حسادت احمقانه مجاهدین به سلطنت طلبان

این روزها مجاهدین خلق حمله نظامی خارجی به ایران را بنفع رقبای خود می‌دانند و از این روست که به راه سومی چسبیده‌اند و این راه موهوم را تنها و تنها به نفع انحصارطلبی لاعلاج خود دانسته و روی آن مانورهای احمقانه می‌دهند. چرا مجاهدین به این نتیجه غیر عملی رسیده‌اند که باید با سلطنت […]

این روزها مجاهدین خلق حمله نظامی خارجی به ایران را بنفع رقبای خود می‌دانند و از این روست که به راه سومی چسبیده‌اند و این راه موهوم را تنها و تنها به نفع انحصارطلبی لاعلاج خود دانسته و روی آن مانورهای احمقانه می‌دهند.

چرا مجاهدین به این نتیجه غیر عملی رسیده‌اند که باید با سلطنت طلبان جنایتکارمخالفت کنند؟ و چرا در زمانی که ترامپ از این نیروهای ضد مردمی میخواهد که یکپارچه باشند و برای ویرانی ایران از تشتت و پراکندگی دوری کنند و متحد شوند، راه دیگری را پیشنهاد می‌کند؟
تحلیل ترامپ در اینگونه اندیشیدن از این روست که او بخوبی از ضعف مفرط آنها آگاه است. از نظر او ضروری است که نیروهای مخالف حکومت ایران یکدیگر را تضعیف نکنند و بطور همصدا عمل کنند اما این نیروهای متشتت قادر به قبول توصیه‌های ترامپ نیستند.

عدم توانایی نیروهای یاد شده در هماهنگی با یکدیگر بدلیل استبداد ذهنی و انحصار طلبی فاشیستی‌ای است که هر کدام دارند و گرنه اگر مجاهدین می‌دانستند که حمله نظامی خارجی به ایران صرفا و صرفا به نفع آنها است، مسلما که استقبال تام و تمامی از آن می‌کردند!
با توجه به عدم مقبولیت و مشروعیت مجاهدین که در تظاهرات اخیرشان در برلین جلوه نمود، و با عطف نظر به موضعگیری‌های دول متخاصم خارجی که مجاهدین را علیرغم لابی‌ها و پول‌پاشی‌هایش درسایه قرار داد، مجاهدین به این نتیجه رسیده‌اند که در پی این حمله – که احتمال پیروزی‌اش درحد صفر است – رقبای سلنت طلب آنها دستی بالاتر از آنها خواهند داشت.

این موضوع با نگرش و رویکرد ذاتی آنها — خود شیفتگی وانحصار طلبی شدید آنها- همخوانی ندارد. ازاین حیث است که راه سومی اختراع کرده‌اند که به موجب آن ، باید که فقط و فقط خود آنها از طریق قدرت‌های جهانی و بطور انحصاری به رسمیت شناخته شوند و بس.
مسئله در اینجاست که قدرت‌های جهانی به عنوان یگانه امید مجاهدین، مجاهدین را به رسمیت نشناخته اند تا مشکلات مزمن این تشکیلات حل شود. این موضوع، اگرچه در خفا، سران باند رجوی را به وحشت انداخته است. مجاهدین ازاین مسئله می ترسند که در پی یک حمله خارجی کلاه‌شان پس معرکه بماند و از این بابت ، حسادت زیاد و بی حد و حصری نسبت به سلطنت طلبان نشان می‌دهند.

بخصوص که ربع پهلوی اجازه داشت در کنفرانس اخیرمونیخ – صرفنظر از تحقیر‌هایی که این وطن فروش متحمل شد- شرکت داشته باشد و مریم رجوی از شرکت در آن محروم شد. رجوی‌ها نادان‌تر از آنند که بدانند مورچه چیزی نیست که کله پاچه‌اش چیزی باشد.‍
باوجود اینکه توازن پایدار نیروهای داخل کشور برضد این دو گروه خیانت پیشه برقرار است، آنها بیهوده می‌کوشند که با حمایت غرب، آبی برای خود گرم کند. به عبث می‌کوشند که جهان پر تلاطم غرب آنها را به رسمیت بشناسد.

نهایتا، با ضرس قاطع می‌توان گفت که مجاهدین خلق بازنده این مراحل تاریخی خواهد بود که امیدوارم به نفع ملت و کشور ایران سپری شود.

رضا اکبری نسب
عضوی از خانواده‌های قربانی رجوی و زندانی سیاسی دوران شاه