سیروس غضنفری: واقعیت ها و خیانت ها ازسی خرداد ۶۰ تا سی خرداد۹۴
رهبران سازمان میخواستند با کمک صدام درداخل انقلابی دیگر بکنند و با این هدف بود که به صدام کمک کردند و هر روز در کشور یک تظاهرات یا انفجار ویا ترور شروع شد، واین کمک دیگر رجوی به صدام بود که حکومت نتواند تمام عیار فکرش به جهبه ها باشد وبعداً رجوی دید که شرایط اینطورکه هست نخواهد بود وهمه چیز لو خواهد رفت
شما هنوز هم در” دیروزهای” اصحاب کهف زندگی میکنید!
شما درتعریف سیستم حکومتی ایران آنرا با واژه ی من درآوردی و غیر علمی” آخوندی” توصیف کرده اید که هیچکس نمی پذیرد وبنابراین این چرند گویی یقه ی شما را ازسئوال مطرح شده رها نخواهد کرد!وما بازهم سئوال خواهیم کرد که ازنظر علمی وعملی، سیستم حکوکتی ایران چیست!!
تلاش زیاد فرقه ی رجوی برای نفی پوشاندن فراموش شدنش درتبریز!
مسائل بازی بین تراکتور سازی تبریز و نفت تهران پیش آمد که این حوادث دردناک حاصل عدم درایت بعضی از دست اندرکاران مربوطه در فوتبال کشور بود، هرکسی دروسع خود کوشید که ازاین حادثه ی ناخوشآیند درتبلیغات برعلیه حکومت سوء استفاده کند که فرقه ی رجوی بعنوان نخود هرآش از پیشروان این جنجال آفرینی بود! دست بقلم های این باند منفور ابدا توجه نکردند که تیم پرطرفدار تراکتورسازی تبریز، وابسته به کارخانه ی تراکتور سازی و سپاه پاسداران است و خیل تماشاگران این تیم بدون توجه باین مسائل، تیم 50 ساله ی خود را دوست دارند، همانطور که در دوران طاغوت هم این تیم، محبوب ترین تیم آذربایجان بود!
چرا رجوی جواب نامه های بعضی از خانواده ها را نداد؟
ما سبب این برخورد دوگانه ی رجوی با مخاطبین نامه های خانواده ها را با جدا شده ها درمیان گذاشته ومتوجه شدیم که افرادی که اساساً نامه ندادند ویا نامشان ذکر نشده، درحالت پاسیو درآن فرقه قرار دارند وطوری مچاله شده اند که قدرت کوچکترین تحرک ازآنها سلب شده وسرنوشت خود را بدست قضا وقدر ومسیر باد سپرده اند!
مصاحبه با سیروس غضنفری عضو سابق ارتش آزادیبخش رجوی
اوبرای توجیه این کارهای احمقانه ودرعین حال مستبدانه وضد حقوق بشری آشکار خود، ناچار شد دوکتاب علیه خانواده ها بنویسند ویا هواداران خارج کشور را از دست بدهد. به نظر من رهبری که نتواند درشرایط خاص مثل یک ناخدای مجرب، کشتی توفان زده را به ساحل نجات برساند آن سازمان یا گروه آینده ندارند ومثل کشتی توفان زده ای با ناخدای کم مهارت، درمسیر جریانات سیاسی غرق می شوند واز بین می روند واین سازمان فرقه ای مریم هم درحال غرق شدن است.
از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت هجدهم
من به آن دسته از بچه های اسیر که الان هم در نزد فرقه هستند و دست های خود را برای دادن شعار مشت می کنند آن دست هایی که در آن زمان که من هم در داخل با آنها بودم و باهم برای شعار بلند می کردیم، همان دست ها باید خود به کمک مغزهایشان راه را انتخاب کنند چنانکه ما کردیم والان با آگاهی کامل راه خود را باز کرده وزندگی خود را دردنیای بدون سران وفشار سران فرقه به پیش می بریم وامیدوارم شما هم قبل از امضای حکم مرگتان به دست مسعود راه خود را جدا کنید چرا که این تنها راه شما ست.
