مجاهدین از همدستی با صدام تا شعار آتش بس

پس از دهه ها فعالیت تروریستی مجاهدین علیه امنیت ملی ایران، این روزها شاهد تغییر موضع ظاهری مریم رجوی هستیم. او که زمانی در کنار دیکتاتور بعثی صدام حسین ایستاد و مستقیماً به تجاوز به خاک ایران مشروعیت بخشید، حالا سعی دارد خود را در لباس هوادار “آتش بس” و مخالف حمله نظامی آمریکا به […]

پس از دهه ها فعالیت تروریستی مجاهدین علیه امنیت ملی ایران، این روزها شاهد تغییر موضع ظاهری مریم رجوی هستیم. او که زمانی در کنار دیکتاتور بعثی صدام حسین ایستاد و مستقیماً به تجاوز به خاک ایران مشروعیت بخشید، حالا سعی دارد خود را در لباس هوادار “آتش بس” و مخالف حمله نظامی آمریکا به زیرساختهای ایران نشان دهد. این تغییر موضع اما نه از سر مردم دوستی، که تاکتیکی برای بقای سیاسی و کاستن از حجم تنفری است که ملت ایران نسبت به او و سازمان تروریستی اش در دل دارند.

۱. کارنامه سیاه همدستی با دشمن بعثی
مریم رجوی و همسرش مسعود رجوی در اوج جنگ تحمیلی (دهه ۶۰)، با تشکیل ارتش موسوم به آزادیبخش ملی در خاک عراق، مستقیماً در کنار صدام علیه ایران جنگیدند. لباس نظامی بعث را بر تن کردند، از حملات شیمیایی صدام به حلبچه دفاع کردند و حتی در عملیات فروغ جاویدان (فروردین ۱۳۶۷) به قصد تصرف تهران، به مواضع نیروهای ایرانی یورش بردند. این همکاری مستقیم با متجاوزی که صدها هزار ایرانی را به خاک و خون کشید، هرگز از حافظه تاریخی این ملت پاک نخواهد شد.

۲. قربانیان ترور؛ بیش از ۱۷۰۰۰ هموطن
سازمان تروریستی رجوی ها تنها در فاصله سالهای ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۵، مسئول بیش از ۱۲ هزار عملیات تروریستی در داخل ایران بوده است. ترور نخبگان سیاسی، روحانیون، قضات، زنان و کودکان عادی، و بمبگذاری در اماکن دولتی و عمومی (از جمله دفتر حزب جمهوری اسلامی) بخشی از کارنامه این گروه است. تعداد کل شهدای ترور توسط این جنایتکاران به بیش از ۱۷ هزار نفر می رسد. آیا می توان این جنایات را نادیده گرفت؟

۳. تحریمهای ظالمانه که سفره مردم را نشانه رفت
مریم رجوی در دهه های اخیر، یکی از چهره های اصلی لابی تحریم علیه ایران در پارلمان های اروپایی و آمریکا بوده است. او بارها از اعمال تحریم های نفتی، بانکی و تسلیحاتی حمایت کرد، تحریم هایی که مستقیماً قدرت خرید مردم، دسترسی به دارو و معیشت اقشار ضعیف را هدف قرار داد. اکنون ادعای “نگرانی از حملات به زیرساختها” در حالی مطرح می شود که سالها او و سازمانش عامل اصلی تشدید فشار حداکثری علیه مردم عادی ایران بودند.

۴. حمله به دیپلمات ها و اماکن غیرنظامی
ترور دیپلمات های ایرانی در خارج از کشور، حمله به کنسولگری های ایران نیز از دیگر جنایاتی است که هرگز مرور زمان نمی پذیرد.

۵. نمی توان گذشته را پاک کرد
ملت ایران به خوبی می داند که این تغییر موضع ظاهری، صرفاً تلاشی برای فرار از اتهام همدستی با دشمن شماره یک ملت ایران (صدام) و خونریزی گسترده است. همانگونه که سازمان تروریست مجاهدین ضد خلق پیش از این نیز بارها تغییر چهره داده (از ایدئولوژی چپ به ادعای دفاع از دموکراسی و حقوق بشر)، امروز نیز شعار آتش بس را برای حفظ مشروعیت خود در رسانه های غربی و شاید مذاکره برای مصونیت قضایی به کار گرفته است.

اما حافظه تاریخی ایرانیان فراموش نمیکند:
• تصویر سرکرده خائن مجاهدین خلق در کنار صدام
• سخنرانی های او در حمله به شهرهای ایرانی.
• لیست بلند بالای ۱۷ هزار ترور و بیش از ۱۰۰ هزار زخمی و معلول جنگی.
• و مهمتر از همه، لبخند رضایت او بر جنایتی به نام اتاق بازجویی مشترک با استخبارات عراق.

مریم رجوی امروز که می داند ایران از شبکه نفوذ منطقه ای قدرتمندی برخوردار است و حمله نظامی احتمالی به صرفه آمریکا نیست، به تاکتیک ایران دوستی صوری پناه آورده تا شاید از میزان دشمنی مردم کاسته شود. اما این تاکتیک، در برابر شعله خشم عمومی و عدالت تاریخی، هرگز کارساز نخواهد بود. ملت ایران، رجوی و سازمانش را نه طرفدار آتش بس که طرفدار هر جنگی علیه ایران به یاد دارند. همانطور که همدستی با صدام را فراموش نکردند، این نقش جدید را هم تاکتیکی برای بقا می دانند، نه تغییری در ذات.
تاریخ، جنایتکاران حقیقی را از مدعیان دروغین جدا می کند.

سالاری