خیانت بزرگ رجوی به اعضا و عراق از فرار ننگین تا همکاری با القاعده و شادمانی از ظهور داعش
مشروعیت بخشیدن به ارتباط صدام رجوی، تجسم عینی خیانت در همه زمینه ها – قسمت چهارم
قبح زدایی از مزدوری برای صدام رجوی، تجسم عینی خیانت در همه زمینه ها – قسمت سوم
نقدی بر جایگاه مجاهدین در طرح جدید امریکا
سخنرانی جدید رییسجمهور امریکا و اعلام اینکه 21 هزار سرباز تازه نفس به عراق اعزام خواهد شد و تکرار مواضع خصمانهی وی علیه ایران و سوریه، نه تنها استراتژی نوینی نیست، بلکه حتی یک تاکتیک هم محسوب نمیشود، و طراحی و سیاستی است برای پیشبرد برنامهای که دولت بوش در دستور کار دارد. اکنون مدتها است که طرحهایی نظیر ایجاد”خاورمیانه بزرگ” از دستور کار خارج شده و به حاشیه رانده شده است. شاخص مهم از اولویت خارج شدن طرحهای اینچنینی، تغییرات کلیدیای است که با کنار گذاشتن رامسفلد، جان بولتون و تغییر پست زلمای خلیلزاد، ابیزید و نگرو پونته در ساختار تیم بوش ایجاد گردیده است.
فرقه رجوی به ۷۰ مورد جاسوسی برعلیه منافع ملی ایران اعتراف کرد
در آخرین روزهای سال 2006 سر کردگان فرقه و شورای رجوی، سر مست از خیانت به منافع ملی ایران، امیدوار به عواقب و عوارض قطعنامه 1737 شورای امنیت، در حالی که با خبر اعدام صدام جشنشان را به عزا تبدیل شد، طی لیستی به دهها مورد جاسوسی اتمی برای بیگانگان اعتراف کردند! شیوه اعتراف و تبلیغاتی که بعد از صدور قطعنامه 1737 از سوی باند رجوی صورت می گیرد، در نوع خود سوال بر انگیز است. چرا رجوی اینگونه به پرونده سیاه و خیانت خود برعلیه مردم ایران اعتراف می کند؟
دستگیری جاسوس در مرکز پژوهشهای مجلس ایران
احمد توکلی، رئیس مرکز پژوهش های مجلس ایران گفته است فردی که در این مرکز برای سازمان مجاهدین خلق ایران،”جاسوسی” می کرده، بازداشت شده است. وی به خبرگزاری فارس گفت:”این فرد از سال 1380 وارد مجلس شد و گزینش مجلس ششم نیز نسبت به وی مثبت بود که در این مدت اطلاعات را جمع آوری و به مجاهدین منتقل می کرد.” در همین حال رادیوی ایران نیز خبر داده است که فرد دستگیر شده متولد 1348 است و از سال 1377 در مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی مشغول به کار بوده است. این رادیو افزود او به اطلاعات مراکز حساسی چون سازمان انرژی اتمی، وزارت اطلاعات و وزارت امور خارجه دسترسی داشته است.
داغ ننگ حمایت از صدام
در حالی که باند آدمکش رجوی، اعدام پدر معنوی و اصلیترین پشتیبان خود بهدست مردم عراق را محکوم کردند و از آنجا که جنایات صدام علیه بشریت، تا آن حد بوده که دار و دستهی قاتل رجوی نیز نمیتوانند صراحتاً از وی حمایت کنند، مسألهی وی را امری دانستند که تاریخ دربارهی آن قضاوت خواهد کرد!
شک به صدام، مرز سرخ جدید مجاهدین
پیش از این مجاهدین مرزهای سرخ بسیاری را ترسیم کرده بودند. از جمله خطوط قرمز مجاهدین، قبول داشتن صد در صد رجوی بدون هیچ شک و گمانی نسبت به وی، سرسپاری مطلق به تشکیلات، عدم نگاه جنسی (که امری رایج در تشکیلات مجاهدین دربارهی زنان است) نسبت به زنان شورای رهبری، غسل هفتگی، عملیات جاری و…
مجاهدین رجوی، متحد صدام دیکتاتوری که تاریخ مصرفش تمام شد
اکثر مردم خاورمیانه بویژه مردم عراق،.مردم عراق شامل ترک، سنی، شیعه و کرد و عرب و عجم از ا عدام این دیکتاتور، مخصوصاً کردها که بیشترین ستم و ظلم در حکومت صدام شامل حالشان شد. استقبال کردند. مردم ایران نیز با اعدام صدام دیکتاتوری که در ویرانی منطقه و در راستای منافع اسرائیل علیرعم ادعای حمایت از فلسطین، عمل میکرد از اینکه ایران همچنان بر جا و اشغالگر دیگری که نا جوانمردانه خاک ایرانمان را مورد تجاوز قرار داده بود،به سرنوشت دیگر متجاوزان پیوسته بود، ابراز خرسندی کردند. ایران در سال 1981 مورد تجاوز عراق قرا رگفت ومتحمل جنگ هشت ساله شد. مردم کویت نیز که کشورشان توسط صدام در 1991 غارت شده بود نیز به این موج پیوستند.
احتمال استفادهی مجدد امریکا از رجوی
خبرنگار”بازتاب” از واشنگتن گزارش داد: برخی چهرههای شاخص گروههای سلطنتطلب نگرانی خود را از احتمال نزدیکی دوباره و استفاده امریکا از سازمان مجاهدین خلق ابراز کردهاند. گفته میشود این ابراز نگرانی به دنبال خروج مسعود رجوی از حالت تحت نظر مأموران امریکایی در حومه بغداد و انتقال وی به همراه تعدادی دیگر از کادرهای مجاهدین خلق به اردن ابراز شده است.
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
صدام حسین هم رفت همانند بسیاری دیگر از دیکتاتورها که آمدند و رفتند با همه عظمت و شکوه ظاهری شان و با همه قدرت بی مثالشان، همانند هیتلر که با خود کشی ناشی از تلخ ترین شکست زندگی اش حیات را وداع گفت و هانند چائوشسکو که زندگی اش با اعدام به پایان رسید. دیکتاتورها می آیند و ظلم می کنند و می روند و عدالت است که می ماند، هر چند که دیر بدست آید.
رهنمود مددکاران مجاهدین به امپریالیسم
“بیژن نیابتی” تئوریسین ِ در حاشیهی مجاهدین که این افتخار نصیباش شده که عربدهکشیهای نئومحافظهکاران امریکایی برای آقایی جهان را بیشتر از خودشان باور کند! و در وانفسای بحرانهای نظریهپردازان جنگطلب، که هر یک بهنحوی سعی دارند افتضاح برآمده از سیاستهای صلیبی را بر دوش دیگری بگذارند، دم از آنتاگونیستی بودن تضاد امریکا با ایران میزند و اعتقاد دارد که بازهای امریکایی به کمتر از تعویض رژیم در ایران رضایت نمیدهند، ضمن ارایهی یک دوجین رهنمود نظامی و امنیتی به نیروهای اشغالگر امریکایی، برای برونرفت از باتلاق عراق، همچنان معتقد است که مشکل مجاهدین برای سرنگونی، توانایی نیست، بلکه شرایط سیاسی است!
سرخوشی های بیهوده از مصاحبه آقای جفری
درج سخنان جیمز جفری مشاور ارشد وزیر امور خارجه ی امریکا در خاورمیانه و امور ایران با عنوان بیانیه ی خانم پارسایی بیش از آن که قابل بهره برداری برای فرقه ی رجوی باشد، باطل کننده ی سرمستی هایی است که به دنبال یک حکم از خود نشان داده و جشن برپا کردند! وقتی جیمز جفری می گوید ما از مجاهدین حمایت نمی کنیم،چون در لیست تروریستی قرار دارند، باید سئوال کرد پس این همه به آب و آتش زدن برای نزدیک شدن به لابی های امریکایی چیست؟
مادری برای ادای نماز به مسجد می رود
همزمان با عید سعید قربان، مادر داغدار « نصرت بازوفت » که نمازش را در نذر تقاص گرفتن صدام شکسته بود، دیگربار بجای می آورد (به گفته همسرش طی مصاحبه یی در روزنامه ابزرور به مناسبت اعلام حکم اعدام صدام حسین). گویی بخاطر دل شکسته ی او بود که در چنین روزی دیکتاتور به همان طریقی که فرزاد، فرزند نصرت را در کینه جویی کور به ایران و ایرانی، از او ربود، حلق آویز گشت. خانواده ی بازوفت از آستانه انقلاب، با تجاوز صدام حسین به شهر آبادان، ستمگری او را تجربه کرده وخانه و زندگی را درچنگال دشمن ترک گفتند.« فرزاد » پسربچه کاشانه از دست داده یی بیش نبود که با خلاقیت و تلاش بر همه مشکلات ومسائل زندگی در غربت فایق گشته و در حرفه روزنامه نگاری چنان درخشید که از روزنامه معتبر « ابزرور » ماموریت گزارش جنگ ایران و عراق گرفت.
کانون قلم حمایت شورای ملی مقاومت از صدام حسین را محکوم می کند
همانور که آقای مسعود رجوی بعد از سه سال و نیم، لب گشود و در دو هفته گذشته دو نامه را منتشر کرد، رسانه های تبلیغاتی وابسته به سازمان مجاهدین نیز به ناچار بعد از اعدام صدام حسین سکوت خود را شکستند. این در حالی است که سازمان مجاهدین برای ظاهر فریبی و جداکردن پرونده خود از صدام حسین، از دسامبر 2003 که دیکتاتور عراق دستگیر شد، تا کنون در کلیه مراحل رسیدگی قضایی به پرونده صدام حسین روش سانسور و سکوت را در رسانه های خود حاکم کرده بود.

