یکشنبه, ۲۱ تیر , ۱۴۰۵
  • ملاقات با برادر احمد اسماعیل پور از افراد گرفتار مجاهدین 21 تیر 1405

    ملاقات با برادر احمد اسماعیل پور از افراد گرفتار مجاهدین

    اعضای انجمن نجات مرکز مازندران با هماهنگی قبلی به شهر آمل رفتند تا ملاقاتی با آقای محمود اسماعیل پور برادر احمد اسماعیل پور داشته باشند. این ملاقات در محل کار آقای اسماعیل پور انجام گرفت. ایشان بسیار خوشحال شد و اولین سئوالش این بود که از برادرم چه خبر ؟ آیا خبری از او دارید؟ […]

نامه پدر و مادری منتظر به فرزندشان علی عسگر جعفرنژاد ساکن در لیبرتی 20 مهر 1392

نامه پدر و مادری منتظر به فرزندشان علی عسگر جعفرنژاد ساکن در لیبرتی

همان روزی که شما را از اشرف به لیبرتی نقل مکان کردند من و مادرت همان جا بودیم و خیلی دوست داشتیم شما را ببینیم اما سران و رهبران سازمان مانع از دیدار شدند و چشمان ما بار دیگر شاهد دوری شما از ما شد و چه دلتنگ و غصه آور بود آن لحظات ؛ اتوبوس شما از کنار ما رد می شد و جگر گوشه ما ؛ دلبند ما در آن بود و ما را توان دیداری و یا دمی در کنار هم بودند نبود و این هجران باز تمدید گردید

پیام تسلیت انجمن نجات خوزستان به خانواده ربیعی 18 مهر 1392

پیام تسلیت انجمن نجات خوزستان به خانواده ربیعی

این مادر رنج کشیده که ازچند سال پیش بر اثر بیماری خانه نشین شده بود این اواخر مرتب اسم فرزندان اسیرش را به زبان می آورد و رجوی را باعث و بانی فراق عزیزانش می دانست و به همین خاطر هر بار او را لعن و نفرین می کرد، و آرزو داشت که هر چه زودتر فرزندانش را ببیند. اما دست تقدیر به او مهلت نداد تا به این آرزوی دیرینه اش برسد و با کوله باری از درد و رنج دیده از جهان فروبست.

مجاهدین خلق مثل مرده متحرک هستند هیچ جایی در ایران ندارند 15 مهر 1392

مجاهدین خلق مثل مرده متحرک هستند هیچ جایی در ایران ندارند

رهبران مجاهدین خلق چرا اینقدر فریبکار و بیرحم و بی عاطفه هستند؟ چرا اجازه ندادند تا تو در طی مدت ۲۴ سال با پدر و مادرت و اعضای خانواده ات فقط یک زنگ بزنی و از آخرین وضعیتت با ما بگویی؟ ما پدر و مادر تو هستیم از اخبار و وقایع روز ایران و جهان اطلاع داریم و هر روز آن را دنبال می کنیم مجاهدین خلق مثل مرده متحرک هستند هیچ جایی در ایران ندارند. ملت ایران از آنها متنفر است. سعی کن هر چه زودتر از لیبرتی خارج شوی.

حمید صابری از قربانیان اخیر اسارتگاه اشرف 08 مهر 1392

حمید صابری از قربانیان اخیر اسارتگاه اشرف

خانواده محترم صابری ازقربانی شدن عزیزشان باخبرشدند و بلافاصله ضمن مراجعه به دفترانجمن نجات گیلان درصدد کسب جزئیات خبر شدند که پس از به اشراف رسیدن نسبت به وقایع تاسف بار اشرف , بسیار متاثرشدند و اذعان داشتند که عزیزمان برغم اینکه سالیان از رجوی بریده بود و از قضا اقامت فرانسه را هم داشت, رجوی اجازه خروج از اشرف را به عزیزمان نداد و کاری کرد که وی به اتفاق شماری دیگر قربانی مطامع جاه طلبانه رجوی بشود.

خانواده نامدار مسجدی: من هرگز رجوی را نمی بخشم 08 مهر 1392

خانواده نامدار مسجدی: من هرگز رجوی را نمی بخشم

من ازشما میخواهم که صدای مادر پیر و بیماری که از فراق فرزند اسیرش درچنگال رجوی به تنگ آمده را به گوش تمام سازمانهای بشردوست برسانید. من هرگز رجوی را نمی بخشم. چون اوعاطفه و احساس ندارد. وخودش را در یک محل امن درخارجه پنهان کرده و زندگی میکند. و فرزندان ما را در عراق به کشتن می دهد.

پاسخ آقای عباس اسدی به تماس برادر اسیرش در فرقه رجوی 07 مهر 1392

پاسخ آقای عباس اسدی به تماس برادر اسیرش در فرقه رجوی

برادرجان آیا این است جواب آن از خدا بی خبران به این همه سال نگرانی خانواده تو، واقعا گناه ما چیست،که بعد ازسالها بی خبری و چشم انتظاری برای حتی یک دقیقه تماس، حالا به شما اجازه دادند تماس بگیری و کشته شدن برادرمان را تبریک بگویی؟!! واقعا لعنت بر رجوی، این چه مرامی است که او دارد!! برادرجان گفتی که درحسینیه برایش مراسم بگیریم اگرکشته شدن ابراهیم تبریک دارد پس گرفتن مراسم برای چیست؟!!

