ازیادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت بیست و سوم
بالاخره روزی رسید که دولت صدام حسین با حمله آمریکا سرنگون شد و کل سازمان و ارتش به اصطلاح آزادی بخش زیر چتر و تحت کنترل نیروهای آمریکایی قرار گرفت. در این میان خبر دستگیری مریم و برخی اعضای سازمان در پاریس توسط پلیس فرانسه شوک عجیبی به کل تشکیلات وارد کرد و همه جا خوردند که مگر خواهر مریم در فرانسه است , ناگفته نماند اگر مریم دستگیر نمی شد حضور مریم در فرانسه بطور کلی برای اعضای سازمان مخفی می ماند. پس از آن بود که فهمیدیم مریم و مسئولین رده بالای سازمان قبل از شروع جنگ به فرانسه گریخته اند.
این حرفها را هم که نزنید، دق میکنید! – قسمت دوم
پس اینهمه کنفرانس ومیتینگ ها که بدون حضورنمایندگان معتبر وباصلاحیت ارگان های بین المللی، عمدتا نمایندگان پیروپاتال دولت های سلطه گر جهانی حضور دارند و سازمان هایی مانند صلیب سرخ جهانی اینهمه مغضوب، درنفی دستورات مسعود خان بوده است که ما نمیدانسته ایم؟! سیاوش جان! مردم باندازه ای که فکر میکنیدبی شعور نیستند وشاید براین مسئله خودتان هم واقفید و بنابراین تنها برای مصرف داخلی و فریب دادن مکرر اسرای لیبرتی اینگونه حرف میزنید! نکن اینها را هموطن!
عمه ی لیبرال من، آمادگی خودرا برای بازرسی مرغدانش اعلام کرد!
رسانه های باند رجوی کوچکترین فرصت برای پیشنهادات مربوط به بازرسی های همه جانبه درایران را ازدست نداده وبنوعی میشود گفت که برای تحقق این مهم! روزوشب ندارند. اظهار نظر” فیلیپ گوردون” دایر براینکه” باید بتوان از همه در ایران بازرسی کرد”، ازجمله مسائلی بوده که مورد توجه واستقبال فرقه ی رجوی قرار گرفته وآنرا رسانه ای کرده است.
این حرفها را هم که نزنید، دق میکنید! – قسمت اول
ازاین جهت است که این بار آقای سیاوش جعفری را بمیدان فرستاده اند که با تعریف وتمجید هزاران وصدها هزاربار سازمان مجاهدین رجوی، روحیه ای به اعضای خود بدهد ونگذارد که این تشکیلات مافیایی سرازانشعابات بیشتر و بزرگتری دربیآورد! سمت دیگر نوشته ای آقای جعفری، نشان دادن خشم عمیق رجوی به کسانی است (مسئولین سیاست های خارجی قدرت های بزرگ) که باوجود فشارهای شدید لابی های صهیونیستی- رجویستی، مذاکرات مربوطه را با جدیت لازم ادامه میدهند تا نتیجه ای ازآن بگیرند و طبیعی است که اصرار دارنداین نتیجه بیشتر بنفع آنها باشد تا ایران!
این بار نوبت تخریبات بر علیه وزارت حقوق بشر عراق است وچرا؟
حالا دیگر نیروهای آمریکائی تقریبا ازعراق بیرون رفته اند وعراق دولت منتخبی را دارد که عرفا وقانونا میتواند برتمامی امور کشور دخالت کند وبه تبع آن وزارت حقوق بشر عراق میتواند حتی داخل کمپ لیبرتی که جزء خاک خودش است، وارد شده ووضعیت ساکنین آنجا را مورد بررسی قرار داده وحمایت های لازم را ازآنها بعمل آورده و اززاویه ی دیگر، به تخلفات رهبران باند رجوی درایذا واذیت اعضای دربند رسیدگی کرده ومتخلفین از قوانین عراق را بدست دادگاه های عراق بسپارد که عملا نکرده وسبب اعتراض خانواده های مرتبط با این اسرای رجوی شده است!!
علامه جان! شما ابتدا کشور های خودتان را آزاد ومستقل کنید!
شما که بااین گشاده دستی هر توقعی ازاعراب را دارید، چگونه است با این نفوذتان؟! کمکی به انتقال این اسرای رجوی به کشورهای امن تر نمیکنید؟! درجواب آن قسمت ازایراد شما باید گفت که کسی غیر از گماشتگان رجوی، بر لیبرتی نظارت ندارد واگر سرکوبی درکار است وشما معترض آن، به دوستان خود توصیه کنید که چنان نکنند!
سیروس غضنفری: واقعا هم آقای مسعود طوسی بخش بدنبال زندگی خصوصی اش بود!
مسعود جان توازچه زمانی وزارت اطلاعات شناس شده ای که ادعا میکنی زمام امور خانواده ها درهنگام مراجعه به ملاقات های شما ها دردست آنست! من وتو محققا میدانیم که اکثریت قریب به یقین خانواده ها بطور جمعی به کمپ های ما مراجعه میکردند و اگر ملاقاتی هم اتفاق میافتاد، کسی ازایران آمدگان، درفکر تعریف وتوصیف دولت و… نبود وآزادانه محبت هایشان بود فقط که نثار ما می شد!
گناه این مادر هضم نکردن مناسبات فرقه ای، ونفی عواطف مادرانه است! – قسمت دوم
اگر این ملاقات کننده ازآگاهی سیاسی خوبی برخوردار بود، بخاطر اینکه امکان طرح بحث ازطرف او وجود داشت، ازلیست ملاقاتی ها حذف میشد! ضمنا کسی دراین ملاقات ها بشما نمیگفت که بطور غیر قانونی وارد عراق شده، کاری که شما مایل بدان بودید که بادرگیر کردن حکومتهای ایران وعراق با خانواده ها و ایجاد خصومت بین آنها، ازاین آب گل آلود ماهی بگیرید!
سخیف ترین ابراز عبودیت دربارگاه امپریالیزم وصهیونیزم!
کمترین تعداد شرکت کننده در این تجمع فراملیتی، ایرانیان بودند و درمیان شرکت کنندگان آن خارجی، رونق ونمودی نداشتند. ازسوی دیگر، این تجمع بعلت حضور سازمانگرانه ی سازمان جوانان یهود درفرانسه و… چندان هم یک اجتماع” دور ازوطنی” شمرده نمیشد!
از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت بیست ودوم
این مرحله هزار معبر نامیده شد و ایدئولوژی هزار شین (هزار تا شورای رهبری زن) هم آن بود که در این مرحله پی پی اس PPS می آوردند و از مرز عبور می دادند تا از این طریق از داخل کشور نیرو بیاورد.PPS نیروی جدیدی بود که سازمان آنرا از یک جای دیگر آورده بود و چون شک داشتند که امکان دارد نفوذی باشند آنها را اینطور آزمایش می کردند
ترس که نه، احتیاط معقول برای جلوگیری ازجاسوسی احتمالی است!
به کدامین دلیل میبایست ما بجای آمریکائی تنبیه شده ومورد سختگیری بی اندازه قرار گیریم که تنها استفاده کننده ازبمب ناب اتمی درجنگ جهانی دوم وبمب های معمولی غنی شده با اورانیوم و… درتجاوز به عراق و…، بوده است؟! ما دویست سال است که بخاک کشوری تجاوز نکرده ایم ودر هنگام مواجهه با تجاوز، ازسلاح های غیر متعارف استفاده نکرده ودارای سابقه ی بد دراین مورد نیستیم و طبیعتا سزاوار این سخت گیری ها نیستیم! برما سخت میگیرند که اسرائیل ازاحتمال دست یافتن سلاح اتمی ازطرف ما می ترسد اما به اسرائیلی که 200تا 400 کلاهک هسته ای دارد، اعتراضی وارد نیست که اتفاقا سابقه ی تجاوزگری فراوان هم دارد!
خالو کاکایی تروریست” بد” نیست! ولی محرک خود سوزی چرا؟
جهان ازطرف زورمداران و آلات دست آنها سنگی شده وشما که مستقیم وغیر مستقیم دراین مجموعه قرار دارید، ازچه وکی گلایه میکنید؟! آیا شما تکامل جامعه ی بشری را دراین خشونت ها میبینید که خود را درنوک آن میبینید؟! چه رابطه ی علت ومعلولی بین نیات وعملکرد خانم وآقای رجوی وجود دارد که این عمل غیر انسانی خودسوزی هدایت شده، قرار بود که نگذارد سرنوشت خلق ایران به محاق برود؟!