سازمان مجاهدین از دیدگاه ثریا معزی – قسمت دوم
مجاهدین هر کجا نیاز باشد بی مهابا تهاجم می کنند چه سیاسی و یا نظامی و ایدئولوژیکی، زیاد به نتیجه و حجم کارها فکر نمی کنند و هر چه نیاز باشد خرج می کنند و هر کجا نیاز باشد نیروها را فدا می کنند تا به اهداف خود برسند.
سازمان مجاهدین از دیدگاه ثریا معزی – قسمت اول
اصولاً سازمان در برخورد با هرگونه سازمان یا ارگان سیاسی یا غیر سیاسی و حقوق بشری و یا هر شخصیتی که در مقابل خود و سیاست های خود ببیند و یا حتی همراه با خود نبیند، شیوه کار یکسانی اتخاذ می کند و آن تخریب چهره سیاسی ـ اجتماعی ارگان و شخصیت مربوطـــه می باشد.
نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت ۲۶
ماجراهای عجیب و غریبی بعد از بحث هژمونی زنان در قرارگاه اشرف بوجود آمد. واقعیت این بود مسئولان قرارگاه اشرف سعی داشتند افراد را به هر نحوی شده حتی از غذاخوردن آنان گرفته تا خوابیدنشان تحت کنترل شدید داشته باشند تا حتی یک نفر از اشرف خارج نشود و صدای اعتراضی بلند نگردد رهبری سازمان به هر بهانه ای بود فقط به حفظ تشکیلات فکر می کرد زیرا در صورت فروپاشی تشکیلات ماهیت واقعی رهبری سازمان آشکار می شد
موشکی که به قلب رجوی خورد
داشتم باغچه مشتری را درست می کرد م تلفن دستی ام زنگ زد. دوستی خبر خوب کنترل اشرف توسط عراق را به من دادکه نویدآزادی قریب الوقوع سمیه و سمیه ها را می داد.ما نه اهل اسلحه هستیم و نه اهل خشونت ونه خواهان مرگ کسی بودیم. امروز به رجوی می گوییم: موشکی که ما زدیم موشکی بود که صدایش امروز درامده است و دودمانت را و آرزوی ریاست تو و زنت را بر باد داد. این موشکی بود که آخرین سنگر های دروغ و فریب رجوی را در اشرف واورسوواز را سست کرد.
مرز سرخ انقلابی یا آفتاب پرست
یاد سال 1377 افتادم که در قرارگاه اشرف به طور پنهانی بازی ایران و استرالیا را دنبال میکردیم. با هر زور ضربی که بود یک رادیو گیر آوردیم و چند نفری در حال گوش دادن گزارش بازی بودیم. ناگهان درب باز شد و برادر مسئول وارد شد و بدون هیچ مقدمه ای گفت: خجالت نمی کشید، وقاحت کارهای شما همه مرزهای انقلابی رو از بین برده. چطور جرات می کنید با وجود این همه خون، چند تا برادر مجاهد بشینید و گزارش وزارت اطلاعات رو گوش کنید؟
مجاهدین با زور و اجبار اعضا را به کنترل خود درآورده است
“ان سینگلتون” یک عضو انگلیسی سابق گروه تروریستی مجاهدین با بیان اینکه این گروه یک فرقه خطرناک است، گفت: سازمان مجاهدین خلق یک حزب سیاسی نیست بلکه یک فرقه مخرب است که با توسل به زور و اجبار، اعضاء خود را تحت کنترل درآورده است.
سو ءظن ایرانیان تبعیدی علیه جنگجویان سابق
سازمان که جنگجویان آن تحت حفاظت نیروهای نظامی آمریکا در جنوب عراق قرار دارند به شدت به عنوان یک گروه ایزوله محسوب میشود. بعضی از ایرانیهای تبعیدی نسبت به شخصیت پرستی مذهبی این گروه که تاکنون در مقابل رهبر خود مریم رجوی دارند بدگمان میباشند در سال هزار ونهصد ونودوهشت زمانی که به محل قرارگاه شورای ملی مقاومت در سووارز حمله شد دونفر از هواداران آنها علیه این دستگیری خود را با ریختن بنزین برروی خود به آتش کشیدند.«ماسکت نیستم » مریم رجوی این را میگوید وعلیه این فناتیسم سخن میگوید زمانی که این را در زندان مطلع میشود.
مفهوم”تغییر” در دیدگاه فرقه ها و سازمان مجاهدین خلق
در این مقطع تلاش های سازمانی معطوف به القاء این معنی است که زندگی یک فرد مبارز از اساس و بنیان با مردم کیفا متفاوت است. این تفاوت ها را کلید واژه و بار معنایی واژه مبارز حرفه ای تعریف و تبیین می کند. بنابراین انجام هر کنش چه در چارچوب اقدامات رادیکالیستی یا قواعد کلی انقلاب، یا اقدامات تروریستی پیش از هر چیز مستلزم تعمیق این تغییرات و متقاعد شدن فکری، روحی و روانی و البته ایدئولوژیکی به کنش و اقدامی است که از منظر عرف و قانون چندان توجیه پذیر و معقول به نظر نمی آیند.
تفاوت ماهوی سخت تر شدن مبارزه با بریدگی از مبارزه
در ساده ترین فرض در مواجهه با این صورت مسئله، آیا نمی توان این سوال را مطرح کرد که ماهیتا چه تفاوتی میان این دو نوع جداشده می توان متصور شد. این فرض که جداشده دیگر هم کم و بیش به دلایلی مشابه جداشده و از سازمان جداشده یا بریده آیا فرض معقول و قابل دفاعی نیست؟ با این حال چگونه است که بعضی بریده در معرض اتهام و برچسب زنی قرار می گیرند، اما بعضی دیگرشان از موضع جداشده در سایت سازمان بر علیه جداشدگان دیگر می نویسند.
پروسه خوانی، وجه مشترک تمامی فرقه ها – قسمت چهارم
سومین کارکرد پروسه خوانی در مناسبات فرقه ای سازمان مجاهدین کاربردی پیش گیرانه در مقابله و مواجهه با بروز تمایلات اعتراضی و در نهایت به قصد جلوگیری از هر گونه انشعاب و یا انشقاق درونی اعمال می شود. بن بست های استراتژیکی سازمان مجاهدین خلق به خصوص در اواخر سال 1363 باعث بروز چالش هایی نسبت به رهبری مجاهدین گردید.
پروسه خوانی، وجه مشترک تمامی فرقه ها – قسمت پنجم
. در واقع عملیات جاری، نشست های موسوم به غسل هفتگی و… اشکال دیگری از پروسه خوانی هستند که به طور روزانه افراد را مکلف به واخوانی رفتاری، فکری، ذهنی و حتی رویاها و خواب های شبانه خود می کنند. پروسه خوانی با این کارکرد یکی از هشت تم مورد نظر لیفتون برای شناخت گروه های فرقه ای است. اما لیفتون برای تبیین این مفهم از واژه اعتراف بهره می گیرد. شباهت های کارکردی و نتایج حاصله از این دو تعبیر به خوبی بر ماهیت همسو و اهداف مشترک آنها هم در مناسبات فرقه ای و مشخصا سازمان مجاهدین خلق دلالت دارد.
پروسه خوانی، وجه مشترک تمامی فرقه ها – قسمت اول
به این ترتیب می بینیم میان چرایی و چگونگی حصول به این کیفیت رابطه دینامیکی وجود دارد. فرقه ها درست در نقطه تلاقی میان پیوندهای به قول خودشان ارتجاعی با سیستم ارزشی نوین نیازمند ابزارها و مکانیزم هایی هستند که مجاب سازی و تقید بی قید و شرط به خودشان را تضمین کند. روش های مجاب سازی درست در چنین نقطه ای اهمیت شان را به رخ می کشند.