یکشنبه, ۱۴ تیر , ۱۴۰۵
پی بردن به رفتارهای تبهکارانه ی رهبر عقیدتی مجاهدین 25 بهمن 1388

پی بردن به رفتارهای تبهکارانه ی رهبر عقیدتی مجاهدین

در شرایط کنونی که مجاهدین در باتلاق اشرف زمین گیر شده اند و با وجود دگرگونیهایی که در واقعیت های سیاسی پدیدار است و با در نظر گرفتن معادلات سیاسی، تحولات منطقه ای و بین المللی هنوز رهبر عقیدتی مجاهدین سعی دارد با تحت اسارت قرار دادن نیروهای مستقر در اشرف علیرغم اعتراض های مستمر خانواده ها و بستگانشان در ایران و سایر نقاط جهان، از آنان چون سپر انسانی برای اهداف قدرت طلبانه و شوم خویش استفاده کند.

گفتگو با آقای نصیر حیدری ـ قسمت سوم 20 بهمن 1388

گفتگو با آقای نصیر حیدری ـ قسمت سوم

آقای نصیر حیدری: شکنجه واقعی را با همه وجودم در قربانگاه اشرف لمس کردم. بعد از داستان چک امنیتی همه مواردی که رهبران مجاهدین به عنوان ارزش توی ذهن من کرده بودند یکی یکی زیر علامت سوال رفت بتدریج به همه چیز شک می کردم و در این رابطه با آنها درگیری داشتم.

شوخی بی مزه رهبری عقیدتی مجاهدین 15 بهمن 1388

شوخی بی مزه رهبری عقیدتی مجاهدین

رهبری عقیدتی مجاهدین اگر کمی از تعادل ذهنی و سلامت روانی برخوردار است باید به خوبی آگاه باشد که ملت بزرگ ایران با هر مرام سیاسی، تفکر و ایده ای که بدان پایبند است از فرقه تروریستی و جاسوس مجاهدین بیزار است و دار و دسته ی تبهکار رجوی را همچون ستون پنجم دشمنان قلمداد می کند و تحت هیچ شرایطی و توجیهی به آنان اجازه خودنمایی نخواهد داد.

گفتگو با آقای نصیر حیدری عضو سابق مجاهدین و ارتش آزادیبخش ـ قسمت دوم 14 بهمن 1388

گفتگو با آقای نصیر حیدری عضو سابق مجاهدین و ارتش آزادیبخش ـ قسمت دوم

سایر بچه هایی که با من در یک سلول بودند اعتقاد داشتند بازجوهای سازمان برای ایجاد رعب و وحشت رگ علیرضا را زده اند و می گفتند علیرضا دروغ می گوید که اقدام به خودکشی کرده است به او گوشزد کرده اند تا در باره ی شکنجه و آزارش با کسی حرف نزند. یادم است علیرضا طاهر لو را چون خیلی شکنجه کرده بودند سلول به سلول بازجوهای سازمان می چرخاندند تا سایر بازداشتی ها را بترسانند.

نگاهی به تمامیت خواهی رهبر عقیدتی مجاهدین 11 بهمن 1388

نگاهی به تمامیت خواهی رهبر عقیدتی مجاهدین

کردید در دوران چک امنیتی تعداد زیادی از اعضای مجاهدین را که در عراق بسر می بردند با طرح اتهام های واهی به زیر شکنجه بردند من نیز یکی از این افراد بودم که مورد اتهام قرار گرفتم و بشدت شکنجه شدم. در زمستان سال 73 یک شب داخل آسایشگاه بودم. هوشنگ دودکانی از فرماندهان قرارگاه اشرف سراغ من آمد و گفت: نصیر با من بیا و کمک کن تا یک بار را به داخل لندکروز بگذاریم، من با او رفتم تا کنار لندکروز که پشت آسایشگاه پارک شده بود. ناگهان هوشنگ دودکانی از پشت مرا گرفت و توسط دو تن دیگر که در آنجا بودند به نام حمزه رحیمی و منصور مداح مرا با زور و کتک داخل لندکروز انداختند و به مکانی به نام پی جی 11 بردند

پرواز در قفس – قسمت دوم 08 بهمن 1388

پرواز در قفس – قسمت دوم

در قرارگاه اشرف هر فرد تشکیلاتی می بایست روزانه یک گزارش در مورد دیگران به مسئولین می نوشت که بین بچه ها معروف بود به زدن به این و یا آن فرد و این آتوی خوبی بود در دست مسئولین سازمان و آنان در نشست ها به عنوان یک نقطه ضعف بر علیه افراد بکار می گرفتند. یعنی افراد را بر علیه هم می شوراندند و نسبت به هم عقده ای می کردند. البته نفراتی نیز بودند که بخاطر خود شیرینی و تملق و چاپلوسی افراد دیگر را در دام مسئولین می انداختند تا چند صباحی از بی حرمتی مسئولین دور بمانند.

