جمعه, ۱۰ بهمن , ۱۴۰۴
  • خاطرات رضا گوران از زندانهای مجاهدین خلق – قسمت دهم 08 بهمن 1404

    نمونه پرسش و پاسخ‌ها در بازجویی همراه با شکنجه
    خاطرات رضا گوران از زندانهای مجاهدین خلق – قسمت دهم

    هشدار محتوا: خاطرات این نوشته حاوی توهین‌ها و تهدیدهای جنسی است که ممکن است برای برخی خوانندگان آزاردهنده باشد. هدف از انتشار، نشان دادن خشونت و تحقیر سیستماتیکی است که بر زندانیان اعمال می‌شد. ‎‎همانطور که در داستان زندگی‌ام گفتم آن زمان جوانی روستایی و شورشی بودم که‎ از مناسبات سادهٔ روستا امده بودم و […]

اپوزیسیون اثبات کرد که به دنبال استقلال ایران نیست 06 بهمن 1404

مسعود خدابنده در گفتگو با با کلیدواژه اپوزیسیون اثبات کرد که به دنبال استقلال ایران نیست

مروری بر خیانت‌های مجاهدین خلق 06 بهمن 1404

برگرفته از مصاحبه با آقای بهزاد علیشاهی مروری بر خیانت‌های مجاهدین خلق

آقای جلیل عبدی (علی) موفق شد با خانواده اش در ایران ارتباط برقرار نماید 11 بهمن 1389

آقای جلیل عبدی (علی) موفق شد با خانواده اش در ایران ارتباط برقرار نماید

پس از اطلاع رسانی نسبت به خروج آقای جلیل عبدی (علی) از پادگان اشرف توسط سحر، نجات، ایران اینترلینک و سایر سایتها، موفق شدیم شماره تلفن برادران و خواهران وی را در ایران بدست آورده و در اختیارش قرار دهیم. او از شادی در پوست خود نمی گنجید. جلیل در حالیکه معلوم نبود گریه می کند یا می خندد می گفت:”خانواده ام با من ترکی صحبت می کردند و از آنجائیکه صحبت کردن به زبانی غیر از فارسی در سازمان ممنوع است زبان مادریم را هم فراموش کرده بودم

خاطرات قادر رحمانی عضو سابق مجاهدین ـ قسمت دهم 10 بهمن 1389

خاطرات قادر رحمانی عضو سابق مجاهدین ـ قسمت دهم

قرعه کشی شروع می شود البته در قرعه کشی اسامی تمامی نفراتی که بعد از عملیات موسوم به فروغ به سازمان پیوسته اند، بیرون آمد. سناریو این بود که بچه ها بیائید پیام رهبری را درک کنیم می خواهیم عملیات های نامنظم را شدت ببخشیم هر کس تقاضای شرکت در عملیات دارد گزارش درخواست بنویسد ما رسیدگی می کنیم. بعد از پیام مسئولین بالا و در نهایت سخنان مریم، بچه ها اسم نویسی می کنند اما نفراتی که از قبل انتخاب شده بودند جمع آوری شدند. یکسری از بچه های همه جا بی خبر نیز مات و گیج بودند که وای چرا ما ماندیم لابد روی ما حساب نمی شود و…؟

هفتمین پیام صوتی خانم بتول سلطانی خطاب به خانواده ها 09 بهمن 1389

هفتمین پیام صوتی خانم بتول سلطانی خطاب به خانواده ها

مسعود رجوی و رهبر فرقه مجاهدین خلق درروز 5 بهمن 1389 یک بیانیه تهدیدآمیز همراه با توهین و دشنام فرمان داد که ما حمله و چنین و چنان می کنیم بعد هم در یک اقدام مزبوحانه وسمت وسو دار و در اوج استیصال از مقاومت خانواده ها برای آزادی باقیمانده گروگانها در پادگان اشرف با ماجراجوئی و بیرون ریختن افراد اسیر در خیابانها قرارگاه و دادن شعارهای دیکته شده رجوی اقدام به تظاهرات و ایجاد فضای خشونت و درگیری با نظامیان محافظت قرارگاه کرده اند

