یکشنبه, ۱۴ تیر , ۱۴۰۵
  • تقابل شعارهای جنسیتی مریم رجوی با ساختار سلب عاملیت 10 تیر 1405

    پارادوکس رهایی
    تقابل شعارهای جنسیتی مریم رجوی با ساختار سلب عاملیت

    “حتی بدترین انسانها نیز حق انتخاب دارند و اصولا با این جور باورهاست که انسانیت معنای راستین خود را بازتعریف می کند.” ویرجینیا وولف مقدمه ویرجینیا وولف*، نویسنده و متفکر برجسته انگلیسی، معتقد بود که معنای راستینِ انسانیت در “حق انتخاب” تجلی می‌یابد؛ حتی در سخت‌ترین شرایط، این حق انتخاب است که انسان بتواند جهانِ […]

رجوی و خانواده ها 13 بهمن 1392

رجوی و خانواده ها

رجوی در یکی از سخنرانی هایش برای سرکوب عواطف و سرسپردگی بیشتر اعضا میگوید بچه سمبل نفاق است و با این حرف اعضا را اماده برای جدا سازی از فرزندان نموده و کار را به سمتی کشاند که در سال 1370با این توجیه که کودکان در معرض تهدید بمباران و کشته شدن هستند تمامی کودکان را از خانواده ها جدا و آنان را به خانه تیمی های سازمان در اروپا فرستاد و در حقیقت با این عمل هم با جدا سازی پدر و مادر از کودکان رابطه آنان را قطع و عواطف آنان را سرکوب

سازمان ملل: رجوی لیبرتی را برای اعضای خود به زندان بدل کرده است 09 بهمن 1392

سازمان ملل: رجوی لیبرتی را برای اعضای خود به زندان بدل کرده است

همانطور که در گزارش ذکر شده، سران فرقه محدودیت های سختی بر ساکنان اعمال می کنند، بنابراین نمایندگان یونامی و کمیساریای عالی پناهندگی بایستی مماشات با رهبران فرقه را متوقف کنند. آنان باید تک به تک اعضا را بصورت منفرد و مستقل طرف حساب خود قرار داده و دیگر هیچ یک از فرماندهان دست نشانده رجوی را به عنوان «نماینده ساکنان لیبرتی» نپذیرند. اولین اقدام برای رها کردن اعضای اسیر، عدم به رسمیت شناختن این تشکیلات فرقه ای و ضد حقوق بشری از سوی سازمان ملل است.

در اسارت تابوهای فرقه ای – قسمت اول 05 بهمن 1392

در اسارت تابوهای فرقه ای – قسمت اول

در مناسبات فرقه چنین جا انداخته بود که هرکسی که بخواهد جدابشود بخاطر مسائل جنسی است و فرد را بدین ترتیب در اسارت نگه میداشتند و فرد بخاط ترس از این اتهام، قدرت رهائی از او گرفته میشد. خروج نیرو از مناسبات فرقه نیز مانند پیوستن آنها به رژیم معنی میشد و برای فرد بصورت تابوئی غیرقابل حل در می آمد. ترس از اینکه اگر جداشوم بمن می گویند که به رژیم پیوسته ام و مرا جاسوس جمهوری اسلامی خطاب کنند، بعنوان تابوئی مرا از حرکت بازمیداشت.

انقلاب درونی مجاهدین درچند جمله – قسمت پنجم 03 بهمن 1392

انقلاب درونی مجاهدین درچند جمله – قسمت پنجم

رجوی میخواست که در شرایطی که اوضاع بهم ریخته میشود و خودش نمیتواند مانند چنین روزهای ارتباط مستقیم با بدنه سازمان داشته افرادی را داشته باشد که مو به مو دستوراتش را اجرا کنند و این کار فقط توسط زنان که از خودشان ایده ای ندارند و کلا فقط مجری هستند بر می آمد! و بعدش باین کار هرچه بیشتر جلوی انشعاب در سازمان را گرفت.

انقلاب درونی مجاهدین در چند جمله – قسمت چهارم 30 دی 1392

انقلاب درونی مجاهدین در چند جمله – قسمت چهارم

بند (د) هم مانند بندهای دیگر که حقیقتا هیچ پایه علمی یا حتی تجربی نداشت چیزی کاملا من در آوردی بود که زائیده فکر متحجر و فسیل شده مسعود و مریم رجوی بود! مریم رجوی برای اینکه خودش را روشنفکر نشان دهد یا بهتر بگویم ژست روشنفکری بگیرد با خواندن کتابهایی از فلسفه یا کتابهای روشنفکری دیگر و حفظ کردن آنها و تکرار کردن همان مطالب از جانب خودش سعی میکرد در بین بچه ها برای خودش جایگاهی دست و پا کند

سوال ممنوع! 30 دی 1392

سوال ممنوع!

بر اساس خبر های رسیده از درون کمپ لیبرتی سران فرقه مافیایی رجوی برای اعضاء خود سوال کردن را هم ممنوع اعلام کردند! البته کسانی که در درون تشکیلات و روابط مناسبات فرقه گرایانه رجوی حضور داشتند می دانند سوال کردن در مورد شخص رجوی یا مریم قجر و یا منابع مالی سازمان و … بطور مطلق ممنوع بود و هنوز هم ممنوع می باشد.

انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین در چند جمله – قسمت سوم 25 دی 1392

انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین در چند جمله – قسمت سوم

رجوی در نشستهای بند (ج) رو به زنانی که در حال عبور دادن خود از بحث ها بودند میگفت: اگر در ذهنتان هم به همسران سابقتان فکر کنید بمن خیانت کرده اید چرا که شما اکنون در حریم من هستید! در منتهای وقاحت رو به زنان میگفت که من تمامی عواطف و احساساتتان را میخواهم! بعد بخاطراین که صحبت خیلی ضایع نباشد اضافه میکرد البته برای سرنگونی ها!! رو به مردان هم میگفت: که شما بایستی از من متشکر باشید که باعث طلاق شدم! او میگفت: که خیلی از شماها خودتان بدلیل مسائل مختلف میخواستید طلاق بگیرید ولی رویتان نمیشد

اسیرانی در پس دیوارهای سرد بتونی لیبرتی 23 دی 1392

اسیرانی در پس دیوارهای سرد بتونی لیبرتی

حمله موشکی به لیبرتی، چهار نفر دیگر از ساکنین لیبرتی را به کام مرگ فرو کشید. بنا بر اظهار نظر فرقه رجوی،” دو نفر از آنان به دلیل سکته در جریان موشک باران، کشته شده اند”. آیا فرقه رجوی به روال گذشته، برای خلاصی از چالشهایی که افشاگریهای جداشده ها و پیگیری خانواده های اسیران در لیبرتی، برایش بوجود آوره اند، با خون و خون ریزی قصد منحرف کردن اذهان به سمت و سویی دیگر را دارد؟

سوالهای خلق قهرمان و پاسخ هایی از جنس سنگ 22 دی 1392

سوالهای خلق قهرمان و پاسخ هایی از جنس سنگ

چرا هر کجا که صدام هوس عربده کشی می کرد مسئولان فرقه بازوی تمام عیار وی می شدند؟ در این اثنا بود که دستور از افراد مافوق شان آمد که با سبدهای پر از سنگ و کلوخ هدفم قرار دهند و جوابی که از فرقه مدافع حقوق بشر مستقر در بیابان های عراق گرفتم چیزی جز چند تکه سنگ به بدنم نبود. تازه خدا را شکر کردم که اگر هم چشم خود را در این حمله سنگی از دست می دادم شکایت خود را پیش کدام یک از مسئول شان بایستی می بردم در حالیکه این فرمان حمله علیه خلق قهرمان را خود آنها داده بودند.

انحلال فرقه تروریستی مجاهدین تنها راه پذیرش اعضا در کشور ثالث است 18 دی 1392

انحلال فرقه تروریستی مجاهدین تنها راه پذیرش اعضا در کشور ثالث است

رجوی ها با مانع تراشی در کار کمیساریای عالی پناهندگی و چوب لای چرخ انتقال اعضا به کشور ثالث گذاشتن، زمینه ساز کشته شدن اعضای اسیر در لیبرتی هستند، همانگونه که با مانع تراشی در مسیر خروج آنها از اشرف، باعث کشته، مجروح و معلول شدن چند صد نفر از اعضا شدند.تنها راه نجات خارج کردن اعضای اسیر از سیطره تشکیلاتی این فرقه مخوف است.

ما مغز نمیخواهیم، قلب میخواهیم با چشم و گوش بسته! 18 دی 1392

ما مغز نمیخواهیم، قلب میخواهیم با چشم و گوش بسته!

این شیوه و تاکتیک تمامی گروه های فرقه ای است که از اینچنین شیوه هایی برای هر چه بیشتر در اختیار گرفتن ذهن و اندیشه و فکر نفراتشان از ان استفاده میکنند! سازمان حتی در درون خودش هم برای نفرات قسم خورده خود مراقب میگذارد! برای کسی که ده ها عملیات برایش انجام داده است و مسول نیروست شخص دیگری را بعنوان مراقب و بدون اینکه خود شخص بداند مراقب میگذاشت!

انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین در چند جمله – قسمت دوم 16 دی 1392

انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین در چند جمله – قسمت دوم

زندان انفرادی بود بمدت دو سال برای از بین رفتن اطلاعاتش و بعد از آنهم تحویل مقامات امنیتی عراق شدن و رفتن به زندان ابوغریب بجرم ورود غیر قانونی به عراق و زندانی شدن بمدت هفت سال! یعنی تا انیجا شد 9 سال! حال هرکدام از خوانندگان عزیز در دنیای فرض و خیال اگر شما جای یکی از این نیروهای سازمان بودید بصورت شکلی و ظاهری هم که شده تن به شرکت در این خیمه شب بازی سازمان میدادید یا اینکه حاضر میشدید سر از زندانهای سازمان و عراق در آورید؟

blank
blank
blank