فرقه گرایی مجاهدین

کارکرد رسانه در تشکیلات مجاهدین خلق

در دنیای مدرن، رسانه واسطه‌ای میان واقعیت بیرونی موجود و مردم است. رسانه برای رساندن اطلاعات درباره واقعیت موجود به مردم جامعه خویش، حق دخل و تصرف در واقعیت را ندارد. شفافیت در انتقال پیام به جامعه مخاطب، بر مبنای وزن و ارزش خبری پیام موجب افزایش آگاهی و رشد فکری افکار عمومی می‌شود. یک رسانه اصیل و معتبر با پوشش آزادانه اخبار و در عین حال پاسخگو بودن به افکار عمومی اعتماد مخاطبان خود را جلب می کند. در مقابل، پاسخگو و شفاف نبودن، رسانه را تبدیل به ماشین تبلیغاتی یا به عبارت بهتر پروپاگاندا می‌کند.

در جوامعی با ایدئولوژی بسته و توتالیتر کارکرد رسانه به صحنه آرایی برای اشاعه ایده مرکزی حکمرانان محدود می‌شود. در حالی که یک رسانه واقعی همه نظرات را در اختیار مخاطب قرار می‌دهد و با استفاده از ابزارهایی چون درک عمومی، تحقیق کردن و ارائه شواهد به مخاطب خود کمک می‌کند که درک دقیق‌تری از واقعیت های بیرونی داشته باشد. در غیر این صورت رسانه با حذف صدای مخالف و اقلیت و عدم شفافیت و پاسخگویی در تولید محتوا، صرفا در حد یک بوق عمل می کند.

در تشکیلات مجاهدین خلق رسانه ها در قالب شبکه تلویزیونی، رادیو، وبسایت و شبکه های مجازی تنها ایده مرکزی سران تشکیلات را انعکاس می‌دهند. برای نمونه در تلویزیون تشکیلات با نام «سیمای آزادی»، هرگز میهمان، منتقد، کارشناس یا خبرنگاری مشاهده نمی‌کنید که به تشکیلات مجاهدین خلق و عملکرد آن در طول سالیان از زاویه ای متفاوت با آنچه تشکیلات به تصویر می کشد، بپردازد.

سران مجاهدین خلق رسانه را نه ابزار بازتاب واقعیت بیرونی به مخاطبان خود بلکه ابزار حفظ اعضای درونی و صیانت از بقای تشکیلات می‌دانند. از همین رو است که رسانه تک صدایی چون سیمای آزادی و وبسایت‌ها و کانال های تلگرامی پر شمار این گروه مخاطب چندانی در خارج از تشکیلات ندارند و یکی از گواهان آن بی پاسخ ماندن فراخوان های هر روزه سران تشکیلات برای قیام در ایران است. در حالی که می دانیم قدرت رسانه و شبکه های مجازی می‌تواند چنان باشد که اعتصاب کامیون داران یا اعتراض به گرانی بنزین را رقم بزند. قدرتی که رسانه‌های رسمی مجاهدین خلق هرگز در آن تاثیری ندارند.

نکته دیگر که در این مقوله لازم است به آن پرداخته شود، رابطه سران تشکیلات مجاهدین خلق با رسانه‌های دیگر است. رابطه ای که از اساس ناموجود است. در طول چند دهه گذشته، رهبران مجاهدین خلق خواه مسعود رجوی — تا پیش از ناپدید شدن – خواه مریم رجوی هیچ مصاحبه ای با رسانه ای خارج از تشکیلات نداشته اند. بارها در مقالات تحقیقی خارجی از روزنامه نگاران معتبر می‌خوانیم که مسئولین مجاهدین خلق پاسخگوی درخواست آن‌ها برای مصاحبه نبوده‌اند.

در سال های اخیر بارها روزنامه نگارانی از رسانه هایی معتبر تلاش داشته‌اند تا گزارشی از درون تشکیلات مجاهدین خلق تهیه کنند اما تشکیلات پیام و تمس های تلفنی آن ها را بی پاسخ گذاشته است و در چندین مورد مانع از ورود آن ها به قرارگاه‌هایش در آلبانی شده است و گاه با ضرب و شتم و بدرفتاری با خبرنگاران آن ها را مزدور جمهوری اسلامی خطاب کرده است.

علاوه بر این، در حالی که مجاهدین خلق خود فاقد شفافیت رسانه‌ای هستند، به ندرت کارشناس یا سخنگویی از این تشکیلات دیده می‌شود که در رسانه های فارسی زبان حاضر شود و به پرسش‌ها و انتقاداتی که درباره عملکرد تشکیلات مطرح است، پاسخ دهد. تنها درصورتی یک سخنگو از مجاهدین خلق را در رسانه ای به غیر رسانه های خود تشکیلات می بینید که رسانه میزبان، حامی احزاب جنگ طلب آمریکا باشد. به همین دلیل است که گهگاه ممکن است افرادی چون علی رضا جعفر زاده به عنوان تحلیل گر مسائل ایران در شبکه فاکس نیوز دیده شود که در حال پیشبرد خط مشی مسعود رجوی است. درواقع، این مورد از موارد بسیار معدود از حضور مجاهدین خلق در رسانه غیرخودی است که نتیجه لابی های بسیار گسترده در راهروهای دفاتر حزب جمهوری خواه و رسانه های آن است.

بدین ترتیب، می‌توان گفت که از منظر مجاهدین خلق، رسانه یعنی هر ابزاری که بتواند تشکیلات را به اهدافش نزدیکتر کند و بقای آن را تضمین کند. رسانه واقعی نه تنها برای مجاهدین خلق مفید نیست بلکه تهدیدی جدی برای ساختار توتالیتر تشکیلات و ایدئولوژی ساخته و پرداخته شخص مسعود رجوی، تلقی می‌شود.

مزدا پارسی

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا