در قسمت قبل به سخنرانی مریم رجوی که در آن گفته بود حقوق زنان باید در تمامی پهنه ها به رسمیت شناخته شود پرداختم و نوشتم که این حرف کاملاً درست است اما برای اینکه ببینیم مریم رجوی تا چه میزان به این حرف اعتقاد دارد بهترین راه بررسی مناسبات مجاهدین خلق است که بر […]
در قسمت قبل به سخنرانی مریم رجوی که در آن گفته بود حقوق زنان باید در تمامی پهنه ها به رسمیت شناخته شود پرداختم و نوشتم که این حرف کاملاً درست است اما برای اینکه ببینیم مریم رجوی تا چه میزان به این حرف اعتقاد دارد بهترین راه بررسی مناسبات مجاهدین خلق است که بر پایه اعتقادات و دستورات او و رجوی اداره می شود. بر این اساس آنچه او به عنوان حقوق زنان که باید در تمامی پهنه ها به رسمیت شناخته شود بیان کرد را با وضعیت و شرایط زنان در تشکیلات مجاهدین خلق مقایسه کردم تا مشخص شود آنچه او به عنوان حقوق زن در حرف بیان می کند با آنچه که برای زنان در تشکیلات مجاهدین خلق به اجرا در می آورد 180 درجه با هم اختلاف دارند.
در قسمت قبل به “آزادی انتخاب کردن و انتخاب شدن” و “حق انتخاب آزادانه پوشش” اشاره کردم. در این قسمت به چند مورد دیگر می پردازم.
– آزادی اشتغال: یکی دیگر از حقوقی که مریم رجوی در صحبت های خود مدعی شد باید به رسمیت شناخته شود “آزادی اشتغال” برای زنان بود. اما در مناسبات مجاهدین خلق زنان به هیچ عنوان حق انتخاب شغل را ندارند. در حقیقت زنان و مردان حق هیچ انتخابی را ندارند. از زمانی که فردی وارد تشکیلات بسته مجاهدین خلق می شود، بطور کامل با دنیای بیرون ارتباطش قطع می گردد مگر در مواردی که برای تشکیلات و منافع رجوی ها کاری لازم باشد.
بر اساس قوانینی که رجوی ها بر تشکیلات حاکم کرده اند هر کسی که به عنوان عضو وارد این تشکیلات می شود تمام وقت در اختیار رجوی هاست و زمانی برای خودش ندارد. بله زمانی برای خودش ندارد که حتی بتواند در آن زمان آزادانه فکر کند چه رسد به اینکه بتواند شغلی داشته باشد. اعضا بدلیل جدا شدن از جامعه و محدود شدن در یک محیط بسته، به مرور توانایی ها و تخصص هایی که قبل از پیوستن به تشکیلات مجاهدین خلق داشتند را نیز از دست می دهند.
اگر کسی به کاری که به او می سپارند اعتراض داشته باشد مورد برخورد تشکیلاتی قرار می گیرد.
همه باید فقط همان کاری را بکنند که برای شان مشخص می شود. اگر کسی به کار خاصی علاقه نشان بدهد به هیچ وجه به او اجازه نمی دهند در آن کار وارد شود. در ضمن مورد برخورد تشکیلاتی و حسابرسی هم قرار می گیرد و در نهایت باید اعتراف کند که علت علاقه اش به فلان کار این بوده که هدفی غیر تشیکلاتی و ضد انقلابی (انقلاب طلاق رجوی) را در ذهن داشته و به همین دلیل مرتکب گناه شده است و باید در جمع به گناهش اعتراف کرده و مورد شدیدترین برخوردها و تحقیرها قرار بگیرد و دیگر سراغ آن کار نرود.
– حق استفاده بدون تبعیض از کلیه امکانات هنری و ورزشی: در این زمینه البته تبعیضی بین زنان و مردان در تشکیلات مجاهدین خلق نیست چون همه آنها از این حق محروم هستند.
اعضای مجاهدین خلق بدلیل ممنوع بودن خروج آزادانه و انفرادی از مقر، هیچگاه به سینما یا استادیوم ورزشی نمی روند. آنها نمی توانند به تئاتر یا کنسرت بروند. نمی توانند از یک نمایشگاه نقاشی یا نمایشگاهی در زمینه دیگر هنرها بازدید کنند. آنها تیم محبوب ورزشی ندارند چون اصلاً اجازه رفتن به استادیوم یا حرف زدن در این باره را ندارند. بسیاری از اعضای مجاهدین خلق بخصوص هرچه سابقه بیشتری داشته و زمان بیشتری در محدودیت تشکیلاتی زندگی کرده باشند حتی معروف ترین هنرپیشه ها و ورزشکاران ایران و جهان را نمی شناسند. آنها اجازه استفاده از وسایل ارتباط جمعی را نداشته و دسترسی آزادانه و انفرادی به اینترنت برای شان ممنوع است تا لااقل از این طریق ورزش و هنر دلخواهشان را دنبال کنند. البته برای اعضای مجاهدین حتی اظهار این که به ورزش یا هنری خاص یا ورزشکار یا هنرمندی علاقه دارند ممنوع است. چون در این صورت یعنی ذهن شان از کنترل خارج شده و باید جواب پس بدهند که چرا به چیزهایی غیر از انقلاب ایدئولوژیک (انقلاب طلاق) و رجوی ها به عنوان رهبر عقیدتی فکر کرده اند و دچار انحراف شده اند!
ادامه دارد…
ایرج صالحی

