تا آخر در کنار مردم ایران حضور داریم حضور در کنار مردم با تمام قدرت
بررسی عملکرد مجاهدین نشست سالانه انجمن نجات استان مازندران – قسمت دوم
در پایان سال 1404 نشست سالانه انجمن نجات استان مازندران – قسمت اول
اشرف: شهر، پادگان یا زندان – قسمت سوم
نفرات می بایست روزها تا آخرین ساعت کاری کار می کردند تا کاملا خسته شده و شب را بخوابند و به این ترتیب احتمال فرار در شب را کم می کردند، ولی فشارهای روحی و روانی و ماندن اجباری در اشرف مانع خواب آنان می شد به همین دلیل مسئولین سازمان مجاهدین قانونی وضع کردند که از ساعت 11 شب به بعد کسی حق بی خوابی را نداشت…
اشرف: شهر، پادگان یا زندان – قسمت دوم
در اشرف مناسبات عادی و آنچه که در جوامع شهری و مدنی وجود دارد حاکم نیست. در آنجا اصلا خانواده معنی ندارد تا جامعه شهری معنی داشته باشد. وقتی خانواده از طرف رجوی لانه فساد لقب می گیرد و تمامی مناسبات خانواده گی بهم می خورد،طبعا دیگر سایر الزامات و امکانات و… لزومی نخواهد داشت.
اشرف: شهر، پادگان یا زندان – قسمت اول
آنان که خود در اشرف بودند یا حتی گذری کوتاه به آنجا داشته اند خوب می دانند آنچه که اشرف بیشتر به آن شباهت دارد یک اردوگاه کار اجباری و یا زندان اسرای جنگی است، تا شهر. برای شناخت بیشتر این مکان مجهول الهویه!! با جمعی از جدا شدگان فرقه تروریستی رجوی استان مازندران که سالیان طولانی در اشرف مقر اصلی رجوی در عراق بودند به بررسی و کم و کیف مناسبات این مکان می پردازیم تا برای همگان روشن شود که اشرف چگونه جایی است، شهر، پادگان یا زندان!!!؟
زندگی جدید بدور از چشم مسئولین فرقه رجوی
بدور از چشم مسئولین تشکیلات فرقه رجوی و بدون اجازه و ویزای خروج و برگه تردد به همراه تعدادی از دوستان و همراهان سابق جدا شده از فرقه رجوی جهت تلطیف روحیه و استفاده از نعمات خدایی و فضای سبز به دل جنگل های مازندران زدیم. آنان که سالیانی مجاز به کپ و گفتگوی دو نفره نبودند امروز چندین نفره محفل زده و با کباب و نان و دوغی به خاطرات تلخ گذشته و شیرین حال پرداختند و ساعت ها بدور از چشمان مهوش سپهری و مهدی ابریشم چی و بتول رجایی به کار غیر تشکیلاتی پرداختند.
در تبلیغات خانواده! در ملاقات مزدوران! – قسمت سوم
همانطوری که رجوی در 7 بهمن 87 خودش گفته بود و خط کلی را به نفرات داده بود و برای فشارهای سیاسی به دولت عراق و جلب توجه مجامع بین المللی دست به اعتصاب غذای نامحدود و یا حتی خودسوزی جمعی بزنند، ولی به نظرم این شیوه دیگر هم در دنیا سوخته و لو رفته است و جواب نخواهند داشت مثلا در جریان دستگیری مریم آنها تعداد ی افراد بی گناه را به آتش کشیدند و قصد داشتند این عمل شنیع را ادامه دهند ولی بازتاب منفی آن در افکار عمومی کشورهای اروپایی و… باعث شد که از ادامه کار جلوگیری کنند
در تبلیغات خانواده! در ملاقات مزدوران! – قسمت دوم
سال هاست که افکار فرقه ای پیاده شده رجوی در اشرف باعث شده است که آنان کلیه مناسبات خانوادگی را برای همیشه قطع کنند بعنوان نمونه د ر سال 1369 تاکنون هیچ فرزندی در سازمان متولد نشده است و هرگونه پیوند عاطفی و خانوادگی در مناسبات به منزله خوره تشکیلاتی و ایدئولوژیک هر فرد با رهبری خاص الخاص است. حالا باید از مریم و مسعود رجوی پرسید شما که به این صراحت در پیام ایدئولوژیکی تان به رزمندگان اشرف بالکل خانواده را نفی می کنید چطور امروز برای دستیابی به منافع فرقه ای و یا دفع تاثیرات مراجعات هیئت های خانوادگی به درب اشرف سینه چاک ملاقات اسیران در بند خود با خانواده می شوید؟!!..
