گفتگو با آقای سیامک حاتمی – قسمت ششم
بعد از زندان و شکنجه روانی و جسمی اغلب افراد آزاد شده دچار افسردگی شده بودند ترس شدیدی در وجود ما لانه کرده بود دیگر همان افراد سابق نبودیم با روحیه نترس و شجاع و آرمان هایی که حاضر بودیم برای آن بمیریم و به راحتی از جان خود مایه بگذاریم. افراد ترسویی شده بودیم که با کوچک ترین اشاره و نهیب فرماندهانمان ترس بر ما مستولی می شد و سعی داشتیم هر طور شده آنان را از خودمان راضی کنیم و مورد رضایت آنان باشیم. در نشست ها هیچگاه تصور اعتراض و یا انتقاد از ذهنمان عبور نمی کرد. باورمان نمی شد که رهبران سازمان مجاهدین خلق این همه قساوت داشته باشند.
اعتراض خانواده ها، ناکامی منطق مجاهدین
آقای دکتر وحید پژمانفر با درک حقایق و واقعیات مربوط به فرقه ی خشونت طلب رجوی از اینکه آزادی و استقلال برادرش در طی بیست سال از سوی رهبری عقیدتی مجاهدین بی اهمیت قلمداد شده است و سردمداران مجاهدین تاکنون به درخواست مکرر او و اعضای خانواده اش جهت تماس و یا دیدار حضوری با برادرشان علیرضا بعد از بیست سال پاسخی نداده اند.
بررسی نقض حقوق بشر در فرقه رجوی – قسمت هیجدهم
شیوه ها و برخوردهای تحقیر آمیزی که در رابطه با افراد معترض و خواهان خروج از قرارگاه اشرف از سوی رهبران مجاهدین اعمال می شد مغایرت آشکاری با اصول و پرنسیب های اخلاقی داشت اما دارودسته رجوی بی محابا برخوردهای تند و خشنی با افراد تشکیلاتی منتقد و معترض خودشان داشتند که از نظر معیارهای حقوق بشری توجیه پذیر نیست.
نقد مناسبات حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت بیست و نهم
حتی به خانم هائی که مسئله دار باشند نیز امکان ارتقای تشکیلاتی در سازمان نمی دهند. ببینید به قدری رهبران سازمان پیچیده و زیرکانه برای افراد متناقض و مسئله دار برنامه ریزی می کنند تا در مراتب تشکیلاتی خرد و له شان کنند. چرا خانم مهناز تبریزی با آن همه سابقه و توانائی ارتقای تشکیلاتی ندارد؟ چون خیلی ها می دانند خانم تبریزی مسئله دار بود او به علت کار سنگین بیمار شده بود. این اواخر نیز احتمال خروجش از قرارگاه اشرف زیاد بود
تاملی بر سفر خانم مریم عضدانلو به آلمان
همگان و به خصوص سیاستمداران کشورهای عضو اتحادیه اروپا و امریکا به خوبی می دانند دارودسته ی تروریست مجاهدین در بیش از دو دهه متحد استراتژیک رژیم استبدادی صدام و همسو با نیروهای امنیتی و نظامی بعثی در کلیه تحرکات خشونت آمیز و طراحی عملیات تروریستی بر علیه شهروندان دو ملت ایران و عراق نقش بارزی داشته و فعالانه در کشتار و ترور غیر نظامیان شرکت کرده اند.
خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت هفدهم
همه دغدغه من خروج از قرارگاه اشرف و بازگشت به ایران بود. دلم برای فرزند بیگناهم سعید خیلی تنگ شده بود. احساس گناه می کردم که چرا ده سال پیش به تور رابطین سازمان افتادیم و به عراق آمدیم تا چنین سرنوشت شومی پیدا کنم و وادارم کنند از پسر نازنینم سعید که هنوز شیر می خورد برای همیشه جدا شوم و دیگر او را نبینم.
نامه به سفیر محترم کشور آلمان
، از مقامات سیاسی دولت آلمان انتظار دارم به جای میزبانی از خانم مریم عضدانلو رهبر سکت مذهبی و گروهی ستیزه جو که طی بیش از دو دهه جز به ترور و کشتار شهروندان ایرانی و عراقی نیندیشیده است و در این راه و مسیر نامقدس و ضد بشری از سوی صدام منفورترین چهره تاریخ بشریت مورد حمایت همه جانبه قرار گرفته بود، ایشان را به دادگاه صالحه تحویل دهند تا به جرم اقدام علیه بشریت تحت محاکمه عادلانه قرار گیرد.
گفتگو با آقای سیامک حاتمی – قسمت پنجم
. انسانها مثل اینکه ارزشی برای مسعود و مریم و سایر رهبران سازمان نداشتند. شعارهای آنها را وقتی از رادیو در ایران می شنیدم تحت تاثیر قرار گرفتم اما وقتی به داخل مناسبات سازمانی آنها وارد شدم، فاجعه را از نزدیک حس کردم، متوجه شدم انسانها را با فریب به درون مناسبات ضد انسانی سازمان هل داده اند و کسی را یارای فرار از آن محیط وحشت و خفقان نبود. خیلی برای من غیر عادی بود شرایطی را تحمل کنم که حتی در همه ی عمرم تا آن لحظه ی ورودم به قرارگاه اشرف تصورش را هم نمی کردم.
رهبری عقیدتی مجاهدین، از ابتذال تا وقاحت
مطالعه و تامل در نامه ی پدر و مادر آقای اکبر خسروی که به مقامات صلیب سرخ نوشته اند ؛ و فرزندشان اکبر سالهای طولانی ست بدون هیچ امکان تماس و یا ارتباط با خانواده اش در ایران تحت سیطره ی فرقه رجوی در قرارگاه اشرف بسر میبرد، بوضوح انگیزههای اعتراضی نیرومند والدینی چشم انتظار و غمناک را به تصویر می کشد که از اسارت ذهنی و فیزیکی فرزندشان در مناسباتی غیر دموکراتیک در عصر کنونی، بستوه آمده اند.
بررسی نقض حقوق بشر در فرقه رجوی – قسمت هفدهم
یعنی شرکت در نشست جزو الزاماتی بود که هر کسی می خواست در مناسبات سازمان بماند باید رعایت می کرد و باید عملیات جاری را می پذیرفت. یعنی از نظر مسعود جمع پذیری را. حالا جمع پذیری و عملیات جاری را اگر بخواهیم خوب معنا کتیم می توان گفت فردیت افراد فدای سازمان می شد. این موضوع فکر میکنم عاملی شد تا همانطور که دوستانم در اینجا گفتند مسئولین سازمان بتوانند به اصطلاح ذهن بچه ها را بخوانند و بر ذهن آنها حتی کنترل شدید داشته باشند.
نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت ۲۸
در واقع مریم که الگو و نماد زنان تشکیلاتی مطرح می گردد خود پیرو و مرید مراد و قطب خویش مسعود است و بدینگونه به زنان قرارگاه اشرف طی القائات سیستماتیک و فرآیند پیچیده شستشوی ذهنی به افراد و زنان تشکیلاتی تلقین می کنند مسعود انسانی همانند سایرین نیست و بایستی از او اطاعت محض و کورکورانه کرد.
قربانیان مناسبات ضد دموکراتیک مجاهدین
بر همگان آشکار است چنین مناسبات و شرایطی که در قرارگاه اشرف پدید آمده است بی شک ناقض حقوق بشر و توهین به شان و کرامت انسانهاست. با مطالعه و دقت در سوابق تروریستی فرقه مجاهدین دولت های غربی پی برده اند، دارودسته مجاهدین همانند فرقه های بنیادگرا و خشونت طلبی چون القاعده دشمن دموکراسی و تمدن بشمار می روند و بدین خاطر مجاهدین را در لیست گروه های تروریستی طبقه بندی کردند.