بررسی نقض حقوق بشر در فرقه ی رجوی – قسمت بیست و چهارم 04 بهمن 1388

بررسی نقض حقوق بشر در فرقه ی رجوی – قسمت بیست و چهارم

در قرارگاه اشرف ما با کابوس مواجه بودیم. تحت وحشتناک ترین فشار های روحی و روانی بودیم. در چنین شرایطی من نوعی چگونه می توانم به عاطفه و احساسات خانوادگی فکر کنم؟ به نظر من اصلا جا ندارد شما وقتی از مهران سوال می کردید و ایشان توضیح می داد. ذهنم ناخود آگاه به موضوع عاطفه زوم کرد که آیا من در قرارگاه اشرف عاطفه ای داشتم یا شرایط قرارگاه اشرف طوری بود که عواطف را در وجود آدمی به مرور زمان خفه می کرد!!

روند انحطاط و پوسیدگی دار و دسته ی رجوی 01 بهمن 1388

روند انحطاط و پوسیدگی دار و دسته ی رجوی

رهبری عقیدتی مجاهدین و سایر سران کلیدی فرقه، تبحر و مهارت خاصی در وارونه نمایی مفاهیم دنیای مدرن و مخدوش کردن آرمان های متعالی و انسانی و مبارزاتی دارند. شخص است هر جریان و پدیده ی انسانی، اجتماعی و سیاسی اگر در مسیر تدارک بهزیستی انسانها گام بر ندارد و یا با قانونمندیهای حاکم بر تحولات تاریخی و اجتماعی سازگار نگردد به لحاظ ماهوی دچار دگردیسی و سپس روند انحطاط خویش را استارت خواهد زد.

خاطرات مرضیه قرصی – قسمت بیست و هفتم 23 دی 1388

خاطرات مرضیه قرصی – قسمت بیست و هفتم

روز آخر برای بچه های کمپ که به جهت کمک و همدلی به من پول داده بودند. نامه تشکر آمیز نوشتم و همچنین به مسئولین سازمان مجاهدین و به مریم رجوی هم نامه نوشتم که پولها و طلاهای مرا سر انجام ندادید و در نامه ی سراسر گلایه آمیزم اشاره کردم که او یعنی مریم هر روز در اروپا یک نوع لباس می پوشد، پشت تلویزیون ژست می گیرد و از کمک به خلق ایران به دروغ حرف می زند. در نامه به مریم گوشزد کردم شما دم از عاطفه می زنید اما عاطفه ندارید اگر واقعا بویی از عواطف انسانی برده بودید مرا چندین سال از فرزندم سعید دور نگه نمی داشتید.

گفتگو با آقای سیامک حاتمی – قسمت چهاردهم 13 دی 1388

گفتگو با آقای سیامک حاتمی – قسمت چهاردهم

بعد پروژه خوانیها و نوشتن فاکتها و اعتراف به اشتباهات و خطاها شروع شد. این مرحله واقعا خیلی سخت و ناراحت کننده برای اغلب نیروها بود. باید 100% این پروسه را طی می کردی و بر علیه خودت می نوشتی. فقط مجاز بودی اشکالات، انتقادات و نظرات را در برگه بنویسی و برای مسئول بالاتر بگویی. بدین صورت که نشست بصورت لایه ای در FM برگزار می شد فاکت ها را نفر می خواند. اسامی را مهناز می گفت. صمد کلانتری و زنان F قرارگاه و مسئولین برادر هم در نشست بودند. نفر، فاکت های خودش را می خواند. کارهای نکرده اش را می گفت؟!!

تاملی بر مصاحبه مریم عضدانلو با خبرگزاری فرانسه 12 دی 1388

تاملی بر مصاحبه مریم عضدانلو با خبرگزاری فرانسه

مریم عضدانلو این روزها به جای تامل در وضعیت تراژیکی که فرقه ی تروریستی مجاهدین در آن قرار دارد در تلاش است با لاپوشانی حقایق و واقعیت های روشن و مشخص از سرنگونی نظام سیاسی حرف بزند. ایشان فراموش کرده است که فرقه ی تروریستی مجاهدین طی بیش از دو دهه اقدامات تروریستی و کشتار شهروندان غیر نظامی و بیگناه و نیز جاسوسی رهبران مجاهدین برای بیگانگان در بن بست دهشتناکی گیر کرده است.

گفتگو با خانم فاطمه امیری – قسمت هفتم 03 دی 1388

گفتگو با خانم فاطمه امیری – قسمت هفتم

خوب مشخص است رهبران مجاهدین از خشونت و درگیری بین افراد اشرف و پلیس عراق نفع میبرند آنها می خواهند مظلوم نمایی کنند و همین که در سیمای آزادی مرتب تبلیغ می کنند چند نفر کشته دادند برای مظلوم نمایی است. بالاخره نیروهای عراق فکر می کنم قصد درگیری نداشتند ولی رهبران سازمان برخی از افراد اشرف را تحریک به درگیری می کردند و اوضاع را شلوغ کردند تا درگیری اتفاق بیافتد

blank
blank
blank