خانواده رستمی: رجوی باید روزی پاسخگوی این خونریزیها باشد 06 مهر 1392

خانواده رستمی: رجوی باید روزی پاسخگوی این خونریزیها باشد

برادر ما فرحمند اسیر جنگ ایران و عراق بود که در طی سالیانی که در اردوگاههای عراق اسیر بود مستمرا برای ما نامه می نوشت ولی بعد از اینکه صدام آنها را به رجوی فروخت دیگر اطلاعی از وی نداشتیم. ما نمی دانستیم که در این فرقه نامه نگاری برای خانواده ممنوع است! رجوی خودش در پاریس در یک محل امن زندگی میکند ولی این چنین با خون فرزندان ما معامله میکند او مقصراصلی تمامی خونهایی است که تاکنون بر زمین ریخته شده است

خانواده سعادت: تنها امید ما خانواده ها شما هستید 02 مهر 1392

خانواده سعادت: تنها امید ما خانواده ها شما هستید

آقای خداداد سلیمانی پدرعلیرضا گفت: تنها امید ما خانواده ها شما هستید به ما سربزنید و ما را درجریان اخبار علیرضا قراردهید. ما حاضریم هرگونه همکاری با اعضای انجمن داشته باشیم. جان عزیزان اسیر ما بطور جدی در خطر است و باید برای نجات آنها فکری کرد.

دیدار انجمن نجات خوزستان با خانواده های راکی و کاربخش 01 مهر 1392

دیدار انجمن نجات خوزستان با خانواده های راکی و کاربخش

ما خانواده ها اجازه سوءاستفاده رجوی را از خون فرزندان اسیرمان نمی دهیم. رجوی اعضای اسیر و دربند را سپر بلای خود کرده است درحالیکه خودش و دیگر سران این سازمان ضد بشری درخارج به سر می برند. با انواع دسیسه ها مانع خروج اعضا ازعراق می شود. آقای کاربخش اضافه کرد طی چند مرحله که به نیت ملاقات با برادرم به پشت درب پادگان اشرف رفتم از نزدیک شاهد رفتار ضدانسانی و برخورد خشونت آمیزی که مسئولان کمپ با خانواده ها داشتند بودم

خانواده موسوی: آنچه که معلوم است رجوی نمی خواهد بچه ها از عراق خارج شوند 01 مهر 1392

خانواده موسوی: آنچه که معلوم است رجوی نمی خواهد بچه ها از عراق خارج شوند

آقای میرگل موسوی برادر یعقوب موسوی که بیش از بیست و پنج سال در عراق اسیر رجوی می باشد اظهار داشت: پس آنچه که معلوم است رجوی خودش نمی خواهد تا بچه ها از عراق خارج شوند چرا که مرگ سازمانش را در این انتقال می بیند. در این ملاقات وی که از خروج و جدا شدن یکی از اسرای فرقه آقای کاظم صمدی مطلع شده بود بسیار خوشحال و ضمن نفرین به رجوی از خدا خواست که هر چه زودتر همه اسرای فرقه از چنگال تشکیلات جهنمی در عراق رهایی یابند.

خانم توکلی: رجوی بهتر است به فکر آخرت خود باشد! 01 مهر 1392

خانم توکلی: رجوی بهتر است به فکر آخرت خود باشد!

خانم توکلی پس از شنیدن موضوعات مطرح شده در نشست رجوی که در قسمتی از آن که گفته بود من به کسی تضمین پیروزی نداده ام… و به فکر آخرت شما هستم، با عصبانیت گفت اگر او به فکر آخرت بچه ها است چرا خودش همراه بچه های ما نیست تا آخرت وی هم رقم بخورد؟ بهتر است به فکر آخرت خودش باشد. وی در پایان ضمن درخواست مجدد اعزام به عراق، انجام ملاقات با فرزندان اسیر شان را تنها راه نجات آنان دانست.

درد دل مادری دلسوخته از فراق فرزندش 28 شهریور 1392

درد دل مادری دلسوخته از فراق فرزندش

زمانی که در پادگان اشرف بود با کلی مشکلات جسمی که داشتم به عراق سفر کردم که شاید بتوانم با پسرم دیداری داشته باشم و بعد از چند سال آن را در آغوش بگیرم ولی متاسفانه به جای اینکه پسرم را در آغوش بگیرم آدمهای توجیح شده فرقه رجوی با سنگ و فحش های رکیک از من مادر استقبال کردند. خبردار شدم بعد از بسته شدن پادگان اشرف او را به کمپ موقت (لیبرتی) منتقل کرده اند و هیچ اطلاعی از وضعیت او ندارم.

blank
blank
blank