یکشنبه, ۲۱ تیر , ۱۴۰۵
  • ملاقات با برادر احمد اسماعیل پور از افراد گرفتار مجاهدین 21 تیر 1405

    ملاقات با برادر احمد اسماعیل پور از افراد گرفتار مجاهدین

    اعضای انجمن نجات مرکز مازندران با هماهنگی قبلی به شهر آمل رفتند تا ملاقاتی با آقای محمود اسماعیل پور برادر احمد اسماعیل پور داشته باشند. این ملاقات در محل کار آقای اسماعیل پور انجام گرفت. ایشان بسیار خوشحال شد و اولین سئوالش این بود که از برادرم چه خبر ؟ آیا خبری از او دارید؟ […]

نامه آقای مسعود تبریزی به سران مجاهدین 15 آبان 1392

نامه آقای مسعود تبریزی به سران مجاهدین

شما سران مجاهدین شماره تلفن همه اعضای خانواده ما را دارید، چرا اجازه نمی دهید خواهر نازنینم مهتاج به ما زنگ بزند؟ انسانیت و اخلاق مدنی حکم می کند تا امکان تماس تلفنی ما را با مهتاج فراهم کنید تا ما که به شدت نگران وضعیت مهتاج در این شرایط وخیم و غم انگیز هستیم صدای دلنشین و امیدبخش او را بشنویم صدایی که آرزوی هر برادری است.

خانواده احمد طیاره: واقعا نمونه این رفتار با اسیر را در تاریخ هم نشنیدم! 09 آبان 1392

خانواده احمد طیاره: واقعا نمونه این رفتار با اسیر را در تاریخ هم نشنیدم!

از طریق دوستان شما که ازعراق آمده بودند متوجه این موضوع شدیم و الان حدود 20 سال می گذرد که ما نه تماس و نه حتی یک نامه از او نداریم. آخر کدام سازمان و یا فردی این همه سال کسی را با دروغ به خدمت می گیرد ولی نمی گذارد که فرد گرفتار شده به خانواده اش کوچکترین خبری برساند که کجاست؟ واقعا نمونه این رفتار با اسیر را من در تاریخ هم نشنیدم!! آقای بهروز طیاره با لبخند تلخی اظهار داشتند که نمی دانم چطور برادرم فریب این سازمان منفوررا خورد و به عراق رفت!!

صحبت های خواهری دردمند در دفتر انجمن نجات 07 آبان 1392

صحبت های خواهری دردمند در دفتر انجمن نجات

موضوع بیماری خود را بهش توضیح دادم ولی با کمال تعجب دیدم که این بیماری صعب العلاجی که بدان دچار شدم برایش اهمیتی ندارد و آنقدر بی تفاوت و عادی می گفت کی اینطوری شدی و فکر می کرد من دارم برایش فیلم بازی می کنم. از عکس العمل سرد برادرم فهمیدم رجوی طی این سالیان با آنها به گونه ای برخورد کرده که مساله خانواده و وابستگان برایشان هیچ اهمیتی ندارد.

نامه مادری دردمند به پسرش اسکندر ارجمند 07 آبان 1392

نامه مادری دردمند به پسرش اسکندر ارجمند

خوب میدانم که دوری از خانواده ات چقدر برایت سخت و طاقت فرساست ؛ خوب میدانم که با خواندن این نامه اکنون تو را دلتنگ تر از قبل می کنم اما اگر نگران حال مادر پیرت هستی باید بگویم که چند وقتی است بیمارم. بیماری که علتش دوری از تو است. قلبی که حال به درد آمده بخاطر ندیدن روی ماه توست. سال هایی که گذشت و تو در کنار ما نبودی اتفاقات خوشایندی در زندگی ما افتاد.

خانواده ها و پادگان اشرف 06 آبان 1392

خانواده ها و پادگان اشرف

چند سالی بود که خانواده ها برای دیدار با فرزندانشان با کلی مشکلات مالی و جسمی به عراق سفر می کردند تا شاید بتوانند بعد از چندین سال دوری از فرزندانشان با آنها ملاقات کنند. وقتی خانواده ای به درب پادگان اشرف مراجعه می کرد به مثابه خاری در گلوی رجوی فرو می رفت در مقابل سران فرقه رجوی عناصر دست نشانده خود را توجیه می کردند که با خانواده ها برخورد تند کنند که دیگر خانواده جرات نکند به درب پادگان اشرف مراجعه کند

نامه خانواده های کرمانشاهی به دبیر کل سازمان ملل متحد 05 آبان 1392

نامه خانواده های کرمانشاهی به دبیر کل سازمان ملل متحد

ما عاجزانه از شما می خواهیم اولا کادر و چارچوب تعریف شده و ضرورت اعتصاب غذا را در قانونمندی های ملل متحد تعریف کنید تا دنیا بفهمد که در چه شرایطی فردی یا گروهی مجاز به این کارهستند. و آیا یک نفر می تواند برای برآورده کردن خواسته شخصی اش به تعدادی تحت کنترل اجباری خود دستور چنین کار زجرآوری تا سرحد مرگ را بدهد.

وداعی دیگر در اوج حسرت یک دیدار 04 آبان 1392

وداعی دیگر در اوج حسرت یک دیدار

خانم ربیعی همانند دهها خانواده دیگر از سال 65 تا هنگامی که چشم از جهان فروبست توسط سران فرقه رجوی از شنیدن حتی یکبار صدای فرزندانش محروم شده بود. وی کینه زیادی از رجوی به دل داشت. و در ملاقاتی که درمنزل مسکونی ایشان با اعضای انجمن نجات داشت چنین گفت: من نمی دانم رجوی چه انسانی است که اجازه یک بار تلفن زدن به بچه های ما را نمی دهد؟ دین ندارد؟ آخرت نمی شناسد؟ ازآق مادران نمی ترسد؟

ملاقات با خانواده مهران دژن از اسیران دربند فرقه رجوی 01 آبان 1392

ملاقات با خانواده مهران دژن از اسیران دربند فرقه رجوی

اعضای انجمن ضمن ابراز همدردی با این پدر و مادر، گفتند واقعیت این است که رجوی برای تامین نیروی خود درعراق عواملش را به کشورهای همسایه بخصوص ترکیه می فرستاد تا افراد ایرانی جویای کار و یا خواهان رفتن به کشورهای اروپایی را با ترفند رفتن آسان به اروپا و یا دادن کار فریب دهند و به کمپ اشرف ببرند. تا با انجام ریل مغزشویی آنها را تبدیل به ابزاری برای پیشبرد مقاصد شوم خود کند.

از شر رجوی این شیطان بزرگ به چه کسی و کجا پناه ببریم 01 آبان 1392

از شر رجوی این شیطان بزرگ به چه کسی و کجا پناه ببریم

خانواده های زحمتکش و شالیکار گیلک که بعضا به خاطر مشارکت در اجتماع حاضراز کارکشاورزی خود زده بودند ؛ به تماشای تصاویری ازعزیزانشان درزندان لیبرتی ودرحین اعتصاب غذای اجباری نشستند وبا دیدن چهره های گرسنه و تشنه و درهم شکسته و البته پیر و سالمند عزیزان خود بشدت متاثرشدند وضمن لعن ونفرین بر رجوی بعنوان مسبب به وجود آورنده چنین صحنه های ضدانسانی از خدا خواستند که به فرزندانشان کمک کند تا بتوانند از جهنم رجوی رهایی یافته و به آغوش خانواده هایشان بازگردند.

ملاقات انجمن نجات یزد با خانواده غفوری 30 مهر 1392

ملاقات انجمن نجات یزد با خانواده غفوری

با توجه به وضعیت فعلی محل جدید استقرار مجاهدین در پایگاه حریه یا همان لیبرتی وتغییر شرایطی که در اشرف حاکم بوده و تسلط و اشراف کامل بر نیروهای خود داشته وهم اینک در این اردوگاه جدید قادر به اداره نیروهای خود با این لحاظ نمی باشد وهمین امر باعث ریزش و فرارنیروها و از طرفی ایجاد اختلافات و دو ویا چند دستگی ها شده بنابراین برای جلوگیری ازاین وضعیت که اگر به همین صورت ادامه پیدا کند نتیجه آن ازهم پاشیدگی بیشتر خواهد بود

ملاقات صمیمی اعضای انجمن نجات اراک با خانواده طیبه نوری 29 مهر 1392

ملاقات صمیمی اعضای انجمن نجات اراک با خانواده طیبه نوری

. دختر من شناختی از اینها نداشت خودم هم نمی دانم چرا در دام اینها افتاد و الان خودش را اسیر آنها کرده است برای چی و چه هدفی نمی دانم فقط این را می دانم که زندگی خودش را نابود کرد. مادر طیبه چندین سال از نبود دخترش حصرت می خورد یکی دو ساعتی در منزل آنها بودیم فقط رجوی و سرانش را نفرین می کرد در ادامه می گفت اگر اینها انسان بودند این بلا را بر سر فرزندان ما نمی آوردند و ما مادران را داغدار نمی کردند خدا رجوی را لعنت کند

ذهن بیمار رهبری عقیدتی مجاهدین 23 مهر 1392

ذهن بیمار رهبری عقیدتی مجاهدین

خانواده های افراد ساکن کمپ لیبرتی سالها و چندمین بار است در رابطه با خواسته قانونی شان مبنی بر تماس تلفنی با فرزندان و بستگان، خواهران و برادران، پدران و مادرانشان که بیش از دو دهه است در حصارهای ذهنی و فیزیکی مجاهدین بسر می برند، نامه نگاری می کنند و از رهبران بیرحم مجاهدین می خواهند تا امکان تماس و یا ملاقات آنها را با عزیزانشان فراهم سازند اما متاسفانه واکنش مثبتی از سوی رهبرعقیدتی مجاهدین مشاهده نمی گردد.

blank
blank
blank