خائنین و وطن فروشان در ترازوی تاریخ

امنیت و آرامش پایدار، گوهری است که ملت ایران همواره برای حفظ آن کوشیده است. جمهوری اسلامی ایران در سال‌های اخیر شاهد تلاش‌های گسترده‌ گروه‌های معاند و بدخواهی بوده است که با هدف براندازی و ایجاد تفرقه، دست به اقدامات خصمانه زده‌اند. در این میان، گروه تروریستی مجاهدین، جریان سلطنت‌طلبان، گروه‌های تجزیه‌طلب و جبهه‌ استکبار […]

امنیت و آرامش پایدار، گوهری است که ملت ایران همواره برای حفظ آن کوشیده است. جمهوری اسلامی ایران در سال‌های اخیر شاهد تلاش‌های گسترده‌ گروه‌های معاند و بدخواهی بوده است که با هدف براندازی و ایجاد تفرقه، دست به اقدامات خصمانه زده‌اند. در این میان، گروه تروریستی مجاهدین، جریان سلطنت‌طلبان، گروه‌های تجزیه‌طلب و جبهه‌ استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا و اسرائیل، با بهره‌گیری از بستر مساعد رسانه‌های معاند، سعی در برهم زدن امنیت و انسجام ملی داشته‌اند.

اما در مسیر تحقق این هدف، همواره جریاناتی در داخل و خارج از مرزها، سعی در خدشه‌دار کردن این امنیت داشته‌اند. در سال‌های اخیر، سه طیف اصلی — یعنی گروه تروریستی مجاهدین ، جریان سلطنت‌طلب و گروه‌های تجزیه‌طلب قومی — به مثابه ستون‌های اصلی عملیات روانی و ضربه به پیکر ملت ایران عمل کرده‌اند.

این نوشتار به تحلیل نقش این بازیگران در رویدادهای مهمی چون «جنگ دوازده‌روزه خرداد ۱۴۰۴» که در میانه مذاکرات حساس رخ داد و نمادی از پیمان‌شکنی دیپلماتیک و خیانت آمریکا به فرآیندهای دیپلماتیک بود، «آشوب‌های خیابانی دی‌ماه ۱۴۰۴» که با هدف تجزیه تمامیت ارضی ایران صورت گرفت و مصداق عینی وطن‌فروشی بود، و «جنگ ناعادلانه‌ی چهل‌روزه» که از نهم اسفند ۱۴۰۴ آغاز شده و تاکنون ادامه دارد، می‌پردازد. در طول این رویدادها، مصادیق متعددی از خیانت مشاهده شد، از جمله همکاری با دشمنان خارجی، انتشار گسترده‌ اطلاعات غلط با هدف تحریک افکار عمومی و ایجاد شورش، ایجاد اخلال در زیرساخت‌های حیاتی کشور، پذیرش حمایت مالی و سیاسی از قدرت‌های متخاصم، و همسویی با جبهه‌ی استکبار در جنگ روایت‌ها. همچنین، حمایت‌های آشکار خارجی از سوی رژیم صهیونیستی و آمریکا از این گروه‌ها، ماهیت ضدایرانی این ائتلاف را نمایان ساخت.

اوج‌گیری فتنه در خرداد ۱۴۰۴؛ جنگ دوازده‌روزه؛ خیانت به دیپلماسی

خرداد ماه ۱۴۰۴ شاهد رویدادی بود که بسیاری آن را «جنگ دوازده‌روزه» نامیدند؛ ترکیبی از حملات سایبری گسترده، عملیات روانی هدفمند و ناآرامی‌های محدود اما سازمان‌یافته در برخی شهرهای کشور.
این حوادث در حالی رخ داد که ایران در حال مذاکرات دیپلماتیک مهمی بود؛ رویدادی که جهان را در حیرت فرو برد و نشان از پیمان‌شکنی و خیانت آشکار ایالات متحده به فرآیندهای دیپلماتیک و تعهدات بین‌المللی تلقی شد.
در بطن این حوادث، ردپای گروه تروریستی مجاهدین که سابقه‌ای دیرینه در همکاری با دشمنان خارجی بویژه اسرائیل دارد، به وضوح دیده می‌شد. اسناد و گزارش‌های نهادهای امنیتی، از نقش کلیدی این گروه در هدایت آشوبگران از طریق شبکه‌های ارتباطی پنهان، تولید و انتشار گسترده اخبار جعلی (Fake News) و تحریک افکار عمومی حکایت داشت. این اقدامات، مصداق بارز خیانت به امنیت ملی و همکاری با دشمنان خارجی تلقی شد.
در این میان، جریان سلطنت‌طلب نیز تحت امر سرویس جاسوسی اسرائیل «موساد»، با بهره‌گیری از شبکه‌های رسانه‌ای خود در خارج از کشور، تلاش کرد تا با بزرگ‌نمایی مشکلات و القای ناکارآمدی نظام، بر موج نارضایتی‌ها سوار شود. این رویکرد، اگرچه با ادعای «میهن‌پرستی» توجیه می‌شد، اما در عمل هدفی جز تضعیف همبستگی ملی و تسهیل اقدامات دشمنان نداشت.

تداوم اغتشاش و گسترش نفاق در دی‌ماه ۱۴۰۴

دی‌ماه همان سال، ایران شاهد دور جدیدی از ناآرامی‌های خیابانی بود که برخلاف ظاهر مردمی، در پس پرده از هدایت و حمایت سرویس‌های اطلاعاتی خارجی و گروه‌های اپوزیسیون خارجی بهره می‌برد. در این مرحله، «گروه‌های تجزیه‌طلب قومی» نیز فعال‌تر شدند و در برخی مناطق، با سوءاستفاده از مطالبات اجتماعی، سعی در ایجاد شکاف‌های هویتی و قومی داشتند. این اقدامات، که با هدف تجزیه تمامیت ارضی ایران صورت گرفت، مصداق عینی وطن‌فروشی است.
عمده‌ی عملیات در این دوره به فضای مجازی منتقل شد؛ جایی که اتاق‌های فکر پشت پرده، اقدام به تولید و انتشار گسترده‌ محتوای تحریک‌آمیز، آموزش ساخت مواد آتش‌زا و سازماندهی تجمعات می‌کردند. گروه تروریستی مجاهدین، با سابقه‌ی طولانی در عملیات فریب، نقش اصلی را در شبکه‌سازی، مدیریت کمپین‌های اطلاعات نادرست و ایجاد اخلال در زیرساخت‌های حیاتی کشور ایفا کرد.
سلطنت‌طلبان نیز با پوشش رسانه‌ای بین‌المللی، در تلاش بودند تا این اقدامات را به عنوان «قیام مردمی» جلوه دهند. حمایت‌های مالی و تسلیحاتی از سوی برخی کشورهای غربی، به‌ویژه ایالات متحده ، از این گروه‌ها در این دوره بیش از پیش مشهود بود و پذیرش این حمایت‌ها توسط گروه‌های مذکور، نشان از وابستگی آن‌ها به قدرت‌های متخاصم داشت.

نبرد چهل‌روزه؛ تقابل با جبهه‌ی استکبار و مزدورانش

از نهم اسفند ماه ۱۴۰۴، رویارویی گسترده‌تری شکل گرفت که به «جنگ ناعادلانه‌ی چهل‌روزه» شهرت یافت. در این مرحله، جبهه‌ی متحدی متشکل از دشمن صهیونیستی، ایالات متحده آمریکا و ایادی میدانی آن‌ها شامل گروه تروریستی مجاهدین، جریان سلطنت‌طلب و گروه‌های تجزیه‌طلب، با بهره‌گیری از تمامی ظرفیت‌های خود — از عملیات روانی و سایبری تا فشارهای دیپلماتیک و اقتصادی — تلاش کردند تا جمهوری اسلامی ایران را در موضع ضعف قرار دهند.
این جنگ، که بیش از آنکه میدانی باشد، در عرصه‌های اطلاعاتی، رسانه‌ای و روانی رخ داد، با هدف ایجاد شکاف عمیق در جامعه، تضعیف روحیه نیروهای مسلح و مردم، و در نهایت فروپاشی نظام طراحی شده بود. مجاهدین با انتشار گسترده‌ی اخبار جعلی و تحریک احساسات، سلطنت‌طلبان با فضاسازی رسانه‌ای و تجزیه‌طلبان با دامن زدن به اختلافات قومی، همگی در راستای اهداف دشمنان قسم‌خورده‌ی ایران گام برمی‌داشتند.
حمایت علنی و بی‌پرده‌ی رژیم صهیونیستی و ایالات متحده از این گروه‌ها در این دوره به اوج خود رسید و آشکارا ماهیت ضدایرانی این ائتلاف را نمایان ساخت. همسویی این گروه‌ها با جبهه‌ی استکبار در جنگ روایت‌ها، اوج خیانت آن‌ها به منافع ملی را به نمایش گذاشت.
با این حال، ملت ایران و نیروهای مسلح با هوشیاری و مقاومت مثال‌زدنی، توانستند در برابر این جنگ ناعادلانه ایستادگی کنند. مقاومت سرافرازانه در برابر این جبهه‌ی متحد، منجر به شکست طرح‌های دشمنان و ناکامی آن‌ها در رسیدن به اهداف شومشان گردید. این پیروزی، حاصل انسجام ملی، بصیرت رهبری و فداکاری نیروهای مدافع امنیت و تمامیت ارضی کشور بود.
نتیجه اینکه؛ تحولات سال ۱۴۰۴ به روشنی نشان داد که جریان‌های معاند داخلی و خارجی، با وجود تفاوت در ماهیت، در هدف مشترک براندازی نظام و ضربه به امنیت ملی ایران هم‌پیمان شده‌اند. گروه تروریستی مجاهدین، جریان سلطنت‌طلب و گروه‌های تجزیه‌طلب، با بهره‌گیری از ابزارهای رسانه‌ای و تکنولوژیک، و با پشتوانه‌ی حمایت‌های خارجی، به‌ویژه از سوی آمریکا و اسرائیل، سعی در شعله‌ور کردن آتش فتنه داشته‌اند.
این اقدامات، که در قالب «خیانت» و «وطن‌فروشی» قابل تعریف است، شامل همکاری با دشمنان، تلاش برای تجزیه کشور، انتشار اطلاعات غلط، اخلال در زیرساخت‌ها، و پذیرش حمایت مالی و سیاسی از قدرت‌های متخاصم می‌شد. جنگ دوازده‌روزه که نماد پیمان‌شکنی دیپلماتیک بود و جنگ ناعادلانه‌ی چهل‌روزه، اوج هماهنگی این جبهه‌ی ضدایرانی بود که با ایستادگی ملت ایران، به شکست انجامید. تجربه‌ی این وقایع، ضرورت تقویت «سواد رسانه‌ای» و «پدافند غیرعامل در حوزه اطلاعات و امنیت» را بیش از پیش نمایان می‌سازد. حفظ انسجام ملی و بصیرت در برابر جنگ روایت‌ها، کلید اصلی مصونیت جامعه در برابر چنین فتنه‌هایی است.

سعید پارسا