یکشنبه, ۳ آبان , ۱۴۰۵
  • دیدار اعضای انجمن نجات خوزستان با خانواده ابراهیم حدادی 03 آبان 1405

    هرگز فریب نمی‌خوریم
    دیدار اعضای انجمن نجات خوزستان با خانواده ابراهیم حدادی

    روز چهارشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۵، اعضای انجمن نجات خوزستان به همراه اعضای کمیته بانوان مرتبط با این انجمن، با حضور در شهر آبادان، در منزل آقای رزاق حدادی، برادر ابراهیم حدادی از اعضای گرفتار در کمپ اشرف ۳، با خانواده وی دیدار کردند. پس از حضور اعضای انجمن در منزل آقای رزاق حدادی، وی به […]

چشمهائی که خشک شده اند 21 فروردین 1396

چشمهائی که خشک شده اند

این چهره خسته و منتظر تبعات کارهای رجوی خائن است. پدری که سالها بخاطر چشم انتظاری و ندیدن پسرش اشک می ریخت و ایشان گفت همسرم هم از این درد و دوری از این دنیا رفت و فوت نمود

blank 20 فروردین 1396

خانواده محترم اسدی تسلیت ما را پذیرا باشید

انجمن نجات استان خوزستان درگذشت حاجیه خانم فاطمه اسدی خواهرعبدال اسدی از اسیران دربند فرقه رجوی را به خانواده وی و برادر اسیرش تسلیت گفته و از خداوند منان برای خانواده وی صبر و شکیبایی و شادی روح آن مرحومه را خواستار است.

خانواده های کرمانشاهی جملگی خواستار تجمع در مقابل کمپ اسیران در تیرانا شدند 17 فروردین 1396

خانواده های کرمانشاهی جملگی خواستار تجمع در مقابل کمپ اسیران در تیرانا شدند

خانواده هایی که در دفعات مختلف با این اسیران رها یافته دیدار داشته و تماس گرفته اند همگی در جریان تراژدی موجود درخصوص اسیران در چنگ رجوی قرار گرفته و دریک اقدام هماهنگ و خودجوش تصمیم گرفته اند هرطورشده خود را به کمپ اسیران در تیرانا برسانند.

نامه خانواده ایران پور به عزیز تحت اسارتشان، احمد رضا ایران پور 15 فروردین 1396

نامه خانواده ایران پور به عزیز تحت اسارتشان، احمد رضا ایران پور

احمد جان، عزیز دل و جان، اکنون پانزده بهار است که میلادت را بدون حضورت جشن می گیریم، پانزده بهار است که دستان پلید رجوی و سرسپردگانش فرصت بودنت و دیدارت را از ما دریغ کرده اند اما عشق ما به تو همواره پرشورتر و عزممان در تلاش برای رها ساختن تو آهنین تر شده است.

رجوی چرا دست از سر عزیزان ما بر نمی دارد 09 فروردین 1396

رجوی چرا دست از سر عزیزان ما بر نمی دارد

در این دیدار آقای قزوینیان نامه ای به برادرش نوشت و گفت انتظار دارم جواب نامه ام را بدهد و ما را از نگرانی سالهای طولانی بیرون بیاورد

ملاقات و گفتگوی صمیمانه با خانواده محمود ذوالقدری 28 اسفند 1395

ملاقات و گفتگوی صمیمانه با خانواده محمود ذوالقدری

در این هنگام مادر آقا محمود را می دیدم که آنجا نشسته وآرام وآرام اشک می ریخت وگاهی با لهجه ترکی مطالبی را برای پسرش یاد آوری می کرد که به من بگوید وهمان طور اشک می ریخت. گفت به محمودم بگو ماهمه منتظر او هستیم دیگه کافیه تا کی چشم انتظاری! محمود جان پسرم برگرد من دیگه خیلی پیر شدم

مصاحبه با خانم ثریا عبداللهی به مناسبت روز مادر – قسمت دوم 28 اسفند 1395

مصاحبه با خانم ثریا عبداللهی به مناسبت روز مادر – قسمت دوم

سران جنایتکار فرقه مخرب رجوی در حدی نیستند که من بخواهم به آن ها پیام بفرستم، این نفرات قاتل ملت ایران و جوانان ایران هستند، آن ها جنایت هایی کردند که در تاریخ بشر دیده نشده، سران فرقه می دانند که ما خانواده ها همراه با جداشدگان از فرقه رجوی، دست از مقاومت و پشتکار برنخواهیم داشت، چرا که عزیزان ما را با انواع دروغ ها و نیرنگ ها در زندان های خود اسیر و گرفتار کرده اند

نامه جمعی از خانواده های خوزستانی به رئیس جمهور آلبانی 25 اسفند 1395

نامه جمعی از خانواده های خوزستانی به رئیس جمهور آلبانی

فرزندانمان درنهایت بعد ازطی کردن سالهای پرفرازونشیب درعراق به این منظور به کشورشما منتقل شدند که بتوانند دراسرع وقت تحت نظر کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد بعنوان پناهنده به دیگرکشورهای اروپایی منتقل شوند تا آزادانه آنطورکه خود دوست می دارند زندگی جدیدی را برای خود انتخاب کنند.

مصاحبه با خانم ثریا عبداللهی به مناسبت روز مادر – قسمت اول 25 اسفند 1395

مصاحبه با خانم ثریا عبداللهی به مناسبت روز مادر – قسمت اول

نگهبانان از ما با سنگ و آهن و فحش پذیرایی می کردند و ما تنها به دنبال گم شده خودمان بودیم، با گریه، ضجه، آه، ناله و التماس که ما خانواده هستیم و می خواهیم عزیزانمان را ببینیم. ولی چه فایده، انگاری در گوش سنگ و آهن حرف می زدی.

نامه برادری چشم انتظار به برادر اسیرش در آلبانی 24 اسفند 1395

نامه برادری چشم انتظار به برادر اسیرش در آلبانی

برادرعزیزم عیسی طاهرخانی سلام امیدوارم که حالت خوب باشد و زیر سایه خداوند متعال سلامت باشی برادرم غرض از نوشتن این نامه برای شما اولا که دلم خیلی برایت تنگ شده ودوم اینکه تا کی باید دوریت را تحمل کنیم ما وخانواده ات اینطرف و تو در دیار غربت باشی برادر جان این همه سال از ما دور بوده ای

blank 24 اسفند 1395

نامه خانم نرگس بهشتی به برادرش مصطفی بهشتی

داداشم، هر روز که می گذرد امیدم به رهایی تو بیشتر می شود. می دانم روزی می رسد که تو در کنار ما سر سفره عید می نشینی و سال جدید را با هم جشن می گیریم. داداش گلم، روزی که تو برگردی دنیای ما بهشت می شود. اینجا جای تو خیلی خالی است

نامه ای از پدری چشم انتظار به گزارشگر سازمان ملل 24 اسفند 1395

نامه ای از پدری چشم انتظار به گزارشگر سازمان ملل

به تازگی مطلع شده ام که تمام افراد اسیر در سازمان فوق به اجبار و گروهی به کشور آلبانی انتقال پیدا کرده اند. لذا از آن مقام محترم که همواره وقت خود را صرف رسیدگی به امور حقوق بشر نموده اید عاجزانه تقاضا دارم اقداماتی را بعمل آورید تا اینجانب بتوانم فرزندم را بدون هیچگونه ممانعتی ملاقات داشته و او را از اسارت نجات بدهم.

blank
blank
blank