اختلاف طبقاتی در مجاهدین خلق به روایت کودک سرباز پیشین
شاید در میان جنبش های مبارزاتی ایرانی هیچ سازمانی به اندازه تشکیلات مجاهدین خلق از “عدالت” سخن نرانده باشد. “جامعه بی طبقه توحیدی” آرمانی بود که رهبران اولیه مجاهدین خلق با تکرار آن هواداران بسیاری را فریفتند و تا مدتی نیز برای جلب هوادار کارایی داشت اما بتدریج و با تغییر الگوهای حکمرانی، مجاهدین تلاش […]
خاطرهای برگرفته از کتاب قصهای ناتمام برای دخترم
بزرگ ترین تحولی که کمپ (تیف) را غرق شادی کرد، خبر برقراری ارتباط تلفنی اعضا با خانواده هایشان بود. بعد از سالیان اعضا به لحاظ عاطفی با خانواده هایشان پیوند می خوردند. برخی همانند من بیش از 20سال کوچک ترین خبری از خانواده نداشتند. با ورود تلفن به کمپ تیف، فرماندهان آمریکایی کمپ، اعضا را […]
در سازمان مجاهدین با تهدید از من اعتراف اجباری می گرفتند
من فاضل فرهادی هستم جدا شده از سازمان مجاهدین خلق. زمانی که در پادگان اشرف بودم چند بار درخواست کردم که می خواهم بدنبال زندگی خودم بروم. هر بار که درخواست می کردم با برخوردهای نادرست از طرف سران رجوی مواجهه می شدم. در یک نشست جمعی مرا سوژه کردند مسئول نشست در نشستی به […]
مجاهدین خلق این گونه بودند – قسمت هشتم
مطلب حاضر در چند قسمت ارائه می شود و هر قسمت شامل بخش های کوتاهی است که با جمله «آیا می دانستید» شروع می شوند. البته من تلاش دارم تا ماهیت رجوی ها و مناسبات ضد انسانی مجاهدین خلق و همچنین تروریست و وطن فروش بودن شان را در جملاتی کوتاه حول مواردی همچون «اقدامات […]
قطب شدن در مناسبات ممنوع است – قسمت اول
در مورد انقلاب درونی سازمان، من و سایر دوستانم، مطالب زیادی نوشتیم، همچنین مطالب سایر دوستان را خواندم، اما امروز می خواهم از دریچه ای نو و برای اولین بار از یک زاویه دیگر وارد این موضوع شوم : همیشه بیاد داشته باشیم در مسیر زندگی، انسان هایی در مسیرمان قرار می گیرند که ردپایی […]
حسرت جزء لاینفک در تشکیلات رجوی
در تشکیلات رجوی عارضه ای وجود دارد به نام “حسرت”. این پدیده به گونه ای عجیب در دل تک تک اعضاء عمل میکند و تبدیل به یک دردسر عظیم برای رهبران این تشکیلات است. بزرگ و کوچک هم نمی شناسد، سابقه نمی شناسد، ردۀ تشکیلاتی نمی فهمد، سن و سال متوجه نمی شود، کافیست در […]
اعتراف و تحقیر در سازمان مجاهدین خلق
من طاها حسینی هستم. قبلا خاطرات تلخ و سیاه خودم را در پادگان اشرف مکتوب کرده بودم. این بار هم می خواهم کمی به گذشته خودم برگردم و بخشی از خاطراتم از زمان اسارت در تشکیلات مجاهدین خلق را بازگو کنم. من برای کاریابی به ترکیه رفته بودم. در ترکیه مشغول کار شدم. به لحاظ […]
خاطره ای از نشست های طعمه در اشرف
بعد از پروژه شکست رجوی در زمان انتخاب آقای خاتمی در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری ایران، او تصمیم گرفت نشست هایی در خارج از اشرف و در قرارگاه باقرزاده برگزار کند. این نشست ها، طعمه نام داشت. همه افراد باید در این زمینه فاکت هایشان را می خواندند. من نیز مانند بقیه افراد در […]
مجاهدین خلق این گونه بودند – قسمت هفتم
مطلب حاضر در چند قسمت ارائه می شود و هر قسمت شامل بخش های کوتاهی است که با جمله «آیا می دانستید» شروع می شوند. البته من تلاش دارم تا ماهیت رجوی ها و مناسبات ضد انسانی مجاهدین خلق و همچنین تروریست و وطن فروش بودن شان را در جملاتی کوتاه حول مواردی همچون «اقدامات […]
گرفتن اعتراف اجباری در سازمان مجاهدین خلق
در اواخر سال ۶۹ بود که نشست های تشکیلاتی و طلاق اجباری در داخل سازمان مجاهدین خلق شروع شد. در ابتدا من با ورود به نشست ها مخالفت کردم و وارد نشست نشدم. آن موقع من در محور یکم ارتش آزادیبخش ملی مجاهدین خلق بودم و تعداد زیادی بودند مثل من که وارد نشست ها […]
وضعیت نابسامان بیماران روانی در مجاهدین خلق – قسمت دوم
به خوانندگان عزیزی که ناراحتی قلبی دارند و یا احساسات لطیفی دارند، توصیه می کنم ، از خواندن این مطلب خودداری کنند و قبلا نیز از همه عزیزان به جهت درج مطالب ناراحت کننده زیر، پوزش می طلبم، هدف بیان و افشاگری مواردی از نقض حقوق اولیه انسانی در ، سازمان تروریستی رجوی است. در […]
آواز دهل شنیدن از دور خوش است
سازمان تروریستی و دیکتاتور مجاهدین خلق، از نظر برخی بینندگان خارج از گود، گویا مدینه فاضله به نظر می آید، وقتی ویترین بیرونی این سازمان را می بینیم ، یا سیمای باصطلاح آزادی را برخی می بینند، یا طرح کذائی 10 ماده ای مریم رجوی را می بینند، سازمانی که یک زن در راس رهبری […]