داستانی نمادین از نشست طعمه در تشکیلات مجاهدین خلق
شب سرد و تاریکی است. صدها شعلهٔ لرزان، حیاط محصور اردوگاه را روشن کردهاند؛ شعلههایی که بر سر شمعهای قد و نیمقد میسوزند و سایههای درهمی بر دیوارها افکندهاند. سکوت سنگینی فضا را فرا گرفته، اما در چشمهای شعلهور آن جماعت، طوفانی از خشم موج میزند. در میانهٔ حلقهٔ شمعها، لامپی روشن با نوری سفید […]
نه به بردگی مدرن در مناسبات مجاهدین خلق در سال ۱۴۰۴
حقوق و آزادی های فردی در جهان امروزی وقتی معنا پیدا می کنند که آزادی مفهوم مخالف بردگی باشد و انسان ها با اراده خود تابع اراده دیگری نباشند و در زندگی خود مخیر باشند. مفهوم واقعی آزادی انسان ها و احترام به حقوق افراد، از مسایل مطرح در قوانین بین الملل است که از […]
حالا یک انسان آزاد بودم
امروز، یادآور یک تحول بزرگ در زندگی من است؛ تحولی که در عین تلخی، شیرینی خاص خودش را داشت. تلخیاش در از دست دادن پدرم بود؛ پدری که از دور آرزوی دیدارش را داشتم، اما در شرایطی که حتی برای یک لحظه آرزو داشتم صدای او را بشنوم و در کنار او باشم، تشکیلات رجوی […]
عید فطر در کمپ مانز مجاهدین خلق
در کمپ مانز، به مناسبت عید فطر برنامهای ترتیب داده بودند که همه اعضا باید با کت و شلوار در نماز عید شرکت کنند. برای این منظور بریف خاصی داده شد که همه باید طبق آن دستور عمل کنند. حتی دعای روز عید را چاپ کرده بودند تا همه بخوانند. اما نفرات با دیدن کت […]
نشست های رجوی در ماه رمضان برای جلوگیری از ریزش نیرو
به رسم هر ساله رجوی در ماه رمضان خصوصا سعی می کرد با ردیف کردن یک مشت حرفهای بی ربط در مورد حضرت علی ( ع ) به نیروهایش انگیزه ماندن و جنگیدن در مناسبات بدهد ولی در پس این نشست ها عملکردهایی وجود داشت که به دور از ذهن بود. نشست های رجوی در […]
نوروز بازیافته ام بعد از رهایی از جهنم رجوی
سال نو که فرا می رسد انسانها، بهار را با عطر شکوفه ها و با شادی و نشاطی مضاعف آغاز می کنند. فرا رسیدن سالی جدید را به هم تبریک می گویند و روزهای خوش و خاطرات ماندگاری در کنار هم ثبت می کنند. در درون مناسبات مجاهدین خلق اما، سال جور دیگری نو می […]
نوروز در اسارتگاه اشرف – قسمت پایانی
اکرامی در قسمت قبل خاطرات خود به عملیات آفتاب اشاره کرد و توضیح داد که چگونه رجوی با انجام این عملیات در ایام نوروز ، عید را به عزا تبدیل کرد. با کشته شدن تعداد زیادی از اعضا عید سال 67 تبدیل به غصه و عزا شده بود. جای خالی اعضای کشته شده عملیات در […]
عید نوروز | جشن آزادی یا سراب اسارت در فرقه رجوی
من در میان مردمی که آزادند این روزها شاهد تحرکات و جنب و جوش برای فراهم کردن جشن کهن نوروز هستم و میتوان عید نوروز را جشن دلها نامید. در عید نوروز لبخندی از عمق جان میشکفد و شادی بی دریغ در کوچه پس کوچه های زندگی جار زده می شود و عید برای مردم […]
نوروز در اسارتگاه اشرف – قسمت دوم
علی اکرامی در قسمت قبل ، از ایام نوروز و خاطرات خوش رهایی اش از بند فرقه رجوی می گوید. او سپس از تصمیمش بعد از رهایی میگوید. از اینکه هیچ گاه نتوانسته دوستان سابقش که هنوز گرفتار فرقه هستند را فراموش کند: در حالیکه صدای پای بهار آرام آرام به گوش می رسد و […]
آرزوی نوروزی رجوی ها که هیچ گاه محقق نشد
من به خوبی به یاد دارم در درون سازمان هیچ وقت من معنای واقعی تغییر سال را لمس نکردم چون در فلسفه عید و تغییر فصل باید همه موارد را در نظر گرفت. با پایان یافتن زمستان و آمدن بهار باید رویش و جوانی و شادابی همراه باشد. ولی من در مناسبات فرقه ای رجوی […]
عیدی که عید نبود
در ایام حضورم در سازمان مجاهدین خلق هیچ گاه، ایام نوروز و آغاز سال جدید، ما اعضای را خوشحال نمی کرد تازه غصه دار هم می شدیم. فشار کار و نشست ها در طول سال کم نبود، حالا با آمدن ایام نوروز این فشارها مضاعف می شد. بیگاری بود و بیگاری. از صبح تا پاسی […]
نوروزی به رنگ اسارت
تنها چند روز تا رسیدن عید باستانی نوروز، باقی مانده است. نوروز جشن آغاز بهار و سال نو و جشن یادبود رسم و رواج سنت های پسندیده ملی سرزمینمان است. جشن نوروز در واقع نمادی از سالگرد بیداری طبیعت از خواب زمستانی است که به حیات منتهی می شود. اما در سازمان مجاهدین، تمامی اعیاد […]