نامه خانم لیلا امیری به مسعود و مریم رجوی – دومین نامه خانواده امیری به سران مجاهدین
آقای مسعود و خانم مریم، این بود آزادی و استقلالی که دم از آن می زنید. این است هدفی که به خاطرش فرزندانی و خانواده هایی را از هم جدا نموده و باعث فراق آنها شده اید؟ اگر به آزادی و استقلال پایبند هستید اگر به هدف و راهی که در آن افرادی را قربانی نموده اید معتقد هستید پس چرا اینقدر می ترسید که این اجازه را به فریب خوردگان و برادرم نمی دهید تا خودشان راه و هدفشان را انتخاب کنند و با خانواده هایشان ملاقات کنند؟ نه به این که به زور شکنجه و شستشوی مغزی آنها را در زندانهایی که برایشان ساخته اید نگه دارید
رهبران مجاهدین مرا بی پدر و مادر کردند
من از دست پدر و مادرم ناراحت نیستم از دست فرقه رجوی ناراحت هستم که از انسانیت بویی نبرده اند و از فرقه رجوی سئوال می کنم چگونه به خودتان اجازه می دهید که انسانها را اسیر کنید و از دنیای بیرون آنها را قطع کنید. حتی اجازه نمی دهید نامه یک کودک بدست پدر و مادرش برسد آیا شما خودتان را انسان بشمار می آورید؟ خداوند انتقام من و سایر کسانی که پدر و مادرشان اسیر فرقه رجوی است را بگیرد. و آرزو می کنم بزودی زود بتوانم پدر و مادر خود را در آغوش بگیرم.
قربانعلی حسین نژاد: توصیه هایی به خانوادۀ محمد نژاد و دیگر خانواده ها
لذا خانواده ها باید با نوشتن نامه و تلاشهایشان رو به سازمانهای بین المللی بویژه سازمان ملل و کمیساریای عالی پناهندگان و صلیب سرخ خواستار ایجاد محلی در نزدیکی لیبرتی برای خانواده ها و فشار بر رهبری فرقه و در رأس آن مریم رجوی در فرانسه برای لغو فتوای تحریم دیدار با خانواده و برچیدن محدودیتها و ترفندهای تشکیلاتی و تبلیغات علیه خانواده ها برای جلوگیری از خواست افراد مبنی بر دیدار با افراد خانواده شان گردند.
ماجرای دیدار مادر زخم خورده از مجاهدین با احمد شهید
من احمد شهید را دیدم همه حرفهایم را به او زدم ولی وی به من گفت من فقط نماینده هستم در مورد نقض حقوق بشر در ایران صحبت کنم. من هم در جواب او گفتم من یکی از همان ایرانی ها هستم که 4 سال در کشور عراق ماندم تا بچه ام را ببینم حتی موفق نشدم به مدت یک دقیقه او را ببینم. این حرفها را خانم بهشتی، آقایان آتابای و اکبرزاده نیز زدند.
دیوانه چون طغیان کند زنجیر و زندان بشکند!
اگر قرار بود سبزه ها چیده شوند پس چرا خدا در دامان طبیعت سبزه ها را گستراند اگر زن و بچه و زندگی بد هستند چرا خدا از هر موجودی اینچنین خلق کرد؟ اینها برای اینند که بدانیم خدا زندگی به ما داد و این چیزی است که رجوی ضد آن است. او از زندگی میترسد با تمام وجودش تبلیغ تباهی است! از تمام نمادهای زندگی خصوصا عشق می ترسد. اگر در دو دستگاه مریم رجوی نگاه کنید تمام معانی باید ضد آن یکی باشد! در مقابل زندگی باید, مرگ را قرار داد و برای اثبات آن نوشت میخواهم مرده بمانم!
نامه سرگشاده کانون صلح و آزادی دنا به نماینده ویژه سازمان ملل متحد
کانون صلح و آزادی دنا یک انجمن حقوق بشری و مدافع حقوق اسیران و قربانیان خشونت بوده و در کشور اتریش فعال است.کانون صلح و آزادی دنا، متشکل از اعضای جدا شده فرقه مذهبی و خرابکار مجاهدین و همچنین تعدادی از شهروندان صلح دوست کشور اتریش میباشد. فعالین کانون صلح و آزادی دنا درواقع قربانیان فرقه ای میباشند که به هیچ معیار و ارزش بشری به ویژه به معیارهای شناخته شده حقوق بشری بینالمللی پایبند نمیباشد.
برای کمک به عزیزانمان در اشرف و لیبرتی چه میتوانیم بکنیم؟
با تقدیم نامه ای به صلیب سرخ منطقه و شهر خود بصورت حضوری از آنها بخواهید که این نامه را که خطاب به عزیز خود نوشته اید به دست او برسانند. نامه خطاب به عزیزتان باشد و به او اطینان دهید که در زمینه هایی میتوانید کمکش کنید, شماره تلفن , ایمیل یا یک راه تماس دیگری برایش بگذارید , کپی این نامه راهم برای سفارت های دولت عراق ارسال و از آنها نیز همین درخواست را داشته باشید.
نامه سرگشاده خانم میرباقری به” مگان رود” مسئول حقوق بشر امور زنان در سازمان ملل
من غم بزرگ دیگری نیز دارم و شما را در آن شریک میدانم و درخواست همدردی از شما می کنم و آن اینست که 2خواهر عزیز و یک برادرعزیزم همچنان در کمپ لیبرتی گروگان رهبری کمپ هستند این در حالی است که مادررنج کشده من آرزوی دیدار حتی یک فرزندش را که در لیبرتی گروگان سیاست های غلط مسعود ومریم رجوی هستند، دارد
فرقه رجوی (مجاهدین خلق) منهای خانواده
فرقه رجوی خانواده را قلوس وعامل محفل گرایی و رد وبدل کردن اخبار، اطلاعات و نقطه های کور به دور از دسترس و نفوذ دانسته است و همیشه با خانواده در جنگ و ستیز است که اولین مورد برجسته آن را می توانیم انقلاب ایدئولوژیک سال ۶۴ بنامیم که محافل سیاسی و مخالفین به آن یک حرکت” ضد خانواده” لقب دادند.
نامه سرگشاده به خانم” مگان رود” مسئول حقوق بشر زنان سازمان ملل
این سازمان سعی میکند ازاعضاء افرادی جان باخته و فدائی رهبری جلوه دهد و به همین منظور بطور تشکیلاتی خودسازیهائی را در پروسه دستگیری مریم رجوی در ژوئن 2002 طراحی و برنامه ریزی کرد که در آن بسیاری خودسوزی کردند واز جمله دو زن بنامهای صدیقه مجاوری و ندا حسنی.
درد دل دختری که سالها پدرش را ندیده بود – قسمت آخر
وقتی به اهواز بر می گشتیم مادرم درباره تنظیم رابطه ام با بابایم برایم کلی توضیح داد که این آقا بابای توست و بهتراست که با او مهربانتر باشی و با پرخاشگری جواب صحبتهای محبت آمیز او را ندهی. ونصیحتم میکرد که او فعلا خسته است و از جایی آمده است که در آن کانون محبت وعشق به خانواده را میکشند. و خانواده را درچشم آنان دشمن نشان میدهند. بنابراین ازتو میخواهم که نسبت به حرفهای او دچارعکس العمل نشوی و با اومهربانتر باش.
مصاحبه با برادر بهمن عتیقی یکی از قربانیان جنایتهای رجوی – قسمت دوم
خب وقتی که رهبر یک فرقه با آنهمه ادعا چنین موضعگیری علیه من که فقط خواستم برادرم را ببینم می کند تازه من یک فرد عادی و نه گروه و یا تشکیلات هستم، پس وای به حال افرادی که سالها در اسارت خو د دارد. که دراین سالیان چه بلایی سرآنها آورده است؟ بلایی که رجوی قبلا وعده آنرا به من داده بود و قرار بود که آنرا سر من بیاورد. در مورد برادرم اجرا کرد. واو را در19 فروردین 90 طرح توطئه ای از قبل تعیین شده از پشت مورد هدف قرار داده وسپس دردرگیری با نیروهای عراقی کشته شده است.