با سلام خدمت علی شیرگاهی پسر عموی خوبم امیدوارم حالت خوب باشد . من برای دیدار با تو چندین بار به اشرف و لیبرتی در عراق آمدم. ولی متاسفانه هر بار با زدن سنگ و توهین های مسئولین سازمان مواجه شدم. اکنون قصد ندارم به گذشته بپردازم. وقتی به کشور آلبانی رفتید فکر می کردم […]
با سلام خدمت علی شیرگاهی
پسر عموی خوبم امیدوارم حالت خوب باشد .
من برای دیدار با تو چندین بار به اشرف و لیبرتی در عراق آمدم. ولی متاسفانه هر بار با زدن سنگ و توهین های مسئولین سازمان مواجه شدم. اکنون قصد ندارم به گذشته بپردازم. وقتی به کشور آلبانی رفتید فکر می کردم دست تان بازتر می شود و می توانی با خانواده ات تماس بگیری و از وضعیت خودت ما را خبردار کنی ولی چه سود که این آرزو سرابی بیش نبود و باز تکرار همان سناریویی که برای شما نوشته بودند، شروع شد. تماس با خانواده مرز سرخ است و اینگونه سعی کردند همچنان تو پسر عموی خوبم را در حصار تشکیلاتی نگهدارند. ولی من به تو ایمان دارم و می دانم اگر ذره ای به سالهای گذشته و آنچه که در آن تشکیلات به تو گذشته فکر کنی، خواهی توانست از آنها جدا شوی و زندگی جدیدی را تجربه کنی .
علی جان ما اعضای خانواده همیشه به یادت هستیم و خاطرات تو را مرور می کنیم. ایکاش در کنار ما بودی و معنی زندگی و آزادی را درک می کردی .
علی جان هنوز دیر نشده، تو می توانی مانند بقیه دوستانت زندگی جدیدی را آغاز کنی و ما اعضای خانواده همیشه در کنارت خواهیم بود.
به امید دیدار علی جان پسر عموی خوبم.
موسی شیرگاهی
مازندران – شهر آمل – روستای قصاب کتی

