بعد از حمله جنایتکارانه آمریکایی-صهیونی به ایران، همه دشمنان قسم خورده گرد هم آمدند تا به خیال خودشان سهمی از آینده ایران داشته باشند. در میان دشمنان ایران مسعود رجوی هم سعی میکند از این فرصت استفاده کند . او فکر میکند شرایط فعلی مانند زمان درگذشت آیت الله خمینی میباشد. در آن زمان، رجوی […]
بعد از حمله جنایتکارانه آمریکایی-صهیونی به ایران، همه دشمنان قسم خورده گرد هم آمدند تا به خیال خودشان سهمی از آینده ایران داشته باشند. در میان دشمنان ایران مسعود رجوی هم سعی میکند از این فرصت استفاده کند .
او فکر میکند شرایط فعلی مانند زمان درگذشت آیت الله خمینی میباشد. در آن زمان، رجوی بعد از شکست در عملیات دروغ جاویدان تحلیل کرد که حمله بعدی ما زمانی است که آقای خمینی فوت کند؛ ارتش خیالی ما به سمت ایران حرکت خواهد کرد.
او میگفت: حتی اگر صاحبخانه یعنی صدام به ما اجازه ندهد ما باید با سلاح سبک به ایران برویم چون مردم در آن شرایط آماده قیام هستند. تا اینکه خرداد سال 68 رسید و خبر فوت آیت الله خمینی اعلام شد و رجوی به همه اعضا دستور داد که برای رفتن به سمت ایران آماده سازی لازم را انجام دهند ولی هر روز میگذشت و خبری از فرمان حرکت نبود تا اینکه بعد از چند روز عنوان شد که صاحب خانه یعنی صدام برای رفتن به ما اجازه نداد. همه پز دادنهایش در مورد رفتن به ایران و رسیدن به سرنگونی دود شد و به هوا رفت.
اکنون هم بعد از شهادت رهبری ایران، رجوی فرصت را غنیمت شمرده و فکر میکند میتواند در ایران به قدرت برسد. همسر سومش نیز دلش را صابون زده و دولت موقت برای دوران انتقال را اعلام کرده است. او فکر می کند می تواند با این حقه بازی به قدرت برسد اما در این میان حتی یک بار هم به مسئله حمله جنایتکارانه آمریکایی- صهیونی نپرداخته و کشتار کودکان و مردم بی دفاع ایران را محکوم نکرده است.
تمام شعار دادنهای مریم رجوی مصرف داخلی دارد تا اینگونه به نیروهای مصیبت زده خود در اشرف 3 روحیه بدهد که دیگر دوران رفتن به ایران فرا رسیده است. البته برای آنانی که در حصار تشکیلاتی قرار دارند دروغهای رجوی میتواند تسکین دردی باشد چون سالیان در منجلاب مغزشویی قرار داشتند .
می توان بعد از جریان جنگ شرایط اعضا در درون تشکیلات را حدس زد. نفرات را مجبور می کنند دوباره گزارش بنویسند و علت نبردن مریم رجوی، این نماینده شیطان، به تهران را به کم کاری اعضا نسبت بدهند. باید رجویها مبرا از هر گناهی جلوه داده شوند. کاری که سالها در درون سازمان رسم شده است .
رجوی به خاطر اینکه درک درستی از شرایط ندارد و در توهمات خودش گیر کرده است. فکر میکند هر اتفاقی که در ایران بیفتد به نفع او خواهد بود در حالی که حمله غرب به ایران سرفصلی بود که ماهیت همه مشخص شده است.
رجوی جنایت کار یکی از همین دشمنان است که دیگر نمیتواند مدعی آزادیخواهی پوشالی برای مردم باشد. پس بهتر است در همان منجلابی که برای خود درست کرده است به زندگی ذلت بار خود ادامه دهد.
هادی شبانی