اعلام جدایی رسمی آقای کریم غلامی از فرقه مجاهدین خلق 07 بهمن 1389

اعلام جدایی رسمی آقای کریم غلامی از فرقه مجاهدین خلق

خانواده ها را یک جوری وانمود میکنند که انگاراز ماموران دولت ایران هستند. آنجا مثلا ضد مقاومت و ضد مجاهدین کار میکنند. البته یک نکته اضافه کنم که مجاهدین از این دروغ ها زیاد میگویند بخصوص افراد مختلف مناسبات اجتماعی چه در رابطه با ایران و چه در رابطه با ایرانیانی که در خارج کشورهستند خیلی توضیحاتی میدهند که در واقع دروغ است بخصوص در این دو سال یا یک سال ونیم که گذشته من از آنجا خارج شدم و به چشم دیدم با ایرانیانی که رابطه داشتم، تلویزیون آزاد توانستم داشته باشم و با اینترنت توانستم ارتباط برقرار بکنم ونظرات و حرف هایی که آنها زدند یک دنیای دیگر است با آن چیزی که در داخل مجاهدین و داخل اشرف میگویند.

مصاحبه محمد حسین سبحانی با مهدی خوشحال ـ قسمت سوم 02 بهمن 1389

مصاحبه محمد حسین سبحانی با مهدی خوشحال ـ قسمت سوم

در اصل، دختر و پسر کسی در دست من اسیر نیست، من هم 20 سال است که دارم کوشش می کنم برای نجات هر کسی که آنجا اسیر است و به هر حال نزد وجدان خودم، فرزند و خانواده خودم مسئولم. به عنوان کسی که راه و چاه را بلده. به هر حال به عنوان کسی که تجربه بیشتری داره. مثلاً پیرمردی 80 ساله آمده یقه من را گرفته. به آقای رجوی، کسی بهش آدم نداده، بهش اعتماد نکرده، به ما اعتماد کردند، از ما خواستند و من هم دست یک پیرمرد 80 ساله را گرفتم و گفتم باشد، دختر شما که دست من اسیر نیست، با هم می رویم

مصاحبه سایت ایران قلم با خانم بتول سلطانی ـ قسمت پانزدهم 29 دی 1389

مصاحبه سایت ایران قلم با خانم بتول سلطانی ـ قسمت پانزدهم

واقعیت این است که رجوی خوشحال و خوشنود از اعدام علی صارمی می باشد و او آخرین طعمه ای است که به دام مرگ فرستاد و تشکیلاتش هم این روزها و بعد از مرگ او بسیار تعریف و تمجید می کند و زندگی نامه اش را می گویند اما هیچ جا عمق اهداف رجوی بیان نمی شود یا هیچ گاه اسمی از احمد رازانی نمی برند و بگوید تشکیلات با احمد رازانی چه کرد که وی خود را در آشپزخانه ای در این تشکیلات به دار آویخت.

مصاحبه محمد حسین سبحانی با مهدی خوشحال – قسمت دوم 28 دی 1389

مصاحبه محمد حسین سبحانی با مهدی خوشحال – قسمت دوم

در رابطه با دولت عراق باید ببینید، همانطور که سازمان مجاهدین منافع اش ایجاب می کنه که در این نقطه قرار بگیره، در این نقطه ای که الآن است، اشرف مقدس و تاریخی و قرارگاه نمیدونم آزادی و غیره، داره با تمام توش و توان از این نقطه حراست میکنه، باید ببینیم که عراق هم منافعی داره، منافع داخلی و خارجی اش در اینه که سازمان مجاهدین در آنجا نباشه. به دلیل اینکه سازمان مجاهدین با دولت صدام حسین همکاری میکرده و از نظر این دولت، باید محاکمه بشه و مورد پیگرد قانونی قرار بگیره.