در تبلیغات خانواده! در ملاقات مزدوران!
مسئوولین فرقه که خوب می دانستند بر اساس ضوابط جدید اعلام شده دولت عراق برای تعیین تکلیف نهایی آنان، ورود و خروج افراد متفرقه به داخل قرارگاه ممنوع می باشد، با کشاندن تعدادی از خانواده ها به درب قرارگاه خواهان ملاقات در درون قرارگاه شدند و با هماهنگی و آنتنی کردن آن از طریق صدای آمریکا در صدد فریب بیشتر افکار عمومی و خانواده شدند
رجوی و وحشت از تجمع خانواده ها – قسمت دوم
تمامی این جیغ و داد مسئولین فرقه در دستگاههای تبلیغاتی منگول شان ناشی از به هدف خوردن افشاگری بازگشته ها در میان خانواده ها و در این گرده همایی است البته آنها تنها راه مقابله را جنگ تبلیغاتی در رسانه های خود می بینند در لابلای تبلیغات و به اصطلاح افشاگری شوی تلویزیونی بعضا خانواده هایی را که در این تجمعات شرکت داشتند از بسیجیان و مزدوران رژیم نام برده است.
رجوی و وحشت از تجمع خانواده ها – قسمت اول
گردانندگان دستگاه تبلیغاتی فرقه سعی دارند با به میدان آوردن بخت برگشته گان و اسرای از عالم بی خبر قرارگاه اشرف به صحنه شوی تلویزیونی خود آورده تا متن های دیکته شده را تکرار کنند آنان سعی دارند با وارونه دوزی اخبار تجمعات و همایش های خانواده و تخریب چهره ها و اعضای بازگشته از تاثیرات آن بر خانواده ها و سایر نفرات در فرقه بکاهند. در همین رابطه دستگاه تبلیغاتی و منگول رجوی برنامه ای را تحت عنوان پرونده شماره 87 با عنوان همایش های تکراری و با تاخیر یک ماهه پس از انجام همایش به نمایش گذاشته است.
گردهمایی خانواه های عضو انجمن نجات در مازندران
دفتر انجمن نجات استان مازندران روز جمعه اول شهریور 1387 در همایشی با شرکت حدود 300 خانواده که وابستگانی در پادگان مجاهدین در عراق دارند شرکت نموده تا ضمن محکوم نمودن اقدام جانبدارانه دولت انگلستان مبنی بر خارج نمودن نام مجاهدین از لیست تروریستی، از دولت عراق برای ملاقات نمودن با فرزندانشان پس از بیست سال فراق، استمداد طلبند.
پیام تسلیت آقای عبدالغفور وهابی
جناب آقای عبدالغفور وهابی غروب خورشید زندگی مادر عزیز و مهربان و مشتاق شما را از دیار سبز مازندران ، تسلیت عرض می نمائیم. ما اعضای سابق مجاهدین خلق و عضو انجمن نجات استان مازندران به همراهی و راهنمائی همشهریتان برادران عزیز جناب آقای هادی شبانی و خصوصا علی لشکر پناهی که سالها در اسارت […]
امیدی جز ظهور مبارکت برای برقراری «جامعه بی طبقه توحیدی» نمانده است.
ما علائم قبل از ظهورت را در دجالیت الف بچگانی دیدیم که ادعای ولایت شان آنان را کر و کور از واقعیات جهانی کرده است و دشمنان بشریت را دوستان خود گماردند. آنانکه روزی مزورانه سر به قدمگاه و سرداب تو می ساییدند، امروز به دشمنانت پیوسته و به ریسمان شیطان زمان چنگ میزنند و طلب حاجت می کنند.

