مادرت دلتنگ توست نامه فواد بصری به محمد جعفر نجفی در کمپ آلبانی
در کنار هم برای ایران برای ایران باید برخاست
چند کلامی تامل برانگیز پیام علی پوراحمد به اسیران رجوی در اسارتگاه مانز آلبانی
دیدار با کمند علی عزیزی در دفتر انجمن نجات زنجان
کمند علی عزیزی عضو نجات یافته از گروه تروریستی مجاهدین که از آغاز ایام رهایی برای آگاه سازی و افشای ماهیت ضد انسانی عوامل گروه فعالانه در کنار خانواده ها حضور دارد، روز دوشنبه 8 تیرماه 1405 برای دیدار و گفتگو با مسئول انجمن نجات در دفتر این نهاد حضور پیدا کرد . در ابتدا […]
نامه برات کیخایی به دوستانش در اسارتگاه مجاهدین
دوستان عزیزم، برات کیخایی هستم سالها کنارتان بودم، همان دردها را کشیدم و همان آرمانهای دروغین را باور داشتم. دیروز از طریق انجمن نجات خبر رسید که باز هم یکی از دوستان قدیمیام در آن اشرف 3 لعنتی از دنیا رفت. قلبم فرو ریخت. نه از تعجب چون دیگر متأسفانه تعجبی ندارد بلکه از درد […]
تفسیری روشنگرانه بر خاطرات امیر وفایغمایی – قسمت سوم
مدرسهای در قرارگاه اشرف وقتی از بدیع زادگان به مدرسه شبانه روزی در اشرف منتقل می شدم، احساس میکردم که دلتنگی برای والدینم کاملاً مرا در بر گرفته است. دیگر نزدیک آنها نبودم و باید شش روز کامل صبر میکردم تا اتوبوس بیاید و مرا به بدیع ببرد. حتی در آن صورت هم مشخص نبود […]
پیام حمید حاجی پور به دوست اسیرش اسماعیل پورحسن
خدمت دوست و برادر عزیزم اسماعیل پورحسن سلام و عرض ادب دارم . برادر بزرگوارم امیدوارم در پناه خداوند بزرگ همیشه سلامت و خندان باشی. البته می دانم که یکی از شاخصهای تو خندان بودن و باصفا بودن توست. برادر گلم نمیدانم در چه حالی هستی. ولی این را می دانم که مگر می شود […]
مراسم محرم با حضور اعضای انجمن نجات آلبانی
همزمان با فرارسیدن ایام سوگواری حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و یاران وفادارش، انجمن نجات آلبانی به رسم سنتهای دیرینه و ارزشمند مردم ایران، در شامگاه تاسوعای حسینی مراسمی معنوی همراه با توزیع شام نذری برگزار کرد. این برنامه با حضور جمعی از اعضا، خانوادهها و دوستداران فرهنگ و ارزشهای عاشورایی برگزار شد و شرکتکنندگان ضمن […]
امیر یغمایی، از کودک سربازی تا افشای مناسبات فرقهای مجاهدین خلق
مقدمه سازمان مجاهدین خلق به عنوان یکی از گروههای سیاسی-نظامی ایرانی، همواره به دلیل روشهای جنجالی و ساختار سلسلهمراتبی آهنین و استبدادی خود مورد انتقاد قرار گرفته است. یکی از افرادی که به انتقاد از این سازمان پرداخته، امیر یغمایی، کودک سرباز سابق این گروه است. یغمایی که اکنون از سازمان جدا شده، خاطرات خود […]
پیام رمضان سعیدی به رمضان قارایی
دوست عزیزم رمضان قارایی یک سال دیگر هم گذشت و از وعده هایی که سازمان مجاهدین داده بود خبری نشد. اگر کمی در خلوت و تنهایی خودت فکر کنی که چه چیزی در این سالها بدست آوردی به نتایج خوبی می رسی. می دانی که پدرت سال گذشته فوت کرد و چندین بار با مادرت […]
همراه با دخترم نیایش در محرم ۱۴۰۵
21 سال بعد از جدایی از تشکیلات مجاهدین خلق و بازگشت به کانون گرم خانواده، روز پنجشنبه 28 خرداد ماه در هوای گرم شهر اهواز این سعادت به من دست داد تا در کنار خانواده های اعضای گرفتار در تشکیلات رجوی در مراسم عزاداری سالار شهیدان و سرور آزادگان امام حسین شرکت کنم. اگر چه […]
تفسیری روشنگرانه بر خاطرات امیر وفا یغمایی – قسمت دوم
پرواز کودکانه به عراق من دقیقاً به یاد نمیآورم که چگونه به عراق آمدم، زیرا در آن زمان بسیار کوچک بودم، اما وقتی به آنجا رسیدم، خاطرات زیادی دارم. به طور کلی، دوران کودکیام در عراق را میتوانم دورهای خوب توصیف کنم که با احساس دلتنگی برای والدینم همراه بود. یادم میآید که مجاهدین در […]
شبیه آن چیزی که با آن میجنگی نشو
این جمله را در جایی دیدم و لحظاتی روی آن مکث کردم. احساس کردم خیلی جمله عمیق و پر محتوایی است. از آنجایی که کار من و دوستانم در انجمن نجات جنگیدن با دشمن دیرینه مردم ایران یعنی گروه تروریستی مجاهدین ضد خلق است، با خودم گفتم که هم به خودم و هم به آنها […]
در تشکیلات مجاهدین جشن تولد معنی نداشت
خانواده ام روز تولدم بیست خرداد ماه سال 1405 برای من جشن تولد گرفتند . همسرم از از من سئوال کرد در پادگان اشرف که بودی برای شما جشن تولد می گرفتند که در جواب گفتم خیر. در ادامه گفتم رجوی و سرانش مثل برده از ما کار می کشیدند و در پادگان اشرف رجوی […]
پیام رمضان سعیدی به حسنعلی بهارلو گرفتار در تشکیلات رجوی
حسنعلی تعجب می کنم که هنوز در این تشکیلات مانده ای و به خانواده ات فکر نمی کنی. یادت هست زمانی که من هم نزد مجاهدین خلق بودم چقدر با هم شوخی می کردیم. به تو گفتم که بیا با هم برویم اما تو گفتی بزودی من هم می آیم و از آن زمان 23 […]