تبریک به آقای احمد جعفری 28 دی 1389

تبریک به آقای احمد جعفری

با خبر شدم یکی از دوستان قدیمی من که همیشه با هم درد دل می کردیم توانسته از کمپ اشرف فرار و خودش را به خانواده های جلو درب برساند به آقای احمد جعفری تبریک می گویم که توانسته بعد از21 سال اسارت در فرقه رجوی که خود یک عمر می باشد با تصمیم شجاعانه خود را نجات دهد

خاطرات قادر رحمانی عضو سابق مجاهدین ـ قسمت نهم 27 دی 1389

خاطرات قادر رحمانی عضو سابق مجاهدین ـ قسمت نهم

خیلی از مواقع عراقی ها تردد را منتفی یا به تعویق می انداختند. یکی از بچه ها در در نشست مطرح کرد که فرمانده عراقی ابو امجد تردد را منتفی کرد و او چنین حقی را نداشت نباید چنین کاری می کرد؟ انسیه نوید فرمانده حفاظت ترددات گفت: ما هر کاری بکنیم و هر جائی برویم تحت امر اینها (عراقی ها) هستیم که در این موقع محمد ترکمن آهسته به من گفت: مزدوری شاخ و دم دارد؟

پیام تبریک انجمن استان آذربایجان شرقی به آقای احمد جعفری 25 دی 1389

پیام تبریک انجمن استان آذربایجان شرقی به آقای احمد جعفری

بایستی به آقای احمد جعفری تبریک گفت که با همه ی بگیر و ببند رهبران فرقه در کمپ تصمیم قاطعانه وشجاعانه گرفته و به رهبری فرقه و سرانش” نه” گفته. فرقه ای که فقط به نابودی انسانها فکر می کند تا خودش را حفظ کند فرقه ای که کمترین قانون های دنیا در آن معنی و مفهوم ندارد…

مجاهدین؛ فرقه ای که من در آن بزرگ شدم و از نزدیک با آن آشنایی دارم – قسمت دوم 25 دی 1389

مجاهدین؛ فرقه ای که من در آن بزرگ شدم و از نزدیک با آن آشنایی دارم – قسمت دوم

اینبار می خواهم بدانید که چطور برای القای فکری انسانها قرنطینه می شوند. در سال 73 یکسری از افراد انقلاب درونی را قبول نمی کردند و می گفتند گفته های مسعود را به عنوان مبارزه سیاسی قبول داریم اما گفته های مریم درباره انقلاب درونی را قبول نداریم. اینها 6 ماه قرنطینه شدند و سرانجام بعد از سر به نیست شدن چند نفر و اعدام و شکنجه هزاران نفر القای افکار جدید فرقه گری را به لایه سوم سازمان قبولاندند. آنها بعد از بازگشت طوری عقده ای شده بودند که به کسی رحم نمی کردند و حتی به خواهر و برادر تنی اعتمادی نداشتند اگر چه درون این نفرات ضدیت موج می زد اما روح مرده و دل شکسته جسارت را از آنها گرفته بود و اینگونه دو چهره گی در تشکیلات رواج پیدا کرد…

مصاحبه محمد حسین سبحانی با مهدی خوشحال – قسمت اول 25 دی 1389

مصاحبه محمد حسین سبحانی با مهدی خوشحال – قسمت اول

به هر حال تا زمانی که صدام حسین زنده بود و حکومت می کرد، مسایل مجاهدین با امروز فرق می کرد. امروز درها باز شده. مردم می توانند بروند داخل خاک عراق، حتی شما می توانید بروید. خانواده ها می توانند بروند. قبلاً خانواده ها فکر می کردند نمی توانند و فکر می کردند آنجا امن است. زمان صدام حسین به هر حال امنیت بیشتر بود. این همه جنگ و کشتار و ناامنی و اخباری که منتشر میشه، نبود. الان روزانه هزاران هزار ناامنی برای شهروندان عراقی است، اینها همه را من و شما و مردم می شنوند و نگران کسانی که آنجا ماندند و حتی خانواده های ما در آنجا، هستیم.

blank
blank
blank