از تاسیس سازمان مجاهدین درسال ۱۳۴۴ تا تبدیل به فرقه رجوی
در قرارگاه اشرف برای خود با آزادی زن مجاهد حرمسرا درست کرده و نام آن را رقص رهایی (رهایی زن مجاهد خلق) نامید. چه رهایی؟ آیا آزادی زن در دنیا این چنین است که رهبران فرقه در درون تشکیلات اقدام کردند همسران نفرات خود را با نام انقلاب درونی جدا سازی کنند وبا نام رهایی زن به عقد خود درآورند؟ به جز این رجوی مرد ها را با تشدید فاکت نویسی غرق جنسیت می کرد به زبان خودشان مردها را غرق دوران می کرد
دشمن، به خائن وطن احترام میگذارد وحسن خانی استثنا نبوده!
نشسن دراشرف ولیبرتی وگوش دادن به سخنان ضدمردمی وضد علمی رجوی ونیز کار درآشپزخانه و جمع کردن مکرر آشغال های این کمپ ها وآنهم درخاک عراق وبدون کوچکترین ارتباطی با مردم و بدون داشتن اطلاعات کافی ازاوضاع جهانی، چرا باید مبارزه حساب شود؟!
روزی پیدا نمیشود که رسانه های باند رجوی از شمارش معکوس برای سرنگونی صحبت نکنند!
اگر مردم دراین انتخاب خود اشتباه کردند، چرا باید این منتخبان آنها مورد ترور وسوء قصد قرار گیرند که شماها کردید؟! حاکمیت نسبی روحانیت، معلول اوضاع اجتماعی- سیاسی زمان بود وشما بدون کنکاش وبررسی علل، معلول را به زیر سئوال ورگبار مسلسل هایتان قراردادید که نتیجه ای برای شما نداشت واگر داشت، دور شدن هرچه بیشترتان ازمردم بود!
ابر فرقه – قسمت شانزدهم
در نشست ها مسئولین به ما گفتند: که همه خواهران درخواست خود سوزی شان را به ما دادند تا برای خواهر مریم بفرستیم و منظورشان تکان دادن ما بود! بعدا همۀ ارتش آزادیبخش در عراق یعنی همه ماها هم کتبا درخواست خودسوزی دادیم. البته که نه مسعود رجوی دستور مستقیم خود سوزی داده بود و نه تشکیلات چنین دستوری را صادر کرده بود ولی غیر مستقیم دستوری را صادر کردند که عدۀ زیادی قصد انجام خود سوزی را کرده، و تعدادی نیز خود را سوزاندند.
با این نوع تحلیل کردن ها بود که خود را به این روز انداختید!
منظور ازطرح پرسش های بالا، دیدن نظرات عجیب درنوشته ایست که امضای آقای رضا قبرسی داشته و سرتیتر نوشته” دو رهبر، یک استراتژی” نام دارد که هرچه بیشتر به متن آن دقیق تر شدم، چیزی جز شاهکار تراوشات حماقت یک مغز انسانی رادرآن ندیده وناچار خواستم که با نقل گفته های این هموطن” قبرسی”، تعدادی ازمردم رانیز دراین حیرت خود شریک سازم!
کاش شما هم حذف می شدید واین بی آبروئی هارا بجان نمیخریدید!
اینکه جریان های مورد اشاره شما کاری کردند که کمتر ازشما تلفات بدهند ومجبور به روی آوردن به ترور و… نشوند، حداقل یک گام دراین خصوص ازشما موفق تر وجلوترند! اگر قراربود که آنها هم مثل شما دربرابر سیل بنیان کن مردمی که آن نوع انقلاب را می پسندیدند وتقریبا هیچ مخالفتی را با آن برنتافته وحاضر به ریشه کن کردن هر براندازی بودند، مقاومت کرده وسرانجام سر ازعراق متخاصم درآورده ودرادامه ی این گام کج، به نوکری اسرائیل وعربستان و… تن بدهند، آنها خوش شانس تر ازشما بوده اند!