خیانت به وطن رجوی، تجسم عینی خیانت در همه زمینه ها – قسمت دوم
مزرعه ترول مجاهدین خلق مجاهدین و جنگ سایبری سازمانیافته در فضای مجازی
اختناق در سازمان مجاهدین خاطره بازی رجوی چه سودی برای تشکیلاتش دارد؟ – قسمت سوم
حمایت از محصورین رجوی درآلبانی، عملی نیست!
روند امور و عملی نشدن آنچه که قرار بود درسوریه اتفاق افتد وبه ایران تسری یابد، غرب را هم بدان نتیجه رساند که نگهداشتن اعضای باند رجوی درعراق، پرهزینه، بیهوده وغیر ممکن است و فشار خانواده های مربوطه که صدها عریضه وشکایت به دولت ها و مجامع جهانی و حقوق بشری منطقه ای تسلیم کرده و خواستار انتقال فرزندشان به جاهایی که نتوانند درخدمت فوری مهاجمین فرضی قرار گرفته تا هموطنان خود را کشته ویا خود کشته شوند
جواب بیانیه ی ۸۰صفحه ای شورای رجوی، کوتاه و مستند است!
بلی این شورا با ترکیب بسیار ناهمگن خود وتحت زعامت مسعود رجوی که حتی سایه ی خودش را قبول نداشت، تشکیل شد که پیوستگان صادق ویا ساده ی این شورا که هرکدام خود را ده ها سروگردن ازرجوی بالاتر میدانستند، بطور سریعی ازاین جمع کنار کشیده و رجوی را با خود وفدائیان خاص اش تنها گذاشتند و نام شورای ملی ازاین تشکل هم بصورت طبیعی برداشته شد!
به بهانه سالگرد تاسیس سازمان مجاهدین
اکنون بعد از گذشت بیش از 50 سال از تاسیس سازمان مجاهدین٬مشاهده میکنیم که آنها از کوچکترین محبوبیت و پایگاهی در کشور برخوردار نیستند و بجای اینکه بدنبال جایی در دل مردم ایران باشند٬بی وقفه بدنبال بدست آوردن دل قدرتهای جهانی و منطقه ای هستند! اکنون هم دست به اقدام خفت باری زده اند و با سعودی های منفور و کودک کش دوست شده اند.
نگاهی به وضعیت سازمان در آستانه پنجاه و یکمین سالروز تاسیسش
حال اگر بخواهیم نگاهی اجمالی بیندازیم به وضعیت اسف بار کنونی سازمان و دلایل چنین وضعیت وخیمی بعد از بیش از نیم قرن بعد از تاسیس ؛ متوجه می شویم که اصلی ترین دلیل و اشتباه سازمان مجاهدین این بوده است که رهبری سازمان بدست یک فرد نا صالح و نا صادقی مثل رجوی افتاده است که با خیانت به بنیانگزاران سازمان این سمت را ربوده است و بدنبال آن هم خیانت ها و جنایاتی را علیه مردم ایران مرتکب گشته است تا اینکه سازمان به اصطلاح مجاهدین را به این نقطه اسف بار کنونی رسانده است.
پرده نشین خود را نمایان می کند
این روزها خبر انتقال سران رده بالای ترور و خشونت فرقه رجوی از مهمترین خبرهای این گروه می باشد افرادی که در این چند سال هیچ ردی و نام و نشانی نداشتن و مثال رجوی مفلوک در انزوای کامل بسر می بردند و به ناگهان اسامی آنها جهت انتقال آورده شد. رجوی در حضیض ذلت دست به دامان آمریکا شد تا بتواند افرادی که در کشتار درونی و بیرونی و خشونت علیه نیروهای خود و ملت ایران و عراق دست داشتند را از عراق خارج کند.هراس و نا امیدی و کوتاه آمدن از شعارهای پوچ و بی محتوا هزار اشرف میسازیم، دود شد و الان بیشتر بفکر بیرون بردن خود می باشند.
معنی چرخش اساسی ازنظر باند رجوی!
جمع کردن مردم ایران با باند رجوی که” مقاومت” یکی ازاسامی والقاب پرشمار آنست، مانند اجتماع نقیضین است و محال می نماید. بارها دیده وشنیده اید که مردم غمی بنام باند رجوی ندارند واگر کسانی در این مورد ورود می کنند، اعضای تیره بخت خانواده هایی است که فرزندانشان دردام آختاپوسی شما گرفتار شده است!!
اضافاتی بر نوشته ی سعید درنقد زری اصفهانی رجوی نشان!
دراینجا این سئوال مطرح است که چگونه وقتی منافع این باند اقتضا میکند، به رسانه ای که علیرضا نوری زاده از ارکان آن است، اینگونه سفت وسخت تمسک جسته شود ولی زمانی که همین نوری زاده –همانطور که سعید یاد آوری کرده درخط وخطوط ما نیست – حرفی ناسازگار درمورد رجوی ها مطرح میکند، اینگونه آسمان ها را بزمین میریزند!
شما رجوی ها، فقط یک صدم این انتقادات را مطرح کرده ونتایج درخشانش را ببینید!
جلوگیری ازانتقادها، کار سازمان مجاهدین سابق را به این شکل زار و رسوا کننده ای کشید وحالا هم انتظار دارند که دلسوزان دولت هم این رویه ی رجوی ساخته را پیشه کرده و تشکیلات دولتی را بشکل تشکیلات رجوی درآورند!!
فریاد آی دزد آی دزد مجاهدین نیز حکایتیست
مجاهدین برسم و عادت همیشگی شان در این ایام با یک فرار به جلو ابلهانه با فریاد های بلند”آی دزد آی دزد” با جار و جنجال تبلیغاتی به هرچه بلند گوی غربی و تلویزیون و سایت و رسانه دست چندم و بعضا متروکه متوسل شده اند و تازگی ها یادشان افتاده که قبلا ایرانی بوده اند و برای ایران و حقوق بشر دلسوزی میکنند و با بهانه قرار دادن بقول خودشان کشتار سال 67 میخواهند اذهان عمومی را از جنایات خودشان دور کنند و بمصداق همان دزدی که مال مردم ربوده و در حال فرار فریاد آی دزد آی دزد ش بلند شده تا کسی متوجه دزدی خودش نشود.
دوام و بقای فرقه رجوی تا حال
رجوی در این سالها که از قبل برنامه آن را ریخته بود خانواده را ضد مبارزه و فاصله انداختن بین خود آنها می دانست و اینگونه اشخاص را ضد خانواده کرد.از طرف دیگر هم با توهمات خاص خود و خلاف میل اخبار و شایعات خود ساخته را به خورد اعضا داد و آنها را از ملت و مملکت دور و کینه درون آنها را شعله ور می ساخت و اینگونه کور کورانه قبول می کردند هر آنچه او می گفت را آری رجوی بعد از این اعمال خیانت خود را با دست باز در راستای مبارزه توجیه می کرد و ذهن افراد کشش فکر کردن به اقدامات خائنانه وی نبود.
اگر رجوی دچار مرگ سیاسی یا فیزیکی نشده، چرا اعلامیه ی رسمی نمیدهید؟!
دراین مورد جواب شما یک” نه” بزرگ است ومریم و همکارانش دیگر درمقام وموقعیتی نیستند که درصدد نفی حضوری یا بیانیه ای سخنان این مرد فتنه گر وقدرتمند باشند. او این خبر را بطور شمرده ادا کرد و برای دومین بار ازروی متن آنرا خوانده وگفت که همانطور که از مرحوم سید مسعود حمایت میکرده، از سیده مریم هم حمایت خواهد کرد والبته نگذاشتن پیام صوتی یا تصویری مسعود رجوی دراین گردهم آیی، مزید برعلت شد!
قحط الرجال درمقابل کثرت کرسی ریاست پوشالی در باند رجوی!
ظاهر مسئله درست است اما درمناسبات رجوی ساخته وشماها پرداخته، روال کارها بر شستشوی مغزی افراد و تبدیل آنها به روبوت های کاملا مطیع وقابل اداره در عرصه های محدودی است و سازمان مجاهدین رجوی، تکیه ای برعنصر انسانی ندارد! پیشتاز بودن، مقوله ای گسترده تر است ولی عجالتا میتوان گفت که برعهده گرفتن نقش پیشتازی، تنها با تکیه برخرد جمعی وتحت شرایط مناسبی ممکن است که باند رجوی تهی ازاین مختصات است!!

