندگی میکنید!
شما درتعریف سیستم حکومتی ایران آنرا با واژه ی من درآوردی و غیر علمی” آخوندی” توصیف کرده اید که هیچکس نمی پذیرد وبنابراین این چرند گویی یقه ی شما را ازسئوال مطرح شده رها نخواهد کرد!وما بازهم سئوال خواهیم کرد که ازنظر علمی وعملی، سیستم حکوکتی ایران چیست!!
تلاش زیاد فرقه ی رجوی برای نفی پوشاندن فراموش شدنش درتبریز!
مسائل بازی بین تراکتور سازی تبریز و نفت تهران پیش آمد که این حوادث دردناک حاصل عدم درایت بعضی از دست اندرکاران مربوطه در فوتبال کشور بود، هرکسی دروسع خود کوشید که ازاین حادثه ی ناخوشآیند درتبلیغات برعلیه حکومت سوء استفاده کند که فرقه ی رجوی بعنوان نخود هرآش از پیشروان این جنجال آفرینی بود! دست بقلم های این باند منفور ابدا توجه نکردند که تیم پرطرفدار تراکتورسازی تبریز، وابسته به کارخانه ی تراکتور سازی و سپاه پاسداران است و خیل تماشاگران این تیم بدون توجه باین مسائل، تیم 50 ساله ی خود را دوست دارند، همانطور که در دوران طاغوت هم این تیم، محبوب ترین تیم آذربایجان بود!
چرا رجوی جواب نامه های بعضی از خانواده ها را نداد؟
ما سبب این برخورد دوگانه ی رجوی با مخاطبین نامه های خانواده ها را با جدا شده ها درمیان گذاشته ومتوجه شدیم که افرادی که اساساً نامه ندادند ویا نامشان ذکر نشده، درحالت پاسیو درآن فرقه قرار دارند وطوری مچاله شده اند که قدرت کوچکترین تحرک ازآنها سلب شده وسرنوشت خود را بدست قضا وقدر ومسیر باد سپرده اند!
مصاحبه با سیروس غضنفری عضو سابق ارتش آزادیبخش رجوی
اوبرای توجیه این کارهای احمقانه ودرعین حال مستبدانه وضد حقوق بشری آشکار خود، ناچار شد دوکتاب علیه خانواده ها بنویسند ویا هواداران خارج کشور را از دست بدهد. به نظر من رهبری که نتواند درشرایط خاص مثل یک ناخدای مجرب، کشتی توفان زده را به ساحل نجات برساند آن سازمان یا گروه آینده ندارند ومثل کشتی توفان زده ای با ناخدای کم مهارت، درمسیر جریانات سیاسی غرق می شوند واز بین می روند واین سازمان فرقه ای مریم هم درحال غرق شدن است.
از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت هجدهم
من به آن دسته از بچه های اسیر که الان هم در نزد فرقه هستند و دست های خود را برای دادن شعار مشت می کنند آن دست هایی که در آن زمان که من هم در داخل با آنها بودم و باهم برای شعار بلند می کردیم، همان دست ها باید خود به کمک مغزهایشان راه را انتخاب کنند چنانکه ما کردیم والان با آگاهی کامل راه خود را باز کرده وزندگی خود را دردنیای بدون سران وفشار سران فرقه به پیش می بریم وامیدوارم شما هم قبل از امضای حکم مرگتان به دست مسعود راه خود را جدا کنید چرا که این تنها راه شما ست.
از تاسیس سازمان مجاهدین درسال ۱۳۴۴ تا تبدیل به فرقه رجوی
در قرارگاه اشرف برای خود با آزادی زن مجاهد حرمسرا درست کرده و نام آن را رقص رهایی (رهایی زن مجاهد خلق) نامید. چه رهایی؟ آیا آزادی زن در دنیا این چنین است که رهبران فرقه در درون تشکیلات اقدام کردند همسران نفرات خود را با نام انقلاب درونی جدا سازی کنند وبا نام رهایی زن به عقد خود درآورند؟ به جز این رجوی مرد ها را با تشدید فاکت نویسی غرق جنسیت می کرد به زبان خودشان مردها را غرق دوران می کرد
دشمن، به خائن وطن احترام میگذارد وحسن خانی استثنا نبوده!
نشسن دراشرف ولیبرتی وگوش دادن به سخنان ضدمردمی وضد علمی رجوی ونیز کار درآشپزخانه و جمع کردن مکرر آشغال های این کمپ ها وآنهم درخاک عراق وبدون کوچکترین ارتباطی با مردم و بدون داشتن اطلاعات کافی ازاوضاع جهانی، چرا باید مبارزه حساب شود؟!
روزی پیدا نمیشود که رسانه های باند رجوی از شمارش معکوس برای سرنگونی صحبت نکنند!
اگر مردم دراین انتخاب خود اشتباه کردند، چرا باید این منتخبان آنها مورد ترور وسوء قصد قرار گیرند که شماها کردید؟! حاکمیت نسبی روحانیت، معلول اوضاع اجتماعی- سیاسی زمان بود وشما بدون کنکاش وبررسی علل، معلول را به زیر سئوال ورگبار مسلسل هایتان قراردادید که نتیجه ای برای شما نداشت واگر داشت، دور شدن هرچه بیشترتان ازمردم